تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : اصالت مهدویت ( قسمت دوم)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
کتاب اصالت مهدویت  صافی گلپایگانی مدظله العالی

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب اصالت مهدویت


3. اصالت مهدویّت از جهت موافقت با فطرت و سُنن عالم خلقت

خلاصه و حقیقت مهدویّت منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیّت و رفاه، تعاون و همكاری، همبستگی همگانی، حكومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبه جنود «الله» بر جنود «شیطان»، نجات مستضعفان و نابودی مستكبران، و خلافت مؤمنان و شایستگان به رهبری یك رجل و ابرمرد الهی است كه موعود انبیاء و ادیان، و دوازدهمین اوصیاء و خلفای پیغمبر آخر الزمان است. این محتوا و این هدف و این پایان و عاقبت مطلوب هر فطرت و خواسته وجدان هر انسان است.

حكومت عدل و نظام الهی، قانون واحد و لغو تبعیضات، برداشته شدن مرزها و آزادی انسان‌ها، بر چیده شدن این رژیم‌ها و نظام‌های طاغوت پرور مطلوب بشر است.

كدام انسان است كه با این همه مظالم و ستمگری‌ها موافق باشد؟ و كدام انسان است كه با صرف این بودجه‌های تسلیحاتی سنگین و كمرشكن كه برای حفظ رژیم‌ها و مرزهایی است كه در اثر تقسیم دنیا به مناطق سلطه و نفوذ طاغوت‌ها و حزب‌ها و گروه‌های طاغوتی برقرار شده است موافق باشد؟ و كدام انسان است كه تقسیم ملل دنیا را به غالب و مغلوب و سلطه‌گر و زیر سلطه، و استضعاف‌گر و استضعاف شده، و پیشرفته و عقب مانده، وجداناً قبول داشته باشد؟

چرا دسترنج مردم ضعیف و كارگر و كشاورز باید به مصرف تجملات و نگهداری كاخ‌هایی مثل كاخ الیزه، كاخ سفید، كاخ بوكینگهام، كاخ كرملین و هزارها كاخ دیگر برسد، در حالی كه صدها میلیون بشر از حداقل زندگی و خوراك و پوشاك و مسكن عادی محروم باشند؟

این كشور گشایی‌ها و این توسعه طلبی‌ها كه نمونه آن توسعه طلبی‌های بی‌حد و حصر آمریكا و روسیه است، تا كی باید ادامه پیدا كند؟ این انسان‌های محروم كه در جمهورهای روسیه مخصوصاً جمهوری‌های آسیایی آن كه حق نفس كشیدن ندارند و صدا و نظرشان در هیچ كجای دنیا منعكس نمی‌شود، در حزب كمونیسم شوروی هضم شده و از حق اندیشیدن ساده محروم هستند، مگر انسان نیستند؟

این آوارگان فلسطین و این مسلمانانی كه در فلسطین و غزه و سواحل رود اردن و جنوب لبنان زندگی می‌كنند، طبق چه قانون فطرت پسند باید مورد این همه جنایات وحشیانه حكومت دست نشانده و تحمیلی اسرائیل قرار بگیرند؟ و این پشتیبانی بی دریغ آمریكا از این همه ظلم و شرارت و قتل عام كوچك و بزرگ و زن و مرد چه توجیهی غیر از ماهیّت صهیونیستی حكومت آمریكا دارد؟

این مردم مسلمان و محروم عربستان و حرمین شریفین با این ثروت سرشار و خدادادی آنها كه می‌تواند پر جمعیت‌ترین و وسیع‌ترین كشورهای دنیا را آباد و مترقّی و بی نیاز سازد، چرا باید در فقر و عقب ماندگی باقی بمانند و شاهزادگان سعودی و رژیم كثیف وهّابی، اموال ملی آنها را به یغما برده و در بانك‌های خارجی و در اختیار بیگانگان و استعمار آمریكا بگذارند، و آنچه را هم به صورت ظاهر به مصارف حكومت و نگهداری نظام وهّابی سعودی می‌رسانند در حقیقت در شكل معامله اسلحه و غیر آن به آمریكا برگردانند؟ و بدتر از همه اینكه این روش‌های ضد اسلامی خود را پای اسلام قلمداد كرده و حكومت خود را كه بر خلاف مبانی حكومتی اسلامی است شرعی و اسلامی معرفی می‌نمایند؟

چرا كارگر و كشاورز در رژیم سرمایه‌داری و سوسیالیستی محكوم به استضعاف است؟ در آن رژیم، در استضعاف راكفلرها و هاریمن‌ها و اناسیس‌ها، و در این رژیم، در استضعاف سازمان‌های كارگری و كشاورزی و حزب؟

فطرت بشر همه اینها را محكوم می‌كند و ندا و نهضتی را كه بخواهد به این نظام‌ها پایان دهد و پیامبرگونه و علیوار زمام امور را به دست بگیرد تأیید می‌نماید.

اگر حكومت جهانی و واحد خواست بشر نبود، و اگر این رژیم‌ها و موضع‌گیری‌هایشان در برابر یكدیگر بر وجدان مردم تحمیل نشده بود، سازمان ملل و اندیشه حكومت جهانی و ارتش واحد و قانون واحد به بشر عرضه نمی‌شد. تا كی سربازان یك حكومت، برای دفاع از یك رژیم در برابر حمله رژیم دیگر خونشان ریخته شود؟ مثلاً هویّت نظام اردن و حكومت‌های بزرگ و كوچكی نظیر آن و ارتش و قوایشان جز حفظ فرمانروایی شخصی مثل ملك حسین یا دیگران چیست؟ آن خونی كه در راه حفظ سلطه ملك حسین یا صدام حسین یا امیر كویت و بحرین، و سایر شیوخ ریخته شود، در راه چیزی و كسی كه ریخته نمی‌شود راه اسلام و خدا است.

آن جان بازی و آن خونریزی و آن جنگ و دفاعی را، فطرت بشر تأیید می‌كند كه، برای اعتلای كلمه الله و سعادت انسان و پاسداری از حقوق انسان و فی سبیل الله باشد؛ همان كه دین فطری اسلام و كتاب اسلام آن را چنین تفسیر و معرفی می‌نماید:

«الَّذِینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی سَبِیلِ اللهِ وَالَّذینَ كَفَرُوا یُقاتِلُونَ فِی سَبیلِ الطّاغُوتِ»[1]

«اهل ایمان در راه خدا، و كافران در راه شیطان جهاد می‌كنند».

پس در راه طاغوت، در راه استقرار دیكتاتوری پهلوی‌ها و آتاتورك‌ها و هیتلرها و كارترها و استالین‌ها جنگ كردن، جنگ با فطرت انسانیّت است و اصولاً نه فقط فطرت بشر با این مظاهر نفرت‌انگیز موافق نیست، بلكه با طبع جهان نیز مطابقت ندارد و عكس العمل‌های آن یا به اصطلاح آثار وضعی این اعمال و نابرابری‌ها سلب بركات و خیرات است.

پایان یافتن سلطه بشر بر بشر و برقرار شدن حكومت عدل و نظام الهی و لغو این تبعیضات و برداشتن این مرزها همه مطلوب بشر است، و این سازمان ملل مصنوعی و آلت دست ابرقدرتها هم مجاز آن حقیقت است، اگر عدل نباشد و اگر میل فطری بشر به عدل و امنیّت و قانون و سازمان‌های احقاق حقوق نباشد، زورمندان و تجاوزگران و سلطه‌جویان ناچار نمی‌شدند كه مقاصد سوء خود را در زیر پوشش عدل و صلح و همزیستی مسالمت آمیز و حسن همجواری و حفظ امنیّت و غیر آن به مردم عرضه كنند و نیازی به اینكه به ظلم و باطل لباس عدل و حق بپوشانند نداشتند؛ ولی چون فطرت بشر حق و عدل را می‌خواهد و از باطل و ظلم نفرت دارد، اینان با اسم‌های بی مسمّی مردم را فریب می‌دهند و حاصل آنكه به قول شاعر: «این دروغ از راست می‌گیرد فروغ».

بنابراین اجماع ملل و امم بر اینكه پایان جهان سعادت عمومی است و در دنبال این تاریكی‌ها روشنایی است و مقاومت در برابر حق، سرانجامش شكست و نابودی است، این اصل است، اصل فطری است كه با سنت جهان و حركت عالم ویا بنیاد جهان كه بر حق استوار است، موافق می‌باشد. خدا می‌فرماید كه:

«وَما خَلَقْنا السَّمواتِ وَالأَرْضَ وَما بَیْنَهُما اِلاّ بِالْحَقِّ»[2]

«ما آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنها است را جز بحق نیافریدیم».

باید حق بیاید و سراسر جهان را بگیرد و باطل از بین برود و معنی:

«قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً»[3]

«بگو حق آمد و باطل نابود شد كه همانا باطل نابودشدنی است».

در همه جا و همه رشته‌ها آشكار شود.

در قرآن مجید در آیات متعدد به این قانون خلل ناپذیر تصریح شده است و آخرین سخنی كه در اینجا متذكر می‌شویم این است كه جهان و جوامع بشری در حركات مختلف خود و تحولاتی كه به وجود می‌آید، مراحلی را پشت سر می‌گذارد و از تخلیص‌ها و تصفیه‌های گوناگون عبور می‌كند تا به تصفیه نهائی كه به وسیله حضرت مهدی آل محمد علیهم‌السلام انجام می‌شود برسد. در این تصفیه‌ها و تخلیص‌ها به تدریج آنچه باید ساقط شود شناخته می‌شود و نظام‌هایی كه باید منحل گردد و روشهایی كه باید ترك شود، همه شناسایی می‌شوند، آنچه مضر است، همه مانند كف‌ها و علف‌های خشك و هرزه‌ای كه روی آب‌های سیل آسا كه در اثر باریدن باران جاری می‌شود ظاهر می‌گردند از میان می‌روند و سودبخش نمی‌شود.

جوامع بشری همه برای پذیرفتن یك تصفیه دامنه دار آماده می‌گردد و همین كه منادی عدل و مبّشر ظهور حضرت مهدی علیه السّلام شروع آن تحول بزرگ را اعلام كند، جز معاندین و آنان كه در این تحول باید تصفیه شوند، همه خود را برای انجام آن آماده می‌سازند و از آن استقبال می‌نمایند.

«ذلِكَ بِأَنَّ اللهَ هُوَ الحَقُّ وَ أَنَّ مایَدْعُونَ مِنْ دوُنِه هُوَ الْباطِلُ وَأَنَّ اللهَ هُوَ الْعَلِی الْكَبیرُ»[4]

«همانا خداوند حق مطلق است و هر چه جز او را بخوانند باطل است و بزرگی شأن مخصوص ذات پاك خدا است».

حجت قائم كه آفتـاب جهـــان است

شمع یقین، رهنمای پیـر و جـوان اســت

مهدی آل نبــی همانـــكه زفیضــش

كسوت هستی به جســم عالمیـان اســت

رحمـت بی منتهـــای خــالق یكتــا

آنكه درش چون حرم حریـم امان اســت

قائم بالحـــق، ظهــور غیــب الهــی

آنكه غیابش نظام غیــب و عیــان اســت

طوطی طبعم چو خورده شكّر عشقش

شعـــر بدیعـــم مثــال آب روان اســت

بر كرم وجود او است راجـی و واثـق

صافی ازآن دم كه بر درش چوحسان است[5]

 

 

 

 

 
4 ـ اصالت مهدویّت از جهت قبول امم و ابتناء آن بر بشارات پیامبران وادیان آسمانی

تمام ادیان آسمانی به پیروان خود، عصر درخشان و سعادت عمومی و آینده مشعشع و صلح جهانی و دوران پر خیر و بركتی را نوید داده‌اند كه در آن، نگرانی‌ها و دلهره‌ها و هراس‌ها مرتفع شود و به یُمن ظهور شخص بزرگ و مردی خدایی كه به تأییدات الهی مؤید است، در روی زمین منطقه و شهر و دهستان و دهی باقی نماند مگر آنكه در آن بانگ دل نواز توحید بلند شود و روشنایی یكتا پرستی، تاریكی شرك را زایل سازد و علم و عدل و راستی و امانت چهره جهان آرای خود را بنمایانند و همه جا را منوّر سازند.

این موعود عزیز بر حسب استوارترین و صحیح‌ترین مصادر اسلامی خلیفه دوازدهم حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی، صلّی الله علیه و آله، و دوازدهمین رهبر و امام بعد از آن حضرت و هم‌نام و هم‌كنُیه آن حضرت است و القاب مشهورش در بین مسلمین، «مهدی»، «قائم»، «منتظر»، «صاحب الامر»، «صاحب الزمان»، و «بقیة الله» است.

و در زبان‌های دیگر به «گرزاسیه»، «وشینو»، «ارتور»، «مهمید» و نام‌ها و القاب دیگر خوانده شده است[6].

در كتاب زند و كتاب جاماسب، و كتاب شاگمونی، و كتاب جوك و كتاب دید، و كتاب باسك، و كتاب پاتیكل، و كتاب دادنگ و در كتاب صفنیای نبی و كتاب اشعیاء و كتاب وحی كودك، و كتاب حكی نبی و كتاب مكاشفات یوحنای لاهوتی، و كتاب دانیال و انجیل متی و انجیل لوقا و انجیل مرقس[7] و كتاب‌ها و الواح دیگر، این بشارت‌ها به عبارات و مضامینی كه همه اصالت عقیده مهدویّت را تأیید و آن را یك اصل عام مورد قبول همه ملل و امم و انبیاء و ادیان معرفی می‌نمایند آمده است و به بعض صفات و علائمی كه در احادیث و بشارات اسلامی برای این ظهور و صاحب آن حضرت مهدی حجة بن الحسن العسكری علیه السّلام بیان شده اشاره یا صراحت دارند. چون شرح این بشارات، سخن را بسیار طولانی می‌سازد فقط در اینجا به عنوان تفسیری از آیه 105 سوره انبیاء به نمونه‌ای از این بشارت‌ها اشاره می‌نماییم.

آیه شریفه این است:

«وَلَقَدْ كَتَبَنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»

كه مفاد ظاهر آن این است كه:

«و هر آینه ما در زبور بعد از ذكر نوشتیم كه البته بندگان صالح من وارث زمین می‌گردند».

این آیه از بشارت حتمی الهی خبر می‌دهد كه شایستگان و صُلحاء، وارث زمین و صاحب آن می‌شوند و چون در آیات قبل از این آیه از زمین خاصی سخنی به میان نیامده است لذا الف و لام «الارض»، الف و لام عهد نخواهد بود چون ظاهر این است كه مراد تمام زمین است.

بنابراین آیه خبر از روزگاری می‌دهد كه زمین و اداره آن در همه قارّه‌ها، و همه مناطق و معادن آن در اختیار بندگان شایسته خدا در آید چنانكه در آیات دیگر نیز همین وعده را فرموده است. مانند آیه:

«وَعَدَ اللهَ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَملِوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ ...»[8]

«و خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده كه در زمین خلافت دهد ...»

و آیه

«وَنُریدٌ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتَضْعَفُوا فِی الأرض وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»[9]

«و اراده كرده‌ایم كه بر كسانی كه در زمین ضعیف و ذلیل نگه داشته شده‌اند منت گذارده و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم».

مراد از «زبور» كه در آن این بشارت نوشته شده است كتاب آسمانی است كه بر جناب داود پیغمبر عَلی نَبِیِّنا وَآلِهِ وَعَلَیْهِ السَّلام نازل شده است و مراد از «ذكر» چنانكه مفسرین فرموده‌‌اند تورات است. و ممكن است به اعتبار اینكه الف و لام «الذكر» برای جنس باشد نه برای عهد، مراد از آن مطلق كتاب‌های آسمانی باشد كه پیش از زبور نازل شده‌اند.

به هر حال بر حسب این آیه، در تورات و زبور این وعده ذكر شده است.

اكنون باید دید این وعده و بشارت در تورات و زبور به چه صورتی آمده است.

باید به این نكته توجه داشت كه تورات و بطور كلی كُتب عهد عتیق و جدید مورد دستبرد و تحریف فراوان واقع شده و بلكه حوادثی پیش آمد كه موجب از بین رفتن تورات و تجدید استنساخ آن از آنچه بعضی حفظ داشتند گردید و مخصوصاً در آنچه باقی مانده هم در قسمت‌هایی كه مربوط به بشارت از پیغمبر اسلام است، تحریفات و تأویلات و تفسیرهای غیر موجه بسیار كرده و در ترجمه‌ها غرض ورزی زیادی نموده‌اند. و انجیل اصل نیز این اناجیل موجود نبوده و اناجیل نیز منحصر در این چهار انجیل نبوده بلكه بیش از اینها بوده است كه از جمله انجیل «برنابا» است كه در آن بشارت‌های متعدد به ظهور حضرت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه وآله موجود است و از حیث استواری مضامین و مطالب، طرف قیاس با این اناجیل معروف (انجیل مرقس، متی، لوقا و یوحنا) نیست.

معذلك تورات و انجیل فعلی هم كه در دست یهود و نصاری است، حاوی بشارات متعدد به ظهور اسلام و حضرت رسول خاتم و ائمه طاهرین علیهم‌السلام است كه علمای بزرگ تورات و انجیل‌شناس، این موارد را در كتاب‌هایی كه به زبان فارسی و عربی و غیره نوشته‌اند استخراج كرده و در تألیفات خود نوشته‌اند.

و علاوه بعضی از بزرگان اهل كتاب مثل «فخر الاسلام» مؤلف كتاب نفیس «انیس الاعلام» و مؤلّفات ارزنده دیگر پس از قبول اسلام پیرامون این موضوع، حق تحقیق و بررسی و اظهار و افشای حق را ادا كرده‌اند.

ما در اینجا فقط در رابطه با تفسیر این آیه به بشارتی از تورات و بشارتی از زبور اشاره می‌كنیم.

اما تورات: در پاراش لخلخا (فصل17 از آیه20 از سفر تكوین) از قول خداوند جلیل به ابراهیم خلیل علیه السّلام اینگونه آمده است:

«ول یشما علی شمعتیخا هینه بیرختی اوتو وهربتی اوتوا بمادماد شنمعا سارنسیم یولد و ان تتیو لغوی كادل»[10].

مؤلف انیس الاعلام علاوه بر این متن، متن این كلمات را از سریانی عتیق و از سریانی جدید و ترجمه عربی آن را از ترجمه طبع بیروت (س1870) و ترجمه فارسی آن را از ترجمه طبع لندن (س1895) آورده است و سخن را ادامه می‌دهد تا اینجا كه می‌گوید: «چون معنی الفاظ را دانستی اكنون گوییم كه خداوند جلیل پس از اینكه هفده بشارت به حضرت خلیل علیه السّلام داد، چنان كه در «پاراش» مذكور مسطور گشتند حضرت ابراهیم بعد از استماع بشارت مذكور ساجداً لله برو در افتاد و تمنا كرد كاش اسماعیل زنده می‌ماند، زیرا زندگانی او در نزد من بهتر از هفده بشارت است.

پس خداوند عالم فرمود دعای تو را در حق اسماعیل به اجابت رسانیدم او را بركت داده و كثیر الاولاد قرار خواهیم داد و قبیله بزرگ كه عبارت باشد از قبیله عرب، از صُلب او خواهد بود و او را بزرگ خواهیم گردانید، به سبب اینكه محمد صلّی الله علیه وآله و دوازده امام را كه اوصیای حضرت محمداند از صلب او پدید خواهیم آورد...»

اما زبور داوود علی نبینا وآله وعلیه السّلام در ترجمه فارسی زبور 37 ـ از مزامیر داوود كه چهل آیه است چنین آمده است:

«9ـ زیرا كه شریران منقطع می‌شوند اما متوكّلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. 10ـ و حال اندك است كه شریر نیست می‌شود كه هر چند مكانش را استفسار نمایی ناپیدا خواهد بود. 11ـ اما متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتی متلذذ خواهند شد. 12ـ شریر به خلاف صادق افكار مذمومه می‌نماید و دندان‌های خویش را بر او می‌فشارد. 13ـ خداوند به او متبسم است، چونكه می‌بیند كه روز او می‌آید. 14ـ شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چله كردند تا آنكه مظلوم و مسكین را بیندازند و راست روان را بكشند. 15ـ شمشیر ایشان بر دلشان فرو خواهد رفت و كمان‌های ایشان شكسته خواهد شد. 16ـ كمی صدیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. 17ـ چونكه بازوهای شریران شكسته می‌شود و خداوند صدیقان را تكیه‌گاه است. 18ـ خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد. 19ـ زیرا متبرّكان خداوند وارث زمین خواهند شد اما ملعونانِ وی منقطع خواهند شد. 23ـ زیرا كه خداوند عدالت را دوست می‌دارد و مقدسان خود را وا نمی‌گذارد، ابداً محفوظ می‌شوند در حالتی كه ذریّه شریران منقطع است. 29ـ صدیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند بود. 30ـ دهان صدیق به حكمت متكلم و زبانش به حكم گویا است. 31ـ شریعت خدا در قلبش بوده، اَقدامش نخواهد لغزید.»[11]

چنانكه ملاحظه می‌فرمایید این بشارات كاملا با آیه كریمه

«وَلَقَدْ كَتَبْنا فی الزَّبوُرِ ...»

منطبق است چنان‌كه ظاهر این است كه مراد از «صدیق» كه در بشارت آیه 31 مذكور شده و در آن آیه و آیه 32 صفت آن بیان شده است، حضرت مهدی علیه السّلام می‌باشد.

علاوه بر این، در مرموز (21) نیز بشاراتی هست كه در انیس الاعلام (ج 7، ص 386 و 387) متن اصل آن را با ترجمه فارسی آن طبق ترجمه فارسی طبع لندن (1895) آورده است.
اسرائیلیّات

برای اینكه دعوت اسلام از وابستگی و التقاط و تحریف و تغییر مصون بماند، پیغمبر اكرم صلّی الله علیه وآله امّت رابه تمسك به قرآن و عترت وصیت فرمود، امامان و رهبرانی از اهل بیتش كه مؤیّد من عندالله و شناسنده مكتب او و روح دعوت و تفسیر قرآن و وصی او می‌باشند، هدایت رسول خدا را در تمام شؤون امتداد دادند و مرور زمان و علومی كه از آنها ظاهر شده و ناتوانی دیگران از حلّ مشكلات و معضلات علمی، نشان داد كه این ارجاع و الزام امت به رجوع به آنها، بر اساس واقعیّت و صلاحیّت و شایستگی آنها بود.

اگر امت را از خطی كه برای آنها معیّن شده بود بیرون نمی‌كردند و مسیر رهبری را تغییر نمی‌دادند، بطور مسلم هیچ‌گونه گمراهی و ضلالت و اختلافی برای دین پیشامد نمی‌كرد، مخصوصاً دینی مثل اسلام كه خاتم ادیان است و قرن‌ها و شاید هزارها سال و بالأخره تا این زمین و عالم تكلیف باقی است باید باقی بماند، باید حجتی باشد تا مردم در اموری كه در آن اختلاف می‌نمایند یا جاهل هستند و راهنمایی می‌خواهند و به راهنما نیاز دارند به او رجوع نمایند وقتی مثلاً در مفاد یك آیه از آیات قرآن مجید، یك میلیون و دویست و شصت هزار احتمال عُقلایی باشد باید در بین امت یك نفر باشد كه احتمالی را كه با واقع مطابق است و مراد از آیه شریفه است، از میان این همه احتمال معین كند. باید یك نفر باشد تا مثلاً در حدّی كه باید بر سارق جاری شود معین كند كه از كجای دست او و چه مقدارش باید قطع شود. و همچنین در موارد دیگر باید كسی باشد كه تفسیرش از كتاب خدا و سُنّت پیغمبر، حجت و معتبر باشد و بر هر قول و رأی مقدّم شود. لذا از «أَبان بن تَغْلِبْ» نقل شده است كه فرمود:

«شیعه آن كسی است كه اگر تمام مردم به راهی رفته و در مسأله قولی داشته باشند و علی علیه‌السّلام به راه دیگر رفته و قول دیگری داشته باشد، راه علی و قول او را حق و صحیح می‌داند«[12].

متأسفانه پس از رحلت پیغمبر اكرم صلّی الله علیه وآله مسیر جریان امور امت را تغییر دادند. سیاستمدارانی كه بر امور مسلمین تسلّط یافتند و زمام امور را به دست گرفتند از یك سو خود فاقد صلاحیّت علمی بودند و از اینكه بتوانند پاسخ گوی مراجعات مردم در مسائل اسلامی‌باشند عاجز بودند و حتی در اداره امور سیاسی و سازمان بخشی و حل و فصل امور نمی‌توانستند اعمال خود را با موازین شرعی توجیه نمایند و از سوی دیگر باز بودن در خانه اهل بیت و شناخته شدن آنها به عنوان یگانه مرجع علمی و هدایتی و پاسخ‌گو به مسائل اسلامی و تفسیر قرآن و بیان احكام، خلاف سیاست آنها و معارض با حكومتشان بود، از این جهت تصمیم گرفتند به عنوان اینكه قرآن مجید تنها مرجع است، از نقل احادیث و سنت پیغمبر جلوگیری كرده و عملاً قول و عمل آن حضرت و تأسّی به رسول خدا را از اعتبار ساقط كنند[13]. با این كار از نقل احادیث فضایل اهل بیت كه در نتیجه منتهی به تزلزل سیاسی و سقوط حكومت آنها می‌شد جلوگیری می‌كردند. با این وضع در بن بست عجیبی افتاده بودند زیرا از یك سو علم و دانشِ بابِ علم پیغمبر، علی علیه السّلام را نمی‌توانستند انكار كنند و در بسیاری از موارد به آن اعتراف می‌نمودند و از سوی دیگر شناخت علی را از اسلام و اصالت تعریفات و توجیهات و ارشادات او را چنان‌كه پیغمبر صلّی الله علیه وآله حجت قرار داده و همگان را به پیروی از او مكلف كرده بود مخفی می‌كردند و تلاششان بر این بود كه به تدریج مكتب اهل بیت و شناخت اصیلی كه آنان از اسلام داشتند منزوی شود و نظام اسلام مخصوصاً در سیاست و اموال عمومی و بیت المال دگرگون گردد.

آنان تلاش می‌كردند سایر صحابه یا اقلا چندتن از مشاهیر آنها را هم‌طراز علی علیه السّلام قرار دهند. لذا وقتی هم كه نقل حدیث آزاد شد و در مقام جمع آوری حدیث برآمدند از احادیثی كه علی علیه السّلام روایت كرده جز تعداد كمی روایت نكردند، با آن سوابق طولانی و اختصاصی كه علی علیه السّلام با پیغمبر صلّی الله علیه وآله داشت كه از طفولیّتش در آغوش پیغمبر صلّی الله علیه وآله پرورش یافت و از نخستین مرتبه‌ای كه وحی بر پیغمبر نازل شد با پیغمبر بود. او همان شخصیتی است كه رسول الله صلّی الله علیه وآله به او فرمود:

«اِنَّكَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ وَتَری ماأری اِلاّ أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِی وَلكِنَّكَ وَزیرٌ»[14]

«شما می‌شنوی آنچه كه من می‌شنوم، و می‌بینی آنچه كه من می‌بینم، جز این‌كه شما پیغمبر نیستی لیكن وزیر هستی».

از آن همه سوابق علمی و ارتباط كامل معنوی و روحی او با رسول خدا كه محتوایش می‌توانست تمام نیازمندی‌های این امت را تا روز قیامت مرتفع سازد، اكثریّت امت مسلمان بلكه دنیای بشریّت را محروم ساختند. اما از مثل عایشه كه سیاست حكومت‌ها او را به واسطه موضع معارضی كه با اهل بیت و شخص شخیص خلیفه منصوص علی علیه السّلام داشت، با اینكه بر سایر زوجات پیغمبر صلّی الله علیه وآله برتری نداشت و بلكه با بعضی از آنها مانند: ام سلمه در حكمت و فهم و درك مسائل اسلامی و مانند زینب در التزام به اطاعت از دستورات پیغمبر قابل قیاس نبود و از مثل ابوهریره با آن سوابق سوء كه كتاب ابوهریره و كتاب شیخ المضیره در معرفی او كافی است، با اینكه یك فرد عادی بیش نبود و مصاحبت عادی او با پیغمبر صلّی الله علیه وآله بیشتر از بیست و یك ماه نمی‌شود، احادیث بسیار روایت كرده‌اند كه مورد بحث و سوء ظن محققانِ خود اهل سنت واقع شده است[15].

بدیهی است محققان و كسانی كه از اهل سنت و شیعه این مسائل را بررسی كرده و می‌نمایند، می‌فهمند كه سیاست در ساختن مكتب‌های معارض با مكتب حق اهل بیت كه پاسدار اصالت‌ها و ارزش‌های اسلام بوده و هست چه نقش بزرگ و خطرناكی را ایفا كرده است، كه ما در اینجا نمی‌خواهیم پیرامون این موضوع سخن را دنبال كنیم.

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

یكی از راه‌هایی كه برای پاسخ‌گویی مصنوعی به پرسش‌های دینی مردم پیرامون مسائلی كه در قرآن مجید مطرح است مثل مبدأ خلقت، چگونگی آفرینش، تاریخ انبیاء، تفسیر آیات متشابه و مسائل دیگری كه انتخاب كردند، مراجعه به افرادی از یهود و نصاری بود كه وارد اسلام شده بودند. با اینكه حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه وآله فرموده‌اند:

«لَوْ كانَ مُوسی حَیّاً لَما وَسِعَهُ اِلاَّ اِتْباعی»

اگر موسی زنده بود جز پیروی از من راهی نداشت».

و آنان را در موارد متعددی از مراجعه به احبار یهود كه اطلاعات مورد اعتمادی در اختیار نداشتند نهی فرموده بود و با اینكه نقل احادیثی را كه مسلمانان شخصاً از پیغمبر شنیده بودند ممنوع ساخته بودند، به مثل «كَعْبُ الأحبار» مراجعه می‌كردند و به نقلیّات بی‌مأخذ و بی‌مصدر آنها اعتماد می‌نمودند. از این جهت بازار خُرافات و مسموعات و افسانه‌ها كه بسا دروغ خلق‌الساعه هم بود رواج یافت و در عصر عمر و عثمان و معاویه، كعب الاحبار یهودی یكی از افراد سرشناسی بود كه دستگاه به اصطلاح خلافت به او ارج می‌گذارد و همانطور كه عرض كردم سنت پیغمبر را كه بلاواسطه نقل می‌شد كنار گذارده و نقلیات «كعب الاحبار» را از قرن‌ها پیش بدون اینكه واسطه یا مصدر صحیحی در اختیار داشته باشد قبول می‌كردند.

كعب الاحبارها و وهب بن منبه‌ها وارد میدان شدند و شد آنچه نباید بشود.

در این بین یگانه نوری كه در این تاریكی‌ها از پشت هزاران پرده سیاست و استكبار و استعباد می‌درخشید و اصالت معارف اسلام را تضمین می‌كرد و اسرائیلیّاتی را كه وارد معارف اسلام كرده بودند كنار می‌نهاد، نوری بود كه از مكتب اهل بیت و مدرسه خاندان رسالت و ولایت پرتوافكن بوده و هست. این مكتب كه امتداد مكتب اسلام بود، علی‌رغم تمام فشارها و تحمل تمام محرومیت‌ها و مظلومیت‌ها و استقبال از هر گونه خطر، توانست اسلام اصیل را به مردم برساند و از اینكه یهودیّت و نصرانیّت بتواند معارف اسلام را دگرگون و شناخت حقایق آن را دشوار سازد، جلوگیری نمود. اهل بیت، این منابع یهودی و بیگانه را غیر معتبر اعلام كرده و در شناخت دین هر گونه مأخذی را كه به پیغمبر صلّی الله علیه وآله نمی‌پیوندد باطل شمردند.

اهل انصاف می‌دانند كه اگر این مكتب و این مدرسه اهل بیت و جهاد و تلاش ائمه علیهم‌السلام و اصحاب و روات احادیث و علوم آنها نبود، اسلام به عقاید باطل دیگران مخصوصاً خرافات یهود آلوده شده بود و شریعت به گونه‌ای كه كعب الاحبارها و ابوسفیان‌ها و معاویه‌ها ویزیدها و سایر جبابره می‌خواستند، جلوه می‌كرد.
شناسایی اسرائیلیّات

با دقت‌ها و موشكافی‌ها و بررسی‌هایی كه محدّثین بزرگ و شاگردان مكتب اهل بیت در فرهنگ اسلامی بطور كلی و عموم دارند، شناسایی اسرائیلیّات و عقایدی كه از این رهگذر وارد اندیشه‌ها و كتاب‌های اسلامی به خصوص تفسیر و تاریخ شده است برای آنان كه اهل فن هستند كار دشواری نیست، و بطور كلی اسرائیلیّات را می‌توان به دو نوع تقسیم كرد:

1ـ تواریخ و اندیشه‌هایی كه با عقل، و صریح یا ظاهر كتاب و سنّت مخالف است و معلوم است كه نسبت دادن آن به انبیای گذشته نیز غلط و تهمت است مانند عقاید «مجسمّه» و «مجبّره» یا نسبت دادن كفر و معصیت و بلكه كبیره به انبیاء.

2ـ تواریخ و اندیشه‌هایی كه درستی یا نادرستی آنها معلوم نیست و فقط مستند آن نقل امثال «كعب الأحبار» می‌باشد و مدرك اسلامی از قرآن و حدیث ندارد.

بدیهی است اینگونه نقلیّات بی اساس و غیر معتبر یا خلاف عقل و معیارهای اسلامی كه بر اثر سوء سیاست زمامداران و یا اغراض بیگانگان و دسایس آنها در فرهنگ اسلام وارد شده، به هیچوجه مورد اعتنا و اعتماد نیست و اسلام از آن منزَّه است و به حمد الله كاملا این نقلیّات از احادیث و معارفی كه اصالت اسلامی دارند مشخص است.
روشنفكران عوضی و اسرائیلیّات

در بین نویسندگان معاصر اهل سنت، برخی كه خود را روشنفكر و متنوّر می‌شمارند در برخی از معارف اسلام كه با عالم غیب ارتباط دارد مانند معجزات مادّی، مددهای غیبی، اشراط ساعت، علایم قیامت و مسائلی كه اصالت قرآنی دارند تشكیك و تردید نموده، بلكه انكار می‌نمایند و برای اینكه خود را روشنفكر نشان بدهند، سرمایه‌ای غیر از این اظهارات تردیدآمیز ندارند. آنان می‌خواهند هر چه بتوانند از ارزش غیبی دین بكاهند و مقامات پیامبران و ائمه علیهم‌السلام را نپذیرند و وحی و نزول ملائكه را در جنگ بدر و حوادث دیگر از این قبیل را به گونه‌ای كه مادّی‌پسند شود و منكران خدا و قدرت و توانایی او هم قبول كنند مطرح نمایند و انبیاء را رجال ژنی و نابغه قلمداد كنند و با این مقوله و سخنان، در مسائلِ دین تصرفات و مداخلات ناروا می‌نمایند.

بدیهی است كه این روشنفكری نیست بلكه غربزدگی و مادی گرایی است كه متأسفانه در اثر تلقینات سوء و ضعف عقیده و قلّت آشنایی با مبانی محكم اسلامی، بسیاری به آن مبتلا شده‌اند.

این بیماری به نظر ما برای دعوت اسلام و برای عقاید اسلامی بسیار خطرناك است. زیرا در پوشش یك سلسله الفاظ مادی‌گرایانه دین را تحریف و مسخ می‌نمایند و مردم را از هسته مركزی دین كه ایمان به عالم غیب است جدا می‌كنند و در این میان عذر بسیاری از اینها در ردّ یك سلسله حقایق اسرائیلیّات است. یعنی هر چه را كه عقل آنها از فهمش عاجز شود و هر چه را كه با مبانی مادّی، وقوعش را بدیع و بعید دیدند، منكر شده و آن را اسرائیلیّات می‌خوانند.

واقعاً جای تعجب است، دیروز و در صدر اسلام با ترویج اسرائیلیّات از نشر حقایق اسلامی جلوگیری می‌كردند، امروز بازماندگان همان‌ها به اسم ردّ اسرائیلیّات حقایق مسلّمی را كه بر حسب قرآن و حدیث معتبر، ثابت است انكار می‌نمایند و معیار اسرائیلیّات بودن یك موضوع را دور بودن از فهم مادّی‌گرای خود می‌دانند.

از جمله، همین مسأله مهدویّت و علائم آن و نزول عیسی در آخر الزمان است كه اخیراً مورد حمله این گروه شده و می‌خواهند با تهمت اسرائیلیات بودن، اصالت آن را كه از هر جهت مسلّم است، انكار نمایند.

بدیهی است مسائلی مثل مسأله مهدویّت هرگز با این‌گونه تهمت‌ها خدشه‌دار نخواهد شد.

به حكم قرآن كریم و وجدان، بشارت به «مصلح» و «منتظر آخر الزمان» در تورات و زبور وجود دارد و مسائل اسلامی دیگر مخصوصاً اموری كه پایه و محور دعوت اسلام است، در دعوت انبیای گذشته نیز بوده است و اگر بنا باشد كه هر چیزی به اسم اینكه مورد قبول اهل كتاب است، رد شود، باید این افراد اصل وجود موسی و عیسی را نیز انكار كنند.

سابقه اصل عقیدتی یا حكم فرعی اسلامی در ادیان گذشته و وجود آن در تورات و انجیل فعلی، گواه حقانیّت آن است و به اسرائیلیّات و آنچه مخالفان مكتب اهل بیت كه مكتب اسلام راستین است، وارد در فرهنگ اسلامی‌كرده‌اند ارتباط ندارد. این قرآن است كه می‌فرماید:

«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدّینِ ما وَصّی بِهِ نُوحاً وَالّذی أَوْحَیْنا اِلَیْكَ وَما وَصَّیْنا بِهِ اِبْراهیمَ وَمُوسی وَعیسی أَنْ أَقیمُوا الدّینَ وَلا تَتَفرَّقُوا فیهِ»[16]

«خدا آیینی كه برای مسلمین قرار داد احكامی است كه نوع را به آن سفارش كرد و بر تو نیز همان را وحی كردیم كه به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش كردیم كه دین خدا را بر پا دارید و در دین اختلاف مكنید».

چنانكه اگر یك امری اصالت اسلامی داشته باشد نامأنوس بودن آن، موجب صحت انكار آن و اسرائیلیّات بودن آن نیست. «مهدویّت» نیز اصالت اسلامی است و به قرآن و حدیث و اجماع مسلمین استناد دارد و اعتقاد مسلمانان به آن بر اساس این اصالت‌های اسلامی است كه مسلمان نمی‌تواند آنها را ردّ كند. این مسأله با اسرائیلیّات كه فاقد اصالت اسلامی است، هیچگونه ارتباطی ندارد این سخنان واهی ناشی از بی اطلاعی و ناآگاهی در مسائل اسلامی است.

لذا علمای بزرگ اهل سنت مانند «احمد شاكر» از معاصرین ما كه تخصصش در فن حدیث و شناخت آفات و علل آن مورد قبول عموم دانشمندان آنها است، در برابر این زمزمه‌های غرب زدگان و ماده گرایان و مقلدان «ابن‌خَلدون» به پا خاسته، اصالت اسلامی این مسائل را اثبات نموده و نادرستی این گمان‌ها را آشكار ساخته و تردید و انكار در این اندیشه‌های اسلامی را كه منتهی به ردّ فرمایش و بشارات حضرت رسول اعظم صلّی الله علیه وآله و اعتبار احادیث صحیح و متواتر است جریمه بزرگ شمرده‌اند.

سلیـل ختـــم رسل لطـــف ایـــزد داور

دلیــــل كه سُبُـل نــور دـــیده حیدر

قوام عالم امكــان شه زمیـــن و زمـــان

محیط كون و مكان پیشـوای دین پرور

غیاث اكبر و اصغر گشـــود هر مشــكل

پناه مهتـــر و كهتـــر امـام نیك سِیَر

هو الصــراط هــو الجنة هــو المیـــزان

هــو النعیم هــو الروضة هــو الكوثر

صفای گلشـن توحیـــد و روضــه تجرید

بهـــای بـاغ جنــان و نهال فیض ثمـر

وجود او همه‌خیراست وفعلاًو همه‌فیض

نمود‌او، همه‌نوراست وشخص‌اوهمه‌سر

مراد زآیـه نور و غـــرض زنات بخیـــر

كه خیر محض بود در وجود او مضمر

بزرگـوار اماما پنـــاه و ملجـــأ خـــلق

تویی غیاث و تویـی منجی و تویی یاور

تویـی نهــال برومنـــد دوحـــه یـــس

تویی خلاصه مقصـد زفاتحــات  سُـوَر

تویی كه از تو شود پر زعدل و داد جهان

ستم رود به عدم از تو در همــه كشور

بیا كه منتظران را به لــب  رسید نفــس

بیا و دین خدا را نجــات ده ز خـــطر

شرر به جـان زده بیـداد دشمــن اسـلام

به جان خصم زن آتش زتیغ برق  شــرر

چه روزها كه شد اندر فراق رویت شام

چه شامها كه به امید وصل گشت  سحر

نهـم به راه تــو تا چنـــد دیــده امیـد

نمود صبــر مــن از حدّ انتظــارگـــذر

بسر نیامــده شــام فــراق و می‌تــرسم

كه روز من شــود از گــردش سپهر بسر

سگی زخیل سگان تو چون بود «صافی»

سزا بود كـــه مرانیـــش هیچگــاه ز در[17]

 

[1]. سوره نساء، آیه76.

[2]. سوره احقاف، آیه3.

[3]. سوره اسری، آیه81.

[4]. سوره حج، آیه62.

[5]. اشعار از مرحوم آیت الله والد ،قدس سرّه، است.

[6]. به كتاب نجم الثاقب و سایر كتاب‌هایی كه القاب و نام‌های حضرت مهدی علیه‌السّلام را بر شمرده‌اند مراجعه شود.

در نجم الثاقب بیش از یك صد و هشتاد اسم برای آن حضرت ذكر كرده است.

[7]. برای معرفی این كتاب‌ها و بشارات آنها و كتاب‌های دیگر در این موضوع، مراجعه شود به كتاب‌های «انیس الاعلام و بشارات عهدین» و «من ذا» و «لسان الصدق».

[8]. سوره نور، آیه 55.

[9]. سوره قصص، آیه5.

[10]. انیس الاعلام، ج7، ص383و 384 و 385.

[11]. رجوع شود به ترجمه فارسی كُتُب عهد عتیق دلیم گلن، جلد3، ص85 و86، طبع ادن برغ سال 1845 میلادی مطابق1261 هجری.

[12]. رجال نجاشی، ص 9، (شرح حال ابان).

[13]. لذا باز گشت به حدیث و جمع آوری احادیث بعد از یك فترت و فاصله طولانی در بین اهل سنت شروع شد، چون دیدند اسلام منهای اعتبار احادیث از هر جهت ناقص بوده و اسلام نیست، كه تفصیل آن را در نوشته‌های دیگر نوشته و توضیح داده‌ام.

[14]. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه192.

[15]. رجوع شود به كتاب «امان الامه» تألیف نگارنده و كتاب «ابوهریره» و كتاب «شیخ المضیره» و كتاب «اضواء علی السُنّة المحمدیة».

[16]. سوره شوری، آیه13.

[17]. اشعار از مرحوم آیت الله والد علیه الرحمه است.

لینک به قسمت های مختلف کتاب:

اصالت مهدویت ( قسمت اول)

اصالت مهدویت ( قسمت دوم)

اصالت مهدویت ( قسمت سوم)

اصالت مهدویت ( قسمت چهارم)


اصالت مهدویت ( قسمت پنجم)


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب اصالت مهدویت


منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « اصالت مهدویت »، 
برچسب ها : کتاب اصالت مهدویت، اصالت مهدویت، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    شنبه 1392/04/1             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس