تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : اصالت مهدویت ( قسمت پنجم)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
کتاب اصالت مهدویت  صافی گلپایگانی مدظله العالی

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب اصالت مهدویت


9 ـ اصالت مهدویّت از جهت ابتنای آن بر توحید و یكتا پرستی

هسته مركزی و محور اصلی تمام مسائل اعتقادی و تربیتی و برنامه‌ها سیاسی و انتظامی، ایمان به وحدانیّت، یكتایی و یگانگی خداوند متعال است كه خالق و رازق و حاكم و مالك كلّ و بی نیاز از كل است. حق تعیین و نصب حاكم، ولی، امام، تشریع، فرمان، امر و نهی، تكلیف، الزام و ولایت مطلق بر كلیه امور، مختص به او است. هر حاكمیّت و ولایت و مالكیّتی كه به اذن او نباشد، استعلا و طغیان و استبداد است. قبول و التزام و الزام به نظامات و قوانینی كه منبع و مبنای شرعی و مصدر و اعتبار الهی ندارد، خواه در امور عبادی یا در امور سیاسی و مالی و سایر امور باشد، پرستش شیطان و شخص و مقام و هیئت و جامعه‌ای است كه آن قوانین را وضع كند و وضع این قوانین اظهار شركت با خدا و تصرف در شؤون خدا است.

نظامات غیر الهی تحت هر رژیم و نظام كه باشد، غیر شرعی بوده و واجب الاطاعه نیست، خواه استبدادی باشد یا دموكراسی یا به صورت‌های دیگر.

دعوت همه انبیاء برای تحقّق حكومت «الله» در زمین و لغو حكومت‌های دیگر است.

حكومت «الله»، حكومت برای همه است كه در آن هیچ رنگ و نژاد و زبان و منطقه‌ای مطرح نیست و همانطور كه خدا حكومت تكوینی دارد، در امور اختیاری و تشریعی نیز كسی كه حق حكم و فرمان دارد خدا است و هر حكومتی كه به غیر اذن خدا و خودسرانه و خارج از محدوده حكومت الهی باشد، حكومت جاهلیّت بوده و اصالت ندارد، اگر چه جاهلیّت آن در شكل جدید و به اسم دموكراتیك یا سوسیالیست یا جمهوری خلق باشد؛ نه اكثریّت و نه استبداد و نه اشتراكیّت، هیچیك اصالت ندارند و اصالت‌بخش نمی‌باشند. همه چیزها و همه ارتباطات و همه راه‌ها و نظام‌ها اگر اضافه به خدا نداشته باشند اصالت نداشته و محترم نیستند. فقط او اصل است و همه اصالت‌ها فرع او و قائم به مشیّت و اراده او و تبعی و عین تعلق به او می‌باشند.

از روایت معروف

«مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةَ الْجاهِلِیَّةِ»

كه در موضوع شناختن امام این همه تأكید شده است كه هر كس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد مرده است (مانند) مردن جاهلیت، استفاده می‌شود كه در هر عصری امام و ولی امر منحصر به فرد است و بنابراین اولیای امور متعدد و رهبران منطقه‌ای و این تعدد حكومت‌ها كه در هر گوشه‌ای از جهان، نظامی و در هر منطقه‌ای، فردی یا گروهی استیلا و استعلا دارند و از هر سرزمینی (كوچك یا بزرگ) وطنی ساخته و عالم اسلام را كه باید تحتِ نظام واحد امامت و قانون واحد اسلام باشد، تجزیه كرده و این تفاوت‌های غیر قابل قبول را بین مسلمین ایجاد كرده‌اند كه درآمد سرانه یك كشور مسلمان نشین شاید بیش از صد برابر یك كشور دیگر باشد و در حالی كه كشوری مثل كویت نمی‌داند پول‌های خود را چه كند و در كدام بانك بگذارد، كشوری مثل بنگلادش مردمش به فقر و پریشانی و سختی مبتلا هستند. یا كشوری مثل عربستان به اصطلاح سعودی با آن همه ولخرجی‌های شاهزادگان و درباریان وهّابی مسلك آن، پول‌هایشان در بانك‌های خارجی ذخیره و سرمایه استعمار باشد، در حالی كه در خود عربستان اكثریّت مردم در فقر و فلاكت بسر می‌برند.

این بدبختی‌ها همه در اثر تسلط حكومت‌های دست نشانده خارجی و تحمیل نظامات غیر اسلامی و متعدد به مسلمین و شرك آنها به حكومت خدا است.

و اگر مسلمانان از همین حدیث الهام بگیرند و نظام واحدی را كه امّت اسلام باید داشته باشد و رهبران آن نظام را كه امام زمان هر عصر است، بشناسند و به سوی این حكومت بروند و این تجزیه‌ها و تفرقه‌ها را محكوم كنند، یقینا به عزّت و عظمتی كه خدا به آنها وعده داده است می‌رسند. امروز در اثر این نظامات متعدد و نشناختن امام زمان، سپاهیان و قوای مسلّح مسلمانان در هر نقطه‌ای، به جای پاسداری از توحید و حق و عدالت نگهبان یكی از طاغوت‌های دست نشانده شرق یا غرب می‌باشند و افسران و سربازانی كه باید سرباز اسلام و مجاهد فی سبیل الله باشند، سرباز افرادی مثل خود یا بدتر و كمتر از خود شده و از بوالهوسی‌ها و كامرانی‌ها و استبداد این و آن پاسداری می‌نمایند.

در اردن، این سربازان بدبخت و از اعتبار انسانی و اسلامی افتاده، نگهبان قدرت ملك حسین نوكر آمریكا هستند. در عربستان به اصطلاح سعودی نگهبان رژیم منحط و منحرف از اسلام ملك خالد و در مصر پاسدار حكومت تحمیلی و صهیونیسم‌خواه سادات و در یمن جنوبی نگهبان حكومت الحاد و دست نشانده شوروی و در لیبی پاسدار حكومت مستبد و خارجی و طرفدار ملوك شرق، در عراق نگهبان رژیم خونخوار و ضد انسانی صدام و خلاصه در هر كجا. (غیر از ایران كه امیدواریم ارتشش در پرتو قوانین انقلاب بطور اسلامی بازسازی شود) این سربازان كه ایده اسلامی ندارند، یا اسیر و فدایی مزدوران روس، یا نوكران آمریكا هستند. نظام واحد امامت همه را در یك خط و عُمّال حكومت خدا و هدف همه را خدا و جهاد همه را فی سبیل الله قرار می‌دهد.

و مطلب دیگر كه از این روایت استفاده می‌شود، نقش معرفت امام زمان در سرنوشت انسان و عوالم بعد از این دنیای او است كه اگر امام را نشناسد به مردن جاهلیّت خواهد مرد. به نظر ما نكته‌ای كه در این روایت بسیار مهم است و بسیاری از آن غفلت دارند، این است كه چگونه مردن در حال نشناختن امام مساوی است با مردن جاهلیّت؟ اما با این توضیحاتی كه ما دادیم معلوم می‌شود كه این به واسطه ارتباط عقیده به نظام امامت با عقیده به توحید است. نشناختن امام و نظامی كه باید از آن تبعیّت شود، نشناختن حكومت خدا و قبول نظامات دیگران است.

قرآن می‌فرماید:

«اللهُ وَلِی الَّذینَ آمَنُوا یَخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ»[1]

«خدا ولی و متصرّف امور و صاحب اختیار مؤمنان است، آنها را از تاریكی‌ها (دوگانگی‌ها و نظامات مشركانه و ولایت این و آن) به سوی نور (به سوی حكومت و هدایت خدا و قوانین خدا) خارج می‌سازد»

و در ادامه همین آیه می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ كَفَروُا أَوْلِیاؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخْرِجُوُنَهُمْ مِنَ النُّورِ اِلَی الظُّلُماتِ»

«كسانی كه كافر شدند، اولیای آنها (و رهبران و نظامات حاكم بر آنها) طاغوت است كه آنها را از نور به سوی تاریكی‌ها خارج می‌نمایند».

از اینگونه آیات معلوم می‌شود كه چرا مردن كسی كه امام زمان را نشناسد مردن جاهلیّت است؟ چون نظام امامت، نظام توحید و ولایت خدا و خلافت از جانب خدا است و تسلیم و تن در دادن به اطاعت از آن، اطاعت از خدا است. لذا آیه

«وَلا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»[2]

تفسیر شده است به اینكه در ولایت و رهبری، كسی را با امام زمان شریك قرار ندهد. یعنی در كنار او و مقابل او كسی را واجب الاطاعه نداند.

اینها معانی بلندی است كه باید هرچه بیشتر و گسترده‌تر به ملت مسلمان، مخصوصاً شیعه تفهیم شود تا ابعاد سازنده و انقلابی و انسانی اسلام را درك كنند و از ذلّت تواضع و پرستش در برابر مستكبران كوچك و بزرگ نجات یابند. باید مسلمان رژیم اسلام را بشناسد و خود را فقط در برابر آن مسؤول و متعهد بداند.

این مسأله شناخت نظام و تابعیتی كه باید شخص از آن داشته باشد، در بین مسلمانان غیر شیعه، رسماً از اهمیّت افتاده و لذا چنانكه گفتیم، هر گوشه‌ای نظامی و هر جا حاكمی و سلطانی و امیری بر مردم تحمیل شده و عملا صدها میلیون مسلمان تسلیم این نظام‌ها شده‌اند و بلكه بسیاری این نظام‌ها را واجب الاطاعة در زمامداران آن را اولو الامر می‌دانند و بدتر آنكه به همان رسوم كثیف آریامهری سابق در آغاز كارهای رسمی یا نامه‌های رسمی به جای «بسم الله الرحمن الرحیم» كه شعار اسلام و شعار كسانی است كه آزادی انسان را احساس می‌كنند «بِسْم سُمُوِّ الأَمیرِ» یا «بِسْمِ جَلالَةِ المَلِكِ» می‌گویند و بیش از مشرق تا مغرب، از اسلام عزیز و از كرامت انسانیّت فاصله می‌گیرند و در بین شیعیان با این مسأله امامت را از اول و عصر حضرت رسول ،صلّی الله علیه وآله، به مفهوم و محتوای اصیل و توحیدی آن شناخته و بعد از رحلت آن حضرت نیز از آن منحرف نشده و در تمام چهارده قرنی كه تا امروز بر اسلام گذشته این شیعه بود كه به این اصل در بُعد وسیع و عامش متمسك بوده است معذلك عملا به جنبه‌های منفی و مثبت آن چنانكه شایسته است بسیاری از افراد توجه نداشته‌اند.

در جنبه منفی مثلاً نفی حكومت‌های طاغوتی و نظام‌های غیر شرعی حائز اهمیّت است كه باید همیشه این عقیده از این جهت مورد استفاده باشد و در ابعاد مختلف مثل مبارزاتِ منفی، ادامه داشته باشد.

و در جنبه مثبت نیز باید اقدامات و حركات لازم همیشه برای برقراری این نظام انجام شود كه اگر چه برقرار شدن آن در سطح جهانی و در حد كامل و جامع آن موقوف به حصول شرایط و آمادگی جهان و ظهور امام زمان حضرت ولی عصر أرواحنا فداه است، اما برقرار كردن آن در سطوح محدودتر به حسب شرایط و امكانات هر زمان امكان پذیر است و ولایت فقهاء و نیابت عامه علماء آن را قابل عمل و بلكه عملی كرده است.

لذا می‌بینیم تقریباً در تمام اعصارِ غیبت و قبل از آن حكومت‌هایی كه زمام امور مسلمین را به غصب و قهر به دست گرفتند و اعمال و روش‌هایی داشتند كه هرگز با دعوت اسلام و عدالت اسلام قابل تطبیق و تصحیح نبود، از نظر شیعه حكومت ظَلَمه خوانده می‌شدند و از یاری و اعانت آنها جز در حدودی كه حفظ مصالح كلی و اساس اسلام و دفاع از هجوم و تسلط كفار بر آن توقف داشت، خودداری می‌كردند و شیعیان متعهد در امور خود به فُقهای عادل هر عصر رجوع می‌كردند و حتی علاوه بر مالیات‌های رسمی كه به دولت‌های غاصب می‌دادند، وجوه شرعی خود را كه به آنها تعلق می‌گرفت، به فقهاء می‌رساندند كه اگر چه در ظاهر تحت رژیم و نظام حكومت جبار بودند اما تابعیّت واقعی آنها تابعیّت از نظام امامت بوده و هست.

این از خصایص مذهب شیعه است كه در برابر حكومت‌های جائر و غیر مشروع، همواره موضع عدم قبول و همكاری نداشتن داشته است.

و این است، اثر عقیده به توحید و ایمان به صفات جلال و جمال خدا و این است معنی ظهور عقیده توحید در برداشت و تلقی موُحّد از نظام سیاست و حكومت و این است معنای ارتباط و ابتنای نظام جامعه و عقیده به مهدویّت، بر توحید و یكتا پرستی كه اصالتی از این محكم‌تر و واقعی‌تر نیست و خلاصه آن مفاد این دو آیه است:

«وَأَنِ احْكُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللهُ اِلَیْكَ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَاْعلَمْ أَنَّما یُریدُ اللهُ أَنْ یُصیبَهُمْ بِبَعضِ ذُنُوبِهِمْ وَاِنَّ كَثیراً مِنَ النّاسِ لَفاسِقُونَ أَفَحُكْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُوُنَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْمَاً لِقَوْم یُوقِنُون»[3].

مهدی آل نبی كه جان جهان است

حافظ دین حنیف و قطب زمان است

صاحب عصر و قوام عالم امكان

مهتر خوبان و سرور همگان است

بنده خاص خدا به كل وجود است

ز امر حق اندر كفش زمام جهان است

مصلح دنیا و دین امام مظفر

قامع بیداد و قاطع خفقان است

مجلس او طور عاشقان تجلی

مهبط انوار و رشك باغ جنان است

خاتمه دفتر خلافت كبری

والی ملك شهود و كشور جان است

چشمه حیوان اگر طلب كنی ای دل

خاك درش جو كه چشمه حیوان است

بنده احسان از كهین ومهینند

تابع فرمان او زمین و زمان است

گر چه ظاهر ز چشم خلق نهان است

پیش خرد همچو آفتاب عیان است[4]

 

 

 

 

 

10 ـ اصالت مهدویّت از جهت نقش آن در عمل و برقراری عدالت و به ثمر رساندن انقلاب اسلام

در اینكه صدها میلیون مسلمان كه در جهان زندگی می‌كنند، تحت تاثیر اسلام و نفوذ معنوی آن قرار دارند و اسلام بخش‌های مهمی از زندگی آنها را فرا گرفته است، شكی نیست.

مسلمانان ایران، افغانستان، پاكستان، بنگلادش، اندونزی، هند و چین، تایلند، فیلیپین، مالزی، تركیه، یوگسلاوی، قبرس، عراق، كویت، بحرین، عربستان، حضرموت، عمان، اردن، سوریه، لبنان، مصر، الجزایر، مراكش، یمن، تونس، تانزانیا، ساحل عاج، اتیوپی، اریتره، سودان، لیبی، استرالیا، آلبانی و كشورهای مسلمان نشین تحت سلطه روسیه به اصطلاح شوروی و دیگر كشورهایی كه مسلمانان در آنها اكثریت دارند یا در اقلیّت می‌باشند، همه تحت نفوذ تعالیم اسلام قرار دارند و اگر چه جوامع آنها اسلامی خالص نیست و جاهلیّت در آنها ریشه كن نشده یا در آنها وارد شده است، اما عقیده به اسلام در آنها اثر گذارده و بسیاری از آثار جاهلیّت و عادات و رسوم غیر اسلامی آنها را از میان برده است.

اسلام در معاملاتشان، در معاشراتشان، در عباداتشان، در ازدواجشان و همسرداری و فرزند داریشان، در فرهنگشان، در اخلاقشان و از تولد تا مرگ و دفن امواتشان، اثر گذارده و نقش عملی اسلام در آنها دیده می‌شود. هر چند اسلام عامل و محرك و برانگیزنده منحصر بفرد آنها نیست و در وجود آنها و جامعه آنها به مقاصدش نرسیده و آنها را با خود و خود را با آنها متّحد نساخته باشد، اما این مقدار هم قابل انكار نیست كه اسلام در وجود آنها و در رفتار و اعمالشان نقش دارد و چنانكه برخی تبلیغ می‌كنند كه اسلام از اثر افتاده و نقشی ندارد یا نمی‌تواند نقشی در عمل و سازندگی فرد و جامعه داشته باشد نیست. هنوز هم نفوذ اسلام در پیروانش فوق العاده است و مایه گسترش و توسعه نفوذش در آن بر جا بوده و از آن چیزی كاسته نشده است و آنچه كه لرزه بر اندام استعمار می‌اندازد و از آن نگران است، همین نفوذ اسلام است. اگر دیده می‌شود كه تأثیر اسلام در عمل افراد و جامعه‌ها متفاوت است و شدّت و ضعف دارد، باید توجه داشت كه این تفاوت‌ها كم و بیش هست و علل و عواملی در آن مداخله دارد و درجات عقیده ها و حالات معتقدان نیز مؤثر است. باید برای اینكه قلمرو نفوذ اسلام بیتشر شود، این علل و عوامل را از میان برد، نه اینكه گمان كنیم زمان اینكه اسلام نقش عملی داشته باشد، گذشته است، یا نقش سازنده اسلام را با همه موانع و درگیری‌ها، در این عصر و در چهارده قرن گذشته كم و ناچیز بگیریم. اسلام همیشه مؤثر بوده و در زندگی تمام مسلمانان و بلكه بیگانگان نقش داشته است و اگر نقش نداشت از بین رفته بود.

بنابراین سخنی كه وابستگان و مزدوران شرق یا غرب می‌گویند و سازندگی اسلام و نقش عملی آن را مخصوصاً در رهبری جنبش‌ها و حركات آزادی‌بخش انكار می‌كنند، یك یاوه سرایی بیش نیست و انقلاب اسلامی ایران علیه استعمار آمریكا و مقاومت دلیرانه مسلمانان افغانستان در برابر تجاوز وحشیانه روسیه، نشان داد كه اسلام تا چه حد در بین پیروانش از نفوذ معنوی برخوردار است و نیروی بسیج كننده رهایی‌بخش آن چگونه می‌تواند علیه مستكبران انقلاب كند فقط به نیروی ایمان و رهنمودهای اسلام حكومت ستمگری كه خود را وارث دو هزار و پانصد سال استكبار و استبعاد می‌شمرد و بر قدرت نظامی ابرقدرت‌های جهان تكیه داشت و خود به پیشرفته‌ترین و مدرن‌ترین سلاح‌های جنگی مجهز بود، ساقط گردید.

آری اسلام دین عمل است و در متجاوز از سیصد و بیست مورد در قرآن مجید واژه «عمل» و مشتقّات آن ذكر شده است.

فقه وسیع اسلام و كتاب‌های بزرگی كه فقهای عالی‌قدر ما نوشته‌اند مثل كتاب شریف «جواهر» كه اخیراً در چهل جلد تجدید چاپ شده حكم عمل و ارشادات و تعالیم عملی است.

در عصر رسول خدا صلّی الله علیه وآله هم، اسلام در عمل همه و هر فرد، نقش مطلق و مساوی نداشت. فردی مانند علی علیه السّلام ابرمرد اسلام، و افرادی مانند شهدای بدر و اُحُد و حمزه و جعفر و زید بن حارثه و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار بودند كه نقش اسلام در عملشان ظاهر بود؛ افرادی هم مانند منافقین بودند، یا از اشخاصی بودند كه درجه ایمان مثل سلمان و ابوذر و مقداد را نداشتند.

معذلك نقش رهبری و حركت و كنترل كننده اسلام همیشه ادامه داشته و اكنون هم در پیروان ادیان و مكتب ها نقش اسلام از سایرین بیشتر است.

این نفوذ معنوی اسلام و نقش سازنده و كنترل كننده نیرومندی كه دارد این نوید را می‌دهد كه اسلام روزی دین جهانی شود كه اكنون در این موضوع نمی‌خواهیم سخن را طولانی سازیم؛ فقط می‌خواهیم به این تهمت كه برخی می‌گویند اسلام و عقیده به مهدویّت در عصر حاضر یا از مدت‌ها قبل در عمل مسلمانان نقشی ندارد پاسخ بگوییم.

بدیهی است این موضوع را كه نقش اسلام باید كامل‌تر و كامل‌تر شود تا فراگیر همه جهات و همه افراد گردد نیز تأیید می‌كنیم و آن را رسالتی می‌دانیم كه بر عهده فرد فرد مسلمانان مخصوصاً علماء و نویسندگان و گویندگان و روشنفكران است.

اسلام همیشه باید نقش جهانی خود را ایفا نماید تا به اهداف خود برسد و ما همه در انتظار عملكرد اسلام و آن روزی هستیم كه اسلام به تمام هدف‌هایش برسد و بخش‌های مهمی از دستورات و برنامه‌های آن مخصوصاً در رشته نظام و سیاست و حكومت كه متروك و از محدوده عمل خارج شده، عملی شود.
2. نقش مهدویّت

از آنچه گفته شد معلوم گردید كه مهدویّت نیز مانند سایر عقاید اسلامی نقش عملی خود را داشته و اگر تأثیر آن از سایر عقاید اسلامی بیشتر نبوده كمتر نمی‌باشد.

مهدویّت نقش موجود اسلام را در عمل حفظ كرده و از اینكه بر مسلمانان، یأس و ناامیدی مسلط شود، جلوگیری می‌كند و ضامن بقای نقش عملی اسلام است. این نهاد اسلامی همیشه نقش اسلام را بیشتر در عمل خواهان بوده و مسلمانان را به پیاده شدن نقش اساسی و كلی اسلام امیدوار ساخته و بر خلاف آنان كه نقش اسلام را پایان یافته گرفته‌اند، مهدویّت آن را همچنان در آغاز كار و در بین راه می‌داند و اسلام را بیش از آنكه دین چهارده قرن پیش باشد، دین حال و دین آینده و قرن‌های بعد و چهارده‌ها قرن بعد هم اگر جهان ادامه یابد، می‌داند.

پس نقش عملی مهدویّت در پاسداری از اسلام و نقش عملی اسلام موجود و گسترش و توسعه آن بسیار حساس و قابل توجه است و این اندیشه و عقیده‌ای است كه مسلمان را از اینكه عمر اسلام را تمام بداند و تسلیم كفار و مكتب‌های الحاد و كفر شود یا جهان را از اسلام بی نیاز بشمارد مصونیّت می‌بخشد.

عقیده مهدویّت با ابعاد ممتاز و سازنده‌ای كه دارد، سنگر روحی و عقیدتی مقاومت مسلمانان بوده و هست.

ایمان مسلمانان به اینكه این دین باید پیش برود و جهانگیر شود و دنیا را به زیر پرچم توحید در آورد، آنها را در برابر امواج حوادث ثبات بخشید و در مقابل دشمنان پایداری و استقامت داد و همانگونه كه مسلمانان صدر اسلام گوشه‌گیری و انزوا و ترك مداخله در امور را شعار خود نساختند و این ایمان به آینده مشوّق و محرّك آنها به جهاد و تلاش بیشتر بود. امروز و در عصر حاضر و در آینده نیز این عقیده، این بركات را دارد كه توانست انقلابی مثل انقلاب اسلامی ایران را پی ریزی و رهبری نماید.

عقیده به مهدویّت، محتوایش عقیده به بقای اسلام است و اینكه این دین مانند كوه و زمین و آسمان استوار است و در برابر حوادث پایدار.

این عقیده، محتوایش این است كه آینده برای این دین است و آخرین اَبَرمرد كه خلاصه دودمان رسالت است، مرَوّج و زنده كننده آن است.

این عقیده علاوه بر آنكه خود اصالت دارد، به معتقداتش نیز اصالت می‌دهد و تلاش و كوشش و تعهد می‌بخشد. هرگز این عقیده سبب سستی و شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیّت نیست اگر كسی این عقیده را در ترك امر به معروف و نهی از منكر و تعهداتی كه در برابر خدا و پیغمبر صلّی الله علیه وآله و حضرت صاحب الامر علیه السّلام و امّت دارد، عذر و بهانه خود قرار دهد، گمراه است. هرگز نمی‌توان این عقیده را به نقش منفی در عمل متهم ساخت. اگر عقیده به عدل و عقیده به نظام، نقش منفی در عمل دارد، یعنی موجب ظلم و بی نظمی می‌شود، عقیده مهدویّت نیز نقش منفی دارد مگر اینكه منكر هر گونه رابطه بین علت و معلول شویم كه با این انكار تأثیر و نقش منفی آن نیز سخنی بی‌محتوا و غیرمنطقی می‌باشد.

بالأخره ما هر چه می‌اندیشیم، هیچ رابطه‌ای بین این عقیده و ترك تكالیف و مسؤولیت‌ها نمی‌بینیم و از روز اول تا حال هم برداشت مسلمانان و شیعیان از این عقیده، نسخ موقّت دین و تكالیف دینی نبوده است.

این موضع‌گیری‌های شیعه و این اشعار پر از شور و حماسه آنها و این انقلاباتی كه رهبران و علمای شیعه بر پا كردند و مجاهدات آنها، همه این اتهام را ردّ می‌كند.

به نظر من اصل این تبلیغ از ناحیه سه گروه است:

گروه نخست ـ آنانكه بطور كلی با اسلام دشمنی دارند و از هر راه كه بتوانند به هر یك از اصول و فروع آن ضربه‌ای بزنند، خود داری نمی‌نمایند.

اینان كه اكثراً عمّال تبشیر، و مزدوران شرق یا غرب می‌باشند، در پی این هستند كه از هر راه بتوانند در عقاید مسلمانان رخنه كرده و ذهن آنها را نسبت به مبانی اسلامی مشوّش و منحرف سازند.

گروه دوّم ـ كسانی می‌باشند كه به نقش بعضی عقاید، مثل خاتمیّت دین و مهدویّت و محتوای آن كه آینده برای این دین است، پی برده و می‌دانند كه این عقاید، مسلمان‌ها را در برخورد با تبلیغات مسموم موضع می‌دهد و مانند نقطه مرزی است كه فتح نقاط دیگر بدون فتح آن امكان پذیر نیست، لذا به این نقطه ها حمله می‌كنند تا بلكه عقاید را نسبت به آن متزلزل سازند و حمله به داخل را شروع كنند.

گروه سوم ـ آنانكه موضع عقیده به مهدویّت را در عقاید شیعه و نظام امامت و نقش ولایت و رهبری فقهاء را در عصر غیبت، می‌دانند و آن را با حكومت‌های طاغوتی و استبداد و رژیم‌های دیگر معارض می‌بینند، این عقیده در تمام اعصار و ادوار شیعه را در موضع نفی و ردِّ هر نظام غیر شرعی قرار می‌دهد.

بعد از اعلام جهاد توسط مرجع بزرگ، «سید محمد مجاهد» علیه حكومت روسیه و پس از واقعه «گریبایدف» كه به رهبری فقیه بزرگ تهران «آقا میرزا مسیح» صورت گرفت، روس‌ها در مقام تضعیف نفوذ عقیده به مهدویّت بر آمدند و دستگاه جاسوسی آنها در ایران و عراق بطور محرمانه مشغول كار شد و در ظاهر هم سلاطین قاجار مثل محمد شاه و دست نشانده‌های درباری خود را به توهین به موضع علماء و جلوگیری از گسترش نفوذ روحانیّت واداشتند كه كنسولگری روسیه در شهرهایی مثل اصفهان محل تحصن و تمركز مزدوران روسیه و كسانی كه علیه روحانیّت و نظام تشیع فعالیت داشتند بود و در عصر ناصرالدین شاه به تحریك سفارت روس، جمعی از علمای مشهور و مبارز مثل «مرحوم آقا نجفی اصفهانی» مكرر به تهران احضار یا تبعید شدند.

در ضمن از سوی روسیه قلم‌های مزدوری نیز بسیح شدند تا آنچه را حكومت وقت روس می‌خواست با قلم‌های مسموم به مردم تزریق نمایند.

پس از واقعه تحریم تنباكو و شكست تاریخی استعمار انگلیس با یك سطر ابلاغیه مرجع شیعه «آیت الله میرزای شیرازی» قدرت نفوذ عقیده به مهدویّت و ولایت نواب عام حضرت مهدی علیه السّلام عالم استعمار را سخت تكان داد و این بار دولت مزوّر و حیله‌گر انگلیس كه در نقشه‌كشی‌های ابلیس در آن عصر شهرت یافته بود وارد عمل شد، تا به هر نحو ممكن سد را بشكند و نفوذ علماء را از میان بردارد و روحانیّت و دین را از دنیا و سیاست جدا سازد.

این بار حملات و ضرباتی كه بر پیكر روحانیّت وارد شد، اگر بر هر دژ دیگر و هر سازمانی وارد شده بود آن را از میان می‌برد ولی هوشیاری رهبران روحانی و آگاهی آنها و فداكاری‌های بی نظیری كه از آنها ظاهر شد و قوت عقیده مردم به مبدأ مهدویّت باز هم نقشه‌های دشمنان را با اینكه به ظاهر، موفقیت‌های بزرگ كسب كرده و تمام سازمان‌های دولتی و مطبوعات و رسانه‌های گروهی و وسایل تبلیغی را تصرف كرده بودند، نقش بر آب كرد و این مسأله اعتراض به مبدأ مهدویّت و بهانه نقش منفی آن و همچنین متهم كردن اكثریّت به برداشت منفی از انتظار و حمله به مراسم جشن و چراغانی نیمه شعبان كه رضاخان مبتكر آن بود و با زور می‌خواست آن را متروك سازد، همه از نتایج این سیاست‌های استعماری است كه حتی گاهی به عنوان دلسوزی و روشنفكر مآبانه طرح می‌شود و افراد ناآگاه از حقایق جریان‌ها، نیز می‌پذیرند و آن گفته‌ها را بازگو می‌نمایند.

ما امیدواریم كه با هوشیاری و آگاهی روز افزونی كه ملت مسلمان، به خصوص شیعیان ایران و سایر نقاط دارند، اینگونه اشتباه‌كاری‌ها نتواند به حریم نهادهای عقیدتی ما نزدیك شود. چنانكه امیدواریم همگان مخصوصاً علما و گویندگان و نویسندگان متعهد، حقایق مسائل مذهبی را چنان تشریح نمایند كه جای هیچگونه برداشت غلط و سوء تفسیر باقی نماند و این نهاد الهی عقیده به مهدویّت، در مسیر اصلاح و انقلاب و ترقی و تعالی و قطع وابستگی به بیگانگان مورد استفاده قرار بگیرد. ان شاءالله.

[1]. سوره بقره، آیه256.

[2]. سوره كهف، آیه 110.

1. و تو (ای پیامبر) به آنچه خدا به تو فرستاده میان مردم حكم كن و پیرو خواهش‌های آنان مباش و بیندیش كه مبادا تو را فریب دهند و در بعضی احكام كه خدا به تو فرستاده، تقاضای تغییر كنند، پس هر گاه از حكم خدا روی گردانیدند بدان كه خدا می‌خواهد آنها را به عقوبت بعضی از گناهانشان گرفتار سازد، همانا بسیاری از مردم فاسق و بد كارند. آیا باز تقاضای حكم زمان جاهلیّت را دارند و كدام حكم از حكم خدا برای اهل یقین نیكوتر خواهد بود. (سوره مائده، آیه49 و 50).

[4]. اشعار از نویسنده كتاب است.

لینک به قسمت های مختلف کتاب:

اصالت مهدویت ( قسمت اول)

اصالت مهدویت ( قسمت دوم)

اصالت مهدویت ( قسمت سوم)

اصالت مهدویت ( قسمت چهارم)


اصالت مهدویت ( قسمت پنجم)


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب اصالت مهدویت

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « اصالت مهدویت »، 
برچسب ها : کتاب اصالت مهدویت، اصالت مهدویت، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    شنبه 1392/04/1             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس