تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : باور داشت مهدویت (قسمت دوم)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
  


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب باورداشت مهدویت

3-اساس عقیده به مهدویّت


اساس در عقیده به مهدویّت، و غلبة اسلام بر تمامی ادیان، و منتهی شدن سیر طبیعی دنیا، به حاکمیت اسلام و فرامین الهی، و یگانه شدن قوانین و نظام‌های موجود، و خلافت مؤمنان و شایستگان در زمین، و تبدیل ترس و هراس بشریّت به أمان و امنیت، و نابودی همة مظاهر استضعاف و استکبار، همگی در همان نیروی اولیّه‌ای است که به طرزی شگفت، برای نابودی همة مظاهر شرک و استکبار، و آزادسازی انسان از سلطة طواغیت، و خارج ساختن بشریّت از ذلّت بندگی مردم، به عزّت بندگی خداوند، در نهاد دعوت اسلام، و باور توحیدی و کلمة اخلاص، به ودیعت نهاده شده است.

اینکه می‌بینیم دنیا در سیر خویش به سوی جامعه‌ای یگانه و بین‌المللی، و ادغام بعضی جوامع در بعضی دیگر، و کاستن امتیازات سیاسی و نظامی و نژادی، در حرکت است، و دانش و پیشرفت صنعتی؛ یگانه شدن بشریت، و یکی شدن اقوام و ملیّت‌های مختلف را میّسر ساخته است و توسعة ارتباطات و پیوندهای بین ملّت‌ها و قومیّت‌های گوناگون، آنان را مانند اهل شهری بلکه محلّه‌ای واحد قرار داده است؛ همگی زمینه‌ساز آینده‌ای درخشان، بر اساس تعالیم اسلام و قرآن به شمار می‌رود. یعنی همان طور که بشریت جامعه‌های قبیله‌‌ای را پشت سر نهاده و در حرکت خویش، به تأسیس جوامع شهرنشین، بر اساس وحدت منطقه، یا منافع سیاسی، یا اقتصادی، یا نژادی رسید که هر کدام خواستار غلبه و تسلّط بر دیگری است، یقیناً در همین سیر روبه رشد، روزی از این حکومت‌های جزیی و وحدت‌های ناچیز رهایی یافته و به وحدتی بزرگ و حکومتی الهی و جهانگیر که هیچ اختصاصی به فرد یا طائفه یا منطقه یا نژادی مخصوص، نخواهد داشت، دست پیدا خواهد کرد، که همانا حکومت اسلام و قرآن است، حکومتی که همگان را شامل می‌شود و همه در آن مساویند.

ما مسلمانان، هم‌چنانکه همة خبرهای غیبی خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم را باور داریم و چنانکه به فرشتگان خدا و کتاب‌ها و پیامبران او ایمان داریم و آنچه را که از جزئیات و تفاصیل معاد و بهشت و دوزخ و مانند آن ـ که جز به وسیلة وحی و خبر دادن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم قابل اثبات نیست ـ به ما خبر داده‌اند، تصدیق می‌کنیم. همین طور به وعدة خداوند نیز که آن را در کتاب مجیدش خطاب به ایمان آوردگان و همه بشریت بیان فرموده و ما را از زبان پیامبران و رسولانش نسبت به آن بشارت بخشیده، و پیامبر راستگو و امین ما، آن را به آگاهی ما رسانده است، ایمان داریم. و نسبت به تحقق این وعدة الهی در وراثت صالحان و حکومت اسلام و قرآن در تمام جهان، تردیدی به خود راه نمی‌دهیم، و از خدا می‌خواهیم که ما را بر این عقیده و برتمام مبادی و اصول اسلامی و باورهای اصیل و صحیح، پایدار و ثابت قدم بدارد.

[1]

«پروردگارا! بعد از اینکه ما را هدایت فرمودی، ضلالت و گمراهی را به دل‌های ما راه مده، و از جانب خویش رحمتی خاص به ما عنایت کن، که همانا تو بسیار بخشنده و عنایت کننده‌ای!»


4-کتاب‌های مستقل دربارة «مهدویّت»

دانشمندان اسلامی همواره به روایات مربوط به حضرت مهدی علیه‌السلام اهتمامی خاص داشته و در استخراج و تحقیق و رساندن آنها به جامعه، و محکم کردن ایمانِ به آنها در قلوب مردم، سعی و تلاش فراوان داشته‌اند. از این رو علاوه بر آوردن این روایات در کتب «سنن» و «مسانید» و «جوامع» و غیره، کتاب‌های روایی مستقل و مجموعه‌های احادیث خاص در این زمینه، فراوان نگاشته‌اند.

از آن میان، ما به افزون از سی کتاب که به شکل مستقل، به کوشش بزرگان اهل‌سنّت، در این‌ باره تألیف شده است، آگاهی یافتیم که به عنوان نمونه، می‌توان از کتاب‌های «البیان فی اخبار صاحب الزمان» و «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر علیه السلام» و «عقدالدرر» و «العرف الوری»‌ و.... نام برد. این کتاب‌ها و نظایر آنها، کمترین چیزی را که اثبات می‌کنند، این است که «باورداشتِ مهدویت»‌ باوری اسلامی است که اساس آن به کتاب و سنّت نبوی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم بر می‌گردد و همة پیشینیان و صحابه و تابعین، به آن اعتقاد داشته‌اند و اختصاصی به مذهبی خاص از مذاهب مختلفة مسلمین ندارد.

اینکه خود این عقیده، یکی از دلایل قطعی بر پایان یافتن سلسلة پیامبران الهی به وجود شریف پیامبر گرامی اسلام «حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» است و اینکه آیین او، هرگز «نسخ»‌ نخواهد گشت و اینکه «حضرت مهدی علیه السلام»‌ ـ چنانکه در کتاب «المهدی»‌ از «سنن ابوداوود» آمده، و احادیث صحیحة متعددی به آن تصریح دارند ـ دوازدهمین جانشین اوست. آخرین نفر از جانشینانی که رسول گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم امّت خویش را به آمدن یکایک آنان بشارت بخشیده است و این بشارات، همگی در احدایث گوناگونی که با سندهای فراوان در «مسند احمد بن حنبل»‌ و «صحیح بخاری»‌ و «صحیح مسلم»‌ و غیر آنها، نقل شده است‌ مورد اعتراف همگان است.

هر کس بخواهد به میزان قوّت و اعتبار آنچه که مدرک و مستند مسلمانان در «عقیده به مهدویت» قرار گرفته آگاهی یابد و کثرت روایات این باب، و فراوانی مؤلّفین و جمع‌آورندگان آنها را دریابد، و شهرت این روایات در بین اندیشمندان و دانشمندان اسلامی را غیرقابل انکار بیند، باید به کتاب‌های «جوامع»‌«سُنن» «مَسانید»‌ و کتاب‌های «تفسیر»‌ و «تاریخ»‌ و «رجال» و «فرهنگنامه‌ها» و «لغتنامه‌ها» و غیر آن مراجعه نماید، تا بفهمد که برشمردن همة این احادیث و کتاب‌های مربوطه، کاری بسیار دشوار است.

ما در این مختصر، تنها درباره یکی از این کتاب‌ها، که پیرامون این موضوع نگاشته شده است، سخن می‌گوییم و بعنوان نمونه‌ای از این گونه تألیفات و به عنوان دلیلی بر بسیاری چشمگیر این مطالب در کتاب‌های دیگر، به بررسی آنچه در این کتاب آمده است، می‌پردازیم.

این کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان علیه السلام»[2] نام دارد.

اما کتاب و مؤلف آن، هر دو بی‌نیاز از تعریف هستند؛ زیرا خود کتاب از کتاب‌های مشهور و معروف است، که نسخة خطّی آن در چندین کتابخانه بزرگ موجود است و اخیراً‌ چاپ جدیدی از این کتاب، با استفاده از تصویربرداری از نسخه خطّی موجود در کتابخانة مسجدالحرام در مکه مکرّمه، عرضه شده است و ما خود نیز نسخة خطی دیگری از آن را که در کتابخانه مسجد اعظم قم ـ از یادگار‌های مرحوم مغفور آیة الله العظمی بروجردی ـ حفظ و نگهداری می‌شود، مشاهده کرده‌ایم.

مؤلف این کتاب، عالم بزرگ و محدّث مشهور «علی بن حسام الدین بن عبدالملک المتّقی الشاذلی المدینی الهندی»، متوفی به سال 977 هجری قمری است. او نویسنده‌ای معروف است و شرح حالش در کتاب‌هایی که پیرامون زندگینامه‌های علما و بزرگان اهل‌سنّت نوشته شده‌اند، موجود است. چنانکه در مقدمه و نسخة چاپ شدة همین کتاب نیز، شرح زندگانی و آثار و مقامات او، درج گردیده است.

برخی از آنچه در این کتاب آمده، و بر‌آنیم تا آگاهی مختصری نسبت به آن پیدا کنیم، عبارتند از: اسامی آن دسته از مشایخ و راویان و صاحبان کتاب‌های «جامع»، «سنن»‌ و «مسانید»‌که احادیث مربوط به «عقیده به مهدویت» را در کتاب‌های خویش روایت کرده‌اند و مؤلف این کتاب نیز روایات وارده را از ایشان نقل کرده است؛ و نیز اسامی گروهی از علمای مشهور و تابعینی[3] که پس از عهد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم این احادیث و اخبار را روایت کرده‌اند؛ و نیز اسماء گروهی از صحابه که خود، بدون واسطه از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل حدیث کرده‌اند.


5-اسامی مشایخ و اساتید فن و صاحبان کتاب‌های جامع حدیث

1ـ طبرانی، 2ـ ابونعیم اصفهانی، 3ـ خطیب بغدادی، 4ـ ابن ابی شیبه، 5ـ نعیم بن حمّاد، یکی از اساتید امام بخاری صاحب «صحیح بخاری»، 6ـ الحاکم، 7ـ احمد، 8ـ مارودی، 9ـ بزّاز، 10ـ ترمذی، 11ـ دارقطنی، 12ـ ابن ماجه، 13ـ أبویعلی موصلی، 14ـ ابن عساکر، 15ـ مسلم، 16ـ ثعلبی، 17ـ أبوداود، 18ـ ابن جوزی، 19ـ ابن ابی اسامه، 20ـ تمام بجلی، 21ـ رویانی، 22ـ ابن منده، 23ـ حسن بن سفیان شیبانی، 24ـ عثمان بن سعید دانی، 25ـ ابوالحسن حوبی، 26ـ ابن کثیر، 27ـ ابن سعد، 28ـ واقدی، 29ـ ابوبکر بن مقری، 30ـ ابن مناوی، 31ـ ابوغنم کوفی، 32ـ ابن مردویه، 33ـ ابن خزیمه، 34ـ ابوعوانه، 35ـ ابوبکر اسکافی، 36ـ دیلمی، 37ـ قرطبی، 38ـ ابن لهیعه، 39ـ ابوبکر احمد بیهقی، 40ـ ابوالحسن آبری، 41ـ ابن حبّان، 42ـ ابوبکر احمد بن محمد بن عبدالله بن صدقه.



6-اسامی برخی از مشاهیر از تابعین و غیر آنان

1. عاصم بن عمرو بجلی، 2. سعید بن مسیّب، 3. ابوجعفر محمد بن علی الباقرعلیه السلام، 4. اسحاق بن یحیی، 5. شهر بن حوشب، 6. زهری، 7. مطر الورّاق، 8. طاووس، 9. صباح،
10. عمرو بن علی، 11. مکحول، 12. کعب بن علقمه، 13. قتاده، 14. عبدالله بن حارث، 15. محمّد بن جبیر، 16. ارطاة بن منذر، 17. حَکَم بن عیینَه، 18. ابوقبیل، 19. ابن ابی طلحه، 20. کثیر بن مرّه، 21. ابن سیرین، 22. مجاهد، 23. خالد بن سعد، 24. ابومریم، 25. شریک، 26. ابوأرطاة، 27. ضمرة بن حبیب، 28. حکم بن نافع، 29. خالد بن معدان، 30. محمد بن حنفیّه، 31. سدی،
32. سلیمان بن عیسی، 33. بقیّة بن ولید، 34. ولید بن مسلم،
35. قیس بن جابر، 36. عمرو بن شعیب، 37. ابن شوذب،
38. دینار بن دینار، 39. معمّر، 40. فضل بن دکین، 41. سالم بن أبی جعد، 42. محمد بن صامت، 43. حکیم بن سعد، 44. ابراهیم بن میسره، 45. ابوامیّه.




7-اسامی روایت کنندگان درباره حضرت مهدی علیه‌ السلام
از مردان و زنان اصحاب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم

1. علی بن ابیطالب علیه‌السلام، 2. عمار بن یاسر، 3. حذیفة یمانی، 4. ابوسعید حذری، 5. طلحة بن عبیدالله، 6. ابن عمر، 7. عبدالله بن مسعود، 8. جابر بن عبدالله، 9. عبدالرحمان بن عوف، 10. عمر بن خطّاب، 11. ابن عباس، 12. ابوهریره، 13. أنس بن مالک،
14. ابو أمامه، 15. هلالی، 16. ابوطفیل، 17. الحسن علیه السلام،
18. الحسین علیه السلام 19. ثوبان، 20. ابیّ بن کعب، 21. جابر بن‌سمره، 22. جابر صدفی، 23. عبدالله بن عمرو بن عاص،
24. عمرو بن عاص، 25. امّ‌ سلمه، 26. عایشه، 27. أسماء بنت عمیس، 28. ام حبیبه.

در اینجا، بعد از ذکر اسامی، به خاطر افزایش آگاهی خواننده، و خالی نبودن این نوشتار از متون این احادیث، و نیز به منظور کسب ثواب و أجری که در احادیثی مانند:

مَنْ حَفِظَ‌ مِنْ أُمَّتی أَرْبَعینَ حَدیثاً‌ حَشَرَهُ‌ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَقیهاً[4]

وعده داده شده است[5]، چهل حدیث از احادیث نقل شده در این کتاب را ـ که افزون از دویست حدیث می‌باشد ـ در این نوشتار ذکر می‌نماییم:

1. احمد، و ابن أبی شیبه، و ابن ماجه، و نعیم بن حمّاد، در کتاب «فتن»‌از علی علیه السلام نقل کرده است که فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمودند:

«مهدی علیه السلام از ما اهلبیت است، خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد فرمود.»

ص 89، ب 2، ح 1

2. ابوداود، و ابن ماجه، و طبرانی، و حاکم، از امّ سلمه روایت کرده‌اند که گفت: شنیدم رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم می‌فرماید:

«مهدی علیه السلام از سلالة من است، از فرزندان فاطمه علیه السلام»

ص 89، ب 2، ح 2

3. حاکم، و ابن ماجه و ابونعیم، از انس بن مالک روایت کرده‌اند که گفت: شنیدم، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم می‌فرماید:

«ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستیم: من و حمزه و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی»

ص 89، ب 2، ح 3

4. ترمذی به طریق صحیح از ابوهریره، نقل کرده است، که گفت: رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«اگر از عمر دنیا، جز یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می‌کند که مهدی علیه السلام در پی آید.»

ص 90، ب 2، ح 4

5. طبرانی در «الأوسط» از طریق عمرو بن علی، روایتی را از علی بن ابیطالب علیه السلام نقل کرده که از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم سؤال کرد: مهدی از بین ماست یا از بین دیگران یا رسول الله؟ در جواب فرمود:

«بلکه از ماست، خداوند همچنان که به ما «آغاز»‌فرمود، به ما هم «ختم»‌ خواهد کرد. به وسیلة ماست که مردم از شرک نجات می‌یابند، به وسیلة ماست که خداوند بین دل‌های مردم، الفت و پیوند ایجاد می‌کند، بعد از آنکه به دشمنی حاصله از شرک، بینشان جدایی افتاده باشد»‌

ص 91، ب 2، ح 7

6. نعیم بن حمّاد، و ابونعیم از طریق «مکحول»‌ از علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده‌اند، که فرمود:

«گفتم: ای رسول خدا، آیا مهدی علیه السلام از بین ما آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم است یا از بین غیر ما؟ فرمود: نه، بلکه از بین ماست، خداوند دین را همچنان که گشود، به وجود او ختم خواهد کرد، مردم به وسیلة ما از فتنه نجات می‌یابند؛ چنانکه از شرک نجات یافتند. و به وسیلة ماست که خداوند بین دل‌های مردم، الفت و پیوند ایجاد می‌کند و به وسیلة ماست که مردم بعد از دشمنی برخاسته از فتنه، با یکدیگر برادر شدند.»

ص 91، ب 2، ح 8

7. حارث بن أبی اسامه، و ابونعیم، از ابوسعید نقل کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«زمین پر از ستم و دشمنی می‌شود، و به درستی، مردی از اهل بیت من، قیام خواهد کرد تا زمین را از عدل و داد پرکند، چنانکه پر از دشمنی و ستم شده باشد.»

ص 91 و 92، ب 2، ح 10،

8. طبرانی در کتاب «الکبیر» و ابونعیم از ابن مسعود، نقل کرده‌اند، که گفت: رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«مردی از ا هل بیت من قیام خواهد کرد، اسمش همانند اسم من، و اخلاقش همانند اخلاق من است، او زمین را پر از عدل و داد کند، چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.»

ص 92، ب 2، ح 11

9. ابونعیم از حذیفه نقل کرده است، که گفت: رسول الله صلی الله علیه و‌آله و سلم فرمود:

«وای بر این امّت از پادشاهان ستمگر، مردم را می‌کشند، و اطاعت کنندگانِ پروردگار را می‌ترسانند، مگر کسی را که فرمانبری و اطاعت از آنان را اظهار کند. پس انسان با ایمان و پرهیزکار باید با زبانش با آنان بسازد، اما در قلب و با جوارحش از آنان بگریزد. پس اگر خدای بزرگ بخواهد اسلام را عزیز گرداند، هر ستمگر عناد پیشه‌ای را درهم خواهد شکست، و او بر آنچه بخواهد تواناست و می‌تواند امّت را بعد از تباهی، اصلاح فرماید ـ و حالشان را نیکو گرداند ـ ای حذیفه! اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند همان یک روز را، آن چنان طولانی خواهد کرد، که مردی از اهلبیت من به حکومت رسد، به دست او پیشامدهایی عجیب به وقوع می‌پیوندد، و خداوند ـ به دست او ـ اسلام را پیروز می‌کند، و در وعده‌هایش خلاف نمی‌کند، و او محاسبه‌گری سریع است.»

ص 92، ب 2، ح 12،

10. حسن بن سفیان و ابونعیم از ابوهریره، نقل کرده‌اند، که گفت:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: «اگر از عمر دنیا جز یک شب باقی نمانده باشد، خداوند در همان یک شب، مردی از اهل بیت مرا به حکومت خواهد رسانید.»

ص 92، ب 2، ح 13

11. رویانی در کتاب «مسند» خویش، و ابونعیم از حذیفه، نقل کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«مهدی علیه السلام مردی از فرزندان من است، رنگ رخساره‌اش، رنگ عرب‌‌ها، و اندامش، اندام اسرائیلی‌هاست،[6] بر گونة راستش خالی هست، که مانند ستاره‌ای درخشان است. زمین را از عدالت پر می‌سازد، چنانکه از ستم و حق‌کشی پر شده باشد، در زمان خلافت و رهبری او، زمینیان و آسمانیان و پرندگان فضا، راضی و خشنود خواهند بود.»

ص 93 و 94، ب 2، ح 16

12. ابونعیم از حسین علیه السلام روایت کرده است، که همانا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم به فاطمة زهرا علیها السلام فرمودند:

«ای دخترک من! مهدی، از فرزندان توست.»

ص 12، ب 2، ح 17

13. و ابن عساکر از حسین علیه السلام روایت کرده است، که همانا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«ای فاطمه! تو را بشارت باد، که مهدی علیه السلام از نسل تو است.»

ص 94، ب 2، ح 17

14. طبرانی در کتاب «الکبیر»، و ابونعیم از هلال یا هلالی، نقل کرده‌اند، که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم به فاطمه علیها السلام فرمود:

«سوگند به آنکه مرا به حقیقت، مبعوث گردانید، که مهدی این امّت، از نسل این دو نفر است ـ اشاره به حسن علیه السلام و حسین علیه السلام ـ زمانی‌که دنیا آشفته گردد، و فتنه‌ها ظاهر شوند، و راه‌ها کوتاه گردند، و برخی مردم بر برخی دیگر هجوم آورند، نه بزرگسالان به خردسالان رحم کنند، و نه خردسالان به بزرگسالان، احترام نهند. در آن زمان خداوند از نسل این دو، کسی را برمی‌انگیزد که حصارهای گمراهی را می‌گشاید، و دل‌های غفلت‌زده را بیدار می‌کند، و در آخرالزمان دین را بپا می‌دارد، چنانکه من در ابتدا، آن را بپا داشتم، و دنیا را از عدالت، پر می‌سازد چنانکه از ستم پر شده باشد.»

ص 94 و 95، ب 2، ح 19

15. و نیز او ـ نعیم بن حمّاد ـ از علی علیه السلام و عایشه، از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم نقل کرده است که فرمود:

«مهدی، مردی از خاندان من است. او بر طبق سنّت من ـ با مخالفین ـ می‌جنگد، چنانکه من بر طبق وحی الهی می‌جنگیدم.»

ص 95، ب 2، ح 21

16. و نیز او ـ نعیم بن حمّاد ـ از علی علیه‌السلام نقل کرده است که فرمود:

«مهدی علیه السلام مردی از ـ نسل ـ ما، از فرزندان فاطمه، علیها السلام، است.»

ص 95، ب 2، ح 23

17. طبرانی، از عوف بن مالک، نقل کرده است، که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«فتنه‌ای سخت، تیره و تاریک فرا می‌رسد، فتنه‌ها پشت سر هم بر مردم ـ وارد می‌شوند؛ تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام کند، که «مهدی» خوانده می‌شود. اگر او را دریافتی، پیروش باش، تا از هدایت یافتگان باشی.»

ص 301، ب 4، ف 1، ح 20

18. دانی از حکم بن عیینه، نقل کرده است، که گفت: به محمد بن علی عرضه داشتم: شنیدم که از نسل شما، مردی ظهور می‌کند، که در این امت عدالت را برپا می‌دارد. فرمود:

«همانا ما به همان چیزی که مردم امید دارند، امید بسته‌ایم. و امیدواریم که اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن چنان طولانی کند، که آنچه را این امت به آن امید بسته‌اند، تحقّق پذیرد و قبل از آن بدترین فتنه‌ها پدید می‌آید، چنانکه شخصی از برخی مردم، در شب مؤمن است، و صبح که می‌شود، کافر شده است، یا در صبح، مؤمن است، و شب که می‌رسد، کافر گردیده است، پس اگر کسی از شما، به چنین فتنه‌ای گرفتار شد، باید تقوای الهی پیشه کند. و باید کناره‌گزینی و خانه‌نشینی اختیار کند.»

ص 104، ب 4، ف 1، ح 7

19. امام ابوعبدالله نعیم بن حمّاد در کتاب «الفتن» از عمار بن یاسر نقل کرده است:

«زمانی که نفس زکیه کشته شود، و برادرش در مکّه به نبردی شدید پردازد، ندا دهنده‌ای از آسمان ندا دهد، که امیر و فرمانروای شما فلانی است و او همان مهدی است، کسی که زمین را از حقیقت و عدالت، آکنده سازد.»

ص 112، ب 4، ف 2، ح 7

20. طبرانی در کتاب «الأوسط» از طلحة بن عبیدالله، از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم روایت کرده است:

«فتنه‌ای خواهد بود، هنوز طرفی از این فتنه، آرام نگرفته که طرف دیگری بر می‌شورد، ـ قسمتی از آن آرامش نیابد مگر آنکه قسمتی دیگر از آن، بر می‌آشوبد ـ، تا آنکه ندا دهنده‌ای از آسمان ندا درمی‌دهد: همانا امیر و فرمانروای شما فلانی است»

ص 71، ب 1، ح 1

21. ابونعیم و خطیب در کتاب «تلخیص المتشابه» از ابن عمر نقل کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«مهدی قیام می‌کند، در حالی که بالای سر او فرشته‌ای ندا می‌دهد: این مهدی است، از او پیروی کنید.»

ص 72، ب 1، ح 2

22. ابونعیم از علی علیه السلام روایت کرده که فرمود:

«زمانی که ندا دهنده‌ای از آسمان ندا می‌دهد که: حق در خاندان محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم است، در آن هنگام نام مهدی بر زبان‌های مردم آشکار می‌گردد، و محبّت او را به دل می‌گیرند، و از غیر او یاد نمی‌کنند.»

ص 73، ب 1، ح 4

23. و نیز او ـ نعیم بن حمّاد ـ از شهر بن حوشب نقل کرده است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«در ماه محرّم، نداکننده‌ای از آسمان ندا می‌دهد: آگاه باشید که برگزیدة خدا ـ از میان خلایق ـ فلانی است، پس فرمانش را گوش کنید، و از او اطاعت کنید، در سالی که جنگ‌ها و فتنه‌ها فراوان است و سالِ صدای آسمانی است.»

ص 75، ب 1، ح 9

24. و از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نقل کرده است، که فرمود:

«سه پرچم به مخالفت با یکدیگر برافراشته شود؛ پرچمی در «مغرب» و پرچمی در «عربستان» و پرچمی در «شام»، فتنه و جنگ بین آنها یکسال طول می‌کشد ـ سپس از قیام «سفیانی» و ظلم و ستمی که بر مردم روا می‌دارد، یاد کرد. و پس از آن از ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام و بیعت کردن مردم با او در بین رکن و مقام یاد نمود - و فرمود: «لشکریان خویش را حرکت می‌دهد، تا در کمال آرامش و مدارا به «وادی القری»‌ می‌رسند. در آنجا پسر عمویش[7] «سید حسنی» همراه با دوازده هزار سوار به او می‌رسد. و می‌گوید: ای پسر عمو، من به فرماندهی این لشکر سزاوارتر از تو هستم، زیرا من فرزند امام حسن هستم و «مهدی»‌ من هستم. حضرت مهدی علیه السلام به او می‌فرماید: بلکه من «مهدی» هستم. حسنی می‌گوید: آیا تو را نشانه و معجزه‌ای هست تا با تو بیعت کنم؟ پس حضرت مهدی علیه السلام به پرنده‌ای اشاره می‌نماید، و پرنده در دستهایش قرار می‌گیرد. و نِیِ خشکی را می‌گیرد و در زمین می‌کارد، ـ بلافاصله ـ سبز می‌شود و برگ می‌دهد. آن زمان «سید حسنی» به او عرض می‌کند: ای پسرعموی من، این مقام سزاوار توست.»

ص 76و77، ب 1، ح 15

25. نعیم، و ابونعیم، از ابوسعید نقل کرده‌اند، که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«هنگامی که آخرالزمان شود ـ و یأس و ناامیدی رخ نماید ـ و فتنه‌ها ظاهر شود، مردی خواهد بود که مهدی نامیده می‌شود. و بخشش و عطایایش ریزان و سرشار است.»

ص 84، ب 1، ح 33

26. ابونعیم، از عبدالرحمن بن عوف، نقل کرده است، که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«هنگامی که آخرالزمان شود ـ یأس و ناامیدی و قحطی رخ نماید ـ به تحقیق خداوند مردی از خاندان مرا برخواهد انگیخت، دندان‌های پیشینش فاصله‌دار، و جبینش گشاده است. زمین را از عدالت پر می‌سازد، و مال فراوان می‌بخشد.»

ص 84، ب 1، ح 32

27. احمد و مسلم از ابوسعید و جابر، از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و ‌آله‌و‌سلم روایت کرده‌اند که آن حضرت فرمود:

«در آخرالزمان خلیفه‌ای خواهد بود که مال را بدون اینکه بشمارد، تقسیم می‌کند.»

ص 83، ب 1، ح 28

28. حذیفة یمانی، از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم روایت کرده که ـ درباره قضیّة حضرت مهدی علیه السلام و بیعت کردن مردم با او در بین رکن و مقام خانة کعبه و خروج او به سوی شام ـ فرمود:

«و جبرئیل در رأس پیشاهنگان لشگر، و میکائیل در رأس دنباله‌داران لشگر او قرار دارند، آسمانیان و زمینیان و پرندگان و حیوانات وحشی، و ماهیان دریا، همگی به ظهور او شاد می‌شوند.».

ص 77، ب 1، ح 16

این روایت را، ابوعمر و عثمان بن سعید مقری نیز در کتاب «سنن» خود نقل کرده است

29. احمد و «باوردی» در کتاب «المعرفة» و ابونعیم از ابوسعید، نقل کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«شما را به مهدی بشارت باد، مردی از قریش از بین امّت من، در زمانی که مردم با هم به مخالفت و ستیز برمی‌خیزند و زلزله‌ها روی می‌دهد؛ او زمین را از عدالت و برابری پر می‌سازد، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.

آسمانیان و ساکنان زمین، از او راضی و خشنود می‌شوند. او مال را به درستی و برابری بین مردم تقسیم می‌کند، و دل‌های امّت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم را از بی‌نیازی می‌آکند، و عدالت او همگان را شامل می‌شود. تا آنجا که فرمان می‌دهد ندا دهنده‌ای ندا در دهد: کیست که نیازی داشته باشد؟

پس هیچکس جز یک مرد به نزد او نمی‌آید. مرد نزد او می‌آید و درخواست می‌کند، می‌فرماید: به نزد نگهبان پرده‌دار برو، به تو می‌دهد. به نزد او می‌رود، و می‌گوید: من فرستادة مهدی هستم، نزدت آمده‌ام که مالی به من عطا کنی. پس می‌گوید: بریز، و آنقدر از مال به دامنش می‌ریزد که نمی‌تواند آن را حمل کند. پس مال را بیرون می‌برد، در حالی که پشیمان است، و با خود می‌گوید: من طمعکارترین و حریص‌ترین فرد از امّت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم بودم، همة آنان به این مال فراخوانده شدند، امّا جز من کسی آن را قبول نکرد. پس باز می‌گردد و پول‌ها را به نگهبان پس می‌دهد. او می‌گوید: ما چیزی را که به کسی بخشیدیم، باز پس نمی‌گیریم. پس آن حضرت، در چنان حکومتی شش یا هفت یا نه سال درنگ می‌کند، و بعد از او، خیری در زندگانی نیست.»

ص 79و80، ب 1، ح 21

30. و نیز او(نعیم بن حماد)، از عبدالله، از ابوسعید، از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم روایت کرده است که فرمود:

«مهدی از نسل ماست، گشاده پیشانی است، و وسط بینی او قدری برآمده است.»

ص 99، ب 3، ح 3

31. نعیم بن حمّاد از ابوسعید خدری نقل کرده است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«پس از من فتنه‌هایی رخ خواهد داد. یکی از آن فتنه‌ها، فتنة تنگدستی و بیچارگی و خانه‌نشینی خواهد بود. در آن فتنه، جنگ و گریزها به وقوع می‌پیوندد. و بعد از آن فتنه‌ای سخت‌تر و پس از آن فتنه‌ای دیگر خواهد بود. هر چه گفته می‌شود دیگر فتنه به پایان رسید، گسترش بیشتر می‌یابد، تا جایی که هیچ خانه‌ای نمی‌ماند، مگر آن که فتنه‌ای، آن را در بر می‌گیرد، و هیچ مسلمانی نیست، مگر آن که فتنه‌ها او را دلزده و دلتنگ ساخته باشد. تا این که مردی از خاندان من قیام کند.»

ص 103، ب 4، ح 3

32. نعیم از علی علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

«مهدی، قیام نخواهد کرد، تا زمانی که یک سوم مردم کشته شوند، یک سوم دیگر بمیرند، و ـ تنها ـ یک سوم آنها باقی بمانند.»

ص 103 و 104، ب 4، ف 2، ح 4

33. ابن ابی شیبه، از مجاهد، نقل کرده است، که گفت: فلانی ـ مردی از اصحاب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم ـ برایم روایت کرد که:

«همانا مهدی علیه السلام قیام نخواهد کرد، تا آن زمان که «نفس زکیّه» کشته شود. وقتی «نفس زکیّه» کشته شد، هر کس در آسمان، و هرکس در زمین است، بر کشندگان او، خشمگین می‌شوند. پس مردم می‌آیند و شادمانه گرداگردش می‌چرخند. چنانکه در شب عروسی، شادمانه گرد عروس می‌چرخند. و مهدی علیه السلام زمین را از عدل و داد پر می‌کند. و امّت من در زمان ولایت و حکومت او، از چنان نعمتی برخوردار می‌شوند، که هرگز در گذشته از آن بهره‌مند نبوده‌اند.»

ص 112، ب 4، ف 2، ح 6

34. ابوعمرو دانی در کتاب «سنن» خویش از حذیفه، نقل کرده است، که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«مهدی علیه السلام متوجه می‌شود، که عیسی بن مریم، نازل شده است. و چنان است که گویا از موهایش، آب می‌چکد. مهدی علیه السلام به او می‌فرماید: بفرما، پیش برو و با این مردم نماز بگزار. عیسی گوید: این نماز برای اقتدای به تو بپا داشته شده. پس پشت سر مهدی علیه السلام که مردی از فرزندان من است، نماز می‌خواند.»

ص 160، ب 9، ح 9

35. طبرانی در کتاب «الاوسط» و حاکم از ام سلمه، روایت کرده‌اند که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«عدّه‌ای به تعداد لشکریان «بدر» با آن مرد ـ مهدی علیه السلام ـ بین رکن و مقام کعبه، بیعت می‌کنند، پس جمعی از بزرگان اهل عراق و صالحین اهل شام به یاری او می‌آیند. پس لشگری از اهل شام، با او و یارانش می‌جنگند، تا به منطقه‌ای به نام «بیداء» می‌رسند، زمین آنان را ـ لشکر شام را ـ د رخود فرو می‌برد».

ص 117، ب 4، ف2، ح 18

36. نعیم از محمد بن حنفیّه رضی الله عنه نقل کرده است، که گفت: نزد علی علیه السلام بودیم، پس مردی از او دربارة مهدی علیه السلام سؤال کرد، فرمود:

«هیهات! چقدر دور است!» ـ سپس با دستش، نُه عدد شمرد [8] ـ و بعد فرمود: «او در آخرالزمان، ظهور خواهد کرد. و در زمانی که درباره‌اش گفته شود: خدا را، خدا را، که او کشته شده است.[9] پس خداوند برای او ـ از جای جای زمین ـ گروهی را که همچون قطعه‌های ابر پراکنده‌اند، گرد هم می‌آورد. و بین دل‌هایشان الفت و پیوند، ایجاد می‌کند، به گونه‌ای که از هیچ کس نمی‌هراسند. و به هیچ کس شادمان نمی‌شوند. به تعداد اصحاب بدر در این گروه وارد می‌شوند؛ کسانی که پیشینیان بر آنان سبقت نگرفته، و پسینیان توفیق درک و وصول به آنان را نمی‌یابند. و آنان به تعداد اصحاب «طالوت»‌اند، که با او از «نهر»‌گذشتند.»

ص 144، ب 6، ح 8

37. ابن ماجه، و طبرانی از عبدالله بن حارث بن جزء زبیدی، نقل کرده‌اند، که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمودند:

«مردمی از مشرق زمین قیام می‌نمایند، و برای سلطنت و حکومت حضرت «مهدی علیه السلام» زمینه‌سازی می‌کنند.»

ص 147، ب 7، ح 2

38. ابوغنم کوفی در کتاب «فتن»‌از علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده است، که آن بزرگوار فرمود:

«آه از طالقان ـ رحمت باد بر طالقان ـ خدا را در آن شهر گنجینه‌هایی است که از طلا و نقره نیستند، بلکه در آن، مردانی هستند که خدا را به حقیقت معرفت، شناخته‌اند. و آنان در آخرالزمان، یاوران «مهدی علیه السلام» خواهند بود.»

ص 150، ب 7، ح 14

39. ابونعیم، از ابوسعید، نقل کرده است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمودند:

«از نسل ماست، آن کسی که «عیسی بن مریم» پشت سر او نماز می‌خواند.»

ص 158، ب 9، ح 1

40. ابوبکر اسکافی، در کتاب «فوائد الاخبار» از جابر بن عبدالله، نقل کرده است، که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند:

«کسی که «دجال» را تکذیب کند، کافر شده، و کسی که «مهدی علیه السلام را تکذیب کند، کافر شده است.»

ص 170، ب 12، ح 2

خدای تعالی را سپاس می‌گویم، که مرا به نقل این چهل مورد، از بین احادیث وارد شده درباره حضرت مهدی علیه السلام شرافت و توفیق بخشید.

کسی که در این باره خواستار احادیثی بیشتر، و بحثی گسترده‌تر است، می‌تواند در کتاب‌های «مسانید» و «جوامع» و کتاب‌های مبسوطی چون «بحار الانوار» و «العوالم» و کتاب «کمال الدین» از شیخ صدوق، و «غیبت» از شیخ طوسی، و «کفایة الاثر» و کتاب ما «منتخب الاثر» به بررسی و تحقیق بپردازد.

الحمد لله رب العالمین

12 رجب الخیر 1401

قم مقدسه ـ لطف الله صافی گلپایگانی.

[1]. سورة آل عمران، آیة 8.

[2]. این کتاب که متأسفانه تاکنون به فارسی ترجمه نشده است، دارای ابواب مختلف است که در هر باب مجموعه‌ای از مشهورترین و معتبرترین روایات اهل سنّت، دربارة حضرت مهدی علیه‌السّلام و خصوصیّات آن حضرت و نشانه‌های ظهور ایشان جمع‌آوری شده است.

[3]. «تابعین» به کسانی گفته ‌می‌شود، که زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را درک نکرده‌اند، لکن با اصحاب و یاران نزدیک پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که پس از پیامبر می‌زیسته‌اند، همنشینی و مصاحبت داشته، از آنان نقل روایت نموده‌اند.

[4]. از فرمایشات رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم.

[5]. از شافعی نقل شده است که دربارة اینگونه احادیث گفت: مراد از این چهل حدیث، احادیثی است که دربارة فضایل و مناقب علیّ بن ابیطالب علیه‌السّلام وارد شده است. در همین زمینه، داستان عجیبی از احمد بن حنبل نیز نقل شده است که طالبین آن می‌توانند به کتاب اربعین از شیخ ابوالفتح محمّد بن احمد بن ابی الفوارس متوفّی سال 412 هجری قمری - مراجعه نمایند.

[6]. یعنی از نظر جثّه و طول قامت مثل آنهاست.

[7]. از اینکه در این روایت، چند مورد تصریح شده است که سیّد حسنی ـ که از نسل امام حسن علیه‌السّلام است ـ حضرت مهدی علیه‌السّلام را به عنوان پسرعمو خطاب می‌کند، می‌توان استفاده کرد، که قائم آل محمّد صلّی‌الله‌علیه‌آله از نسل امام حسین علیه‌السّلام می‌باشد، چنانکه عقیدة همة علمای شیعه و بسیاری از بزرگان اهل سنّت است و در کتاب‌های مختلف از جمله منتخب‌الاثر مجموعه‌ای از روایات اهل تسنّن و تشیّع در این باره نقل شده است.

[8]. دربارة اینکه، این نُه بار، باز و بسته کردن دست، یا شمردن نُه عدد با دست، (عَقَدَ بِیَدِهِ تِسعاً) چه مفهومی دارد، گفته شده است، که حضرت علی علیه‌السّلام به این وسیله، خواستند اشاره‌ای داشته باشند به اینکه تعداد امامان معصوم از نسل حسین علیه‌السّلام نُه نفر است که نهمین آنان مهدی علیه‌السّلام است، از این رو وقتی به نهمین شماره رسیدند فرمودند:«ذلِکَ یَخْرُجُ فی آخِر الزَّمان»

[9]. عبارت متن کتاب عبارتست از:«الله الله قیل» یعنی خدا را، خدا را، گفته شده است. لکن ظاهر اینست که عبارت صحیح به اینگونه باشد:«الله الله قُتِلَ»

یعنی خدا را، خدا را، او کشته شده است. با این همه در کشف الاستار به گونه‌ای دیگر آمده است:«اذا قالَ الرَّجُلُ: الله تعالی قتل» یعنی مردی گوید که خدا او را کشته است.

و افزوده است که حافظ ابوعبدالله حاکم در کتاب مستدرک خود آن را نقل کرده و گفته است که این حدیث، بر مبنای بخاری و مسلم صحیح شمرده می‌شود، اگر چه خود آن دو ذکری از آن ندارند.


لینک به قسمت های مختلف کتاب :


باور داشت مهدویت (قسمت اول)

باور داشت مهدویت (قسمت دوم)

باور داشت مهدویت (قسمت سوم)

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب باورداشت مهدویت


منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « باورداشت مهدویت »، 
برچسب ها : کتاب باورداشت مهدویت، باورداشت مهدویت، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    یکشنبه 1392/04/2             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس