تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : نوید امن امان (قسمت هفتم)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
صافی گلپایگانی مدظله العالی  کتاب نوید امن و امان

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب نوید امن و امان


چرا غیبت صغری امتداد نیافت؟

بعضی می‌پرسند به چه علّت دوران غیبت صغری پایان یافت؟ و اگر برنامه غیبت صغری ادامه پیدا می‌كرد و امام در تمام اعصار غیبت نایب خاصی داشت كه راتق و فاتق امور و راهنمای عموم باشد چه اشكالی داشت.

پاسخ این پرسش این است كه: برنامه روش و كار امام را خداوند متعال تعیین فرموده است و امام باید همان برنامه را اجرا نماید و بعد از آنكه اصل امامت ثابت شد، نسبت به برنامه كار امام پرسش از علّت به عنوان ایراد و اشكال، بی‌جا و بی‌مورد است و حتی خود امام نیز جز تسلیم و تمكین و اجرای برنامه و وظیفه، تكلیفی ندارد و پرسش از علّت و سبب آن خلاف روش بندگی و مقام عبودیّت خالص است و چنانچه در ضمن مقالات گذشته معلوم شد، تمام پرسش‌ها و اشكالاتی كه راجع به غیبت شده در یك ردیف و از یك قماش است و هیچ یك ایراد اصولی و پرسشی نیست كه اگر بی‌جواب بماند جائی را خراب كند.

و اگر پرسش برای مزید معرفت و بصیرت و روشن شدن امر باشد، جواب آن این است كه بهتر است در اینجا دو پرسش مطرح كنیم.
 
پرسش نخست: چرا برای امام علیه‌السلام دو گونه غیبت معلوم شده و از همان اوّل غیبت كبری آغاز نشد؟

پرسش دوّم: پس از آنكه غیبت صغری پیش آمد و نائبان خاص تعیین شدند، چرا دوران غیبت صغری پایان یافت؟ و اگر همان برنامه‌ی غیبت صغری ادامه می‌یافت چه اشكالی داشت؟


پاسخ پرسش نخست

1ـ غیبت صغری مقدمه غیبت كبری و زمینه سازی برای آن بوده. چون ابتدای غیبت بود و اذهان، اُنس به غیبت نداشت اگر چه در زمان حضرت امام علی نقی و حضرت امام حسن عسكری علیهما السّلام فی‌الجمله آن دو امام برای آماده كردن اذهان از نظرها احتجاب می‌كردند مع‌ذلك غیبت تامّه اگر دفعةً و ناگهانی واقع می‌گردید مورد استغراب و استعجاب بلكه استیحاش و استنكار و اسباب انحراف افكار می‌شد و قبول قطع ارتباط با امام چنانچه در غیبت كبری واقع شد، برای اكثر مردم دشوار و ناراحت كننده بود.

لذا قریب هفتاد سال رابطه مردم با امام به وسیله نوّاب خاص حفظ شد و توسط آنان عرایض و مشكلات و مسایل خود را عرض می‌كردند و جواب می‌گرفتند و توقیعات به وسیله آنها می‌رسید و بسیاری هم به شرفیابی حضور نایل می‌شدند تا در این مدّت مردم آشنا و مأنوس شدند.

2ـ این ارتباط توسط نوّاب خاص كه منحصر به همان چهار نفر نوّاب معروف نبودند و همچنین تشرف جمعی در آن زمان به زیارت آن حضرت برای تثبیت ولادت و حیات آن حضرت مفید و لازم بود و اختفای كامل كه احدی از حال و ولادت آن حضرت مطلع نباشد آن هم در ابتدای امر موجب نقض غرض می‌شد، لذا بسیاری از خواص هم در زمان حیات امام حسن عسكری علیه‌السلام و هم در زمان غیبت به سعادت دیدار آن حضرت نایل شدند و با ظهور معجزات، ایمان آنها استوار و محكم گردید.

 پاسخ پرسش دوّم:

1ـ علّت اینكه غیبت صغری ادامه نیافت این بود كه برنامه اصلی كار آن حضرت غیبت كبری بود و غیبت صغری مقدمه آن بود و برای آماده كردن زمینه انجام شد.

2ـ وقتی بنا باشد نایب خاص نافذالحكم و صاحب قدرت ظاهری نباشد و نتواند رسماً در كارها مداخله كند بلكه قدرت‌های ظاهری به واسطه تمركز توجهات در او با او معارضه و مزاحمت داشته باشند، شیّادان و جاه‌طلبان هم ادعای نیابت خاصه می‌نمایند و اسباب تفرقه و گمراهی فراهم می‌سازند چنانچه در همان مدّت كوتاه غیبت صغری دیده شد چه دعاوی باطلی آغاز گردید و این خود یك مفسده‌ای است كه دفعش از حفظ مصلحت تعیین نایب خاص اهمیّتش اگر بیشتر نباشد كمتر نیست، و خلاصه آنكه ادامه روش نیابت خاصه با صرف نظر از مصالحی كه فقط در همان آغاز كار و ابتدای امر داشته با اینكه نوّاب مبسوط الید و نافذالكلمه نباشند و تحت سیطره زمامداران وقت مأمور به تقیّه باشند از نظر عقل مصلحت ملزمه‌ای ندارد بلكه از آن مفاسدی هم ظاهر می‌گردید.

وَاللهُ أَعْلَمُ بِمَصالِحِ اْلأُمُورِ وَلا یُسْئَلُ عَمّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسئَلُونَ وَلا یَفْعَلُ وُلاةُ أَمْرِهِ اِلاّ بِما أَمَرَهُمُ اللهُ تَعالی بِه ِ فَاِنَّهُمْ عِبادُهُ الْمُكْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ.

سرداب سامرای مشرّفه

یكی از افترائات مغرضین و دشمنان شیعه و اعدای اهل بیت این است كه می‌گویند: شیعه معتقد است امام در سرداب غیبت كرده و در سرداب باقی است و از سرداب ظاهر خواهد شد و هر شب بعد از نماز مغرب بر در سرداب می‌آیستند تا ستارگان نیك آشكار گردند سپس متفرق می‌شوند تا شب بعد.

ما در تكذیب و ردّ این افترا محتاج به هیچ‌گونه توضیح نیستیم ـ چیزی كه عیان است چه حاجت به بیان است ـ همه می‌دانند كه این گونه افترائات از امثال ابن خلدون و ابن حجر، جعل و بر اساس انگیزه دشمنی با شیعه و انحراف از اهل بیت، و تمایل به بنی‌امیه و دشمنان خاندان رسالت است. این نویسندگان و كسانی كه بعد از آنها آمدند تا زمان ما به جای اینكه عقاید و آرای شیعه را از خود آنان و از كتاب‌هایشان به دست آورند به جعل و افترا پرداخته یا جعلیّات و افترائات پیشینیان خود را دست به دست گردانده و آنها را ملاك و میزان تحقیق درباره عقاید شیعه و معرفت آرای آنها قرار می‌دهند و خود و دیگران را گمراه می‌سازند.

خیلی عجیب و بسیار شگفت‌انگیز است كه به یك امّتی كه هزاران نویسنده عالی‌قدر آنها آرا و عقایدشان را صریحاً در تألیفات خود نگاشته‌اند، نسبتی داده شود كه در هیچ عصری احدی از آنها، احتمال آن را هم نداده است.

در مورد امامت و اصول اعتقادی دیگر در كتاب‌های كلام و اعتقادات، عقاید شیعه محفوظ و مضبوط است و در موضوع غیبت در كتاب‌هایی كه از عصر ائمه علیهم السّلام و بعد از آن تألیف شده همه خصوصیّات آن مذكور شده و در هیچ كتاب و نوشته‌ای از این افترا اثر و نشانه‌ای نیست.

احدی نگفته امام در سرداب سامرا مخفی است بلكه كتب و روایات شیعه و آن همه معجزات و كرامات كه از آن حضرت در غیبت صغری و كبری نقل شده و حكایات آنان كه به شرف درك حضورش در طول این دو غیبت مشرف شده‌اند همه این نسبت را تكذیب می‌نمایند. بلی در سامرا مشرفه سردابی است كه شیعه در آنجا به دعا و نماز و عبادت خدا و زیارت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه رفتار می‌كنند نه برای اینكه امام در آنجا مختفی و پنهان است، یا كسی امام را مقیم در آنجا بداند، بلكه برای آنكه آن موضع معروف به سرداب و نواحی آن و حرم عسكریین منازل و مساكن شریفه و خانه ها و محل ولادت آن حضرت و بُروز بعضی معجزات بوده است و تجدید خاطرات آن اعصار و یاد آن ازمنه كه امام عصر و پدرش و جدش در آن بیوت شریف كه از آن جمله همین دار معروف به سرداب است، خدا را پرستش می‌كردند و محل آمد و شد شیعه و محبّان اهل بیت بوده، در همان مقامات و مواقف شریفه به مدلول

فی بُیُوت أَذِنَ اللهُ أَنْ تَرْفَعَ وَیُذْكَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسِبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ اْلآصالِ[1]

خانه‌هایی را خدا اجازه داده که آنجا رعفت یابد و در آنجا ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاك او كنند.

مناسب است.

چنانچه منازل و مقامات دیگر نیز هست كه مورد احترام شیعه است برای آنكه معلوم شده آن حضرت آن اماكن را مشرف به قدوم خود فرموده است (مانند مسجد جمكران قم)[2].
 

بخش سوّم

پیرامون طول عمر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه




عمر بسیار طولانی

یكی از مطالبی كه همواره بشر در جستجو و تحصیل آن بوده، طول عمر و زندگی است؛ طول عمر توأم با سلامتی و توفیق از نعمت‌هایی است كه ارزش آن را نمی‌توان معین كرد، غریزه حب به ذات، حب بقا و غرایز دیگر انسان‌ها را عاشق و دل‌باخته طول عمر ساخته و آنها را وادار می‌سازد كه در این راه منتهای سعی و تلاش را انجام دهند تا بلكه مدّتی اگرچه كوتاه باشد این ریسمان عمر را بلندتر سازند.

آنچه فحص و مطالعه در اطراف این موضوع نشان می‌دهد این است كه امكان عمر بسیار دراز همواره مورد قبول بوده و تاكنون كسی عدم امكان و امتناع آن را عنوان نكرده است.

ما نخست امكان طول عمر را از نظر علوم و دانش‌های عصری مانند علم پزشكی و علم زیست شناسی، و اطلاعاتی كه از احوال سایر مخلوقات داریم با مقایسه انسان به آنها مورد توجه قرار می‌دهیم و سپس مراجعه به ادیان آسمانی نموده در امكان و صحت آن از نظر عقاید دینی سخن می‌گوییم.

 طول عمر از نظر دانش و علم

از نظر علوم امروز باید دانست كه علم، امكان طول عمر را كاملاً تأیید كرده و كوشش بشر را در این راه كوشش نتیجه‌بخش و موفقیّت‌آمیز و لازم می‌شناسد و برای طول عمر حدّ و اندازه‌ای معلوم نمی‌كند.

علم می‌گوید: تقلیل متوفیّات و مرگ و میرها، و طولانی ساختن عمر وارد یك مرحله عملی شده و با كمال سرعت رو به تكامل است و حدّ متوسط عمر در كمی بیشتر از یك قرن از 47 به 74 رسیده است.

دكتر «الكسیس كارل» در سال 1912 میلادی موفق به نگهداری یك مرغ به مدّت سی سال شد، در حالی كه زندگی مرغ حد اكثر از ده سال تجاوز نمی‌كند[3].

 
هشتصد سال زندگی

دكتر «هنری الحیس» می‌گوید: باید حدّ متوسط مرگ و میر عمومی را به حدّ مرگ و میر اطفال كمتر از ده سال رسانید و اگر این مسأله عملی شود، انسان آینده، هشتصد سال زندگی خواهد كرد[4].

دانشمندان هنوز در تعیین مرز قاطع (زندگی طبیعی) بشر به موفقیّتی نرسیده‌اند.

مرز منطقی زندگی به نظر دانشمندان تفاوت دارد «پاولوف» مرز طبیعی حیات انسان را 100 سال می‌دانست «مچنیكوف» آن را 150 تا 160 قلمداد می‌كرد.

پزشك و دانشمند مشهور آلمانی موسوم به «گوفلاند» معتقد بود كه مدّت عادی زندگی بشر 200 سال است.

فیزیولوژیست مشهور قرن نوزدهم «فلوگر» آن را تا 600 سال و «روجربیكن» انگلیسی تا 1000 سال قلمداد كرده‌اند[5]. ولی هیچ یك دلیلی بر اینكه این مرزها مرز قاطع باشد كه از آن تجاوز نكند ارائه نمی‌دهند.

به عقیده دانشمند روسی «ایلیا مچنیكوف» پزشك و فیزیولوژیست، یاخته‌ها و سلول‌های بدن انسان كه تقریباً شصت تریلیون می‌باشد از سموم ترشح شده توسط باكتری‌های سمی‌ روده مخصوصاً روده بزرگ (كه در آن روزانه 130 تریلیون میكروب زاده می‌شود) مسموم می‌شوند.

بسیاری از این باكتری‌ها زیانی به بدن نمی‌رسانند ولی بعضی از آنها سمّی هستند.

اینها بدن را از داخل توسط سم‌هایی كه تولید می‌كنند (مانند گازهای فنل و اندل) مسموم می‌سازند؛ احتمالا یاخته‌ها و بافت‌های سازنده بدن در اثر این مسمومیّت به پیری زود رس دچار می‌شوند، وقتی یاخته پیر شد، به سختی می‌تواند نیازهای حیاتی را رفع نماید و در تكثیر آن اختلال پدید آمده و سپس می‌میرد[6].

پروفسور «اسمیس» استاد دانشگاه كلمبیا می‌گوید: حدّ و حصر سن، مثل دیوار صوتی است، همان طور كه دیوار صوتی امروزه شكسته شده، این دیوار سن نیز روزی خواهد شكست[7].
 

هفتاد هزار سال عمر

آزمایشاتی كه بر روی بعضی از حیوانات ریز آبی انجام شده عُلما را به امكان تغییر دوران حیات امیدوار نموده و همچنین دانشمندان در روی مگس‌های میوه‌ها آزمایش‌هایی نمودند كه در نتیجه عمر آنها نهصد برابر عمر طبیعی گردید[8]. بنابراین اگر این امتحان بر روی انسان با موفقیّت عملی شود و عمر طبیعی انسان را هشتاد سال فرض كنیم، امكان طولانی كردن عمر تا هفتاد و دو هزار سال ثابت می‌شود.

همچنین در روی نسوج بعضی حیوانات، مطالعاتی جریان دارد كه كاملاً بشر را در این زمینه به آینده خوش‌بین نموده و انتظار می‌رود كه در آینده طول عمر و بازگشت نیروی جوانی در دسترس همگان قرار بگیرد.

بسیاری از علما به مسأله اعاده نیروی جوانی بیشتر توجه دارند تا به مسأله طول عمر؛ زیرا از مسأله طولانی ساختن و ادامه حیات در شرایط مخصوصی به هر مقدار خود را فارغ می‌دانند و در حقیقت آن را حلّ شده و عملی می‌شمارند فقط می‌گویند: باید فكری برای پیری كرد و سِرُمی تهیه نمود كه از پیری جلوگیری كند؛ زیرا عمر هر چه طولانی شود اگر با زحمت پیری توأم شود لذّت‌بخش نیست.

بلكه بعضی پزشكان قدم را فراتر گذارده و مبالغه كرده می‌گویند: اصلاً مرگ از قواعد حتمی‌آین عالم نیست[9] و مرگ نه مولود طول عمر و نه نتیجه پیری است؛ بلكه مرگ نتیجه بیماری و رعایت نكردن قواعد حفظ الصحه و بهداشت بدن و سلامت مزاج است كه اگر انسان بتواند بر عواملی كه مزاج را تحت تأثیر قرار می‌دهند مسلّط شود، می‌تواند مرگ را مهار نماید.

این عوامل عبارت است از صحت مزاج پدر و مادر، و پدر و مادر آنها و اطلاع آنان به قواعد صحی و بهداشتی تولید مثل، آداب نكاح، اعتدال مزاج مادر در ایام حمل، رعایت دستورات بهداشتی در دوره بارداری و هنگام رضاع و شیر دادن، حسن تربیت فرزند، مساعدت محیط و هوا، رعایت اعتدال در خواب و استراحت، كار و معاشرت و انتخاب جامه و پایه افزار، مصاحبت با مردمان صحیح الاخلاق و مستقیم، ایمان به خدا و امنیّت، صفای باطن و تنزّه آن از عقاید خرافی و باطل، استفاده از غذاهای سالم و خودداری از صرف مسكرات و نوشابه‌های الكلی و شرایط دیگر از این قبیل كه چون بیشتر این عوامل تحت كنترل انسان نیست ناچار مغلوب شده و تسلیم مرگ می‌شود.

احصائیه‌ها و آمارهایی كه راجع به تعداد متوفّیات و تفاوت آنها به حسب شغل و حرفه و محیط و مسكن از طرف شركت‌های بیمه منتشر می‌شود ثابت می‌كند كه اختلاف اعمار بشر مربوط به یك سلسله عوامل خارجی است كه هر چه این عوامل كمتر شود، عمر طولانی‌تر می‌شود. چنانچه مكرّر دیده شده اشخاصی متجاوز از صد و پنجاه، صد و شصت، صد و هفتاد و دویست و بیشتر زندگی كرده‌اند، و در همین عصر، ما اشخاصی را می‌شناسیم كه سن آنها از صد و پنجاه متجاوز است، و این نیست مگر در اثر آنكه عوامل كشنده كمتر به سراغ آنها رفته است.

خلاصه سخن این است كه: امكان عادّی طول عمر در جهان علم صد در صد مورد قبول و غیر قابل انكار است.

برای اینكه معلوم شود تعجبی كه ما از عمر بسیار طولانی می‌نماییم معلول اُنس و عادت به عمرهای كوتاه است، در سخن یك پزشك انگلیسی دقت فرمایید، این پزشك می‌گوید: اگر منطقه كانال پاناما كه مشهور به بیماری‌های فراوان است از سایر نقاط جهان جدا شود و ما در آنجا زندگی كنیم و از سرگذشت مرگ و زندگی در سایر نقاط بی‌اطلاع باشیم خواهیم گفت: كثرت وَفَیات در این منطقه و كوتاهی عمر از امور معین به حكم طبیعت است و تغییر آن از دسترس علم خارج است؛ پس معلوم می‌شود كه جهل ما به اسباب بعضی از بیماری‌ها مانع از تقلیل وفیات و طولانی شدن عمر است و هر كس در این نظر با من مباحثه كند (و كثرت میزان وفیات و عمرها را در حدّی ثابت بداند) از او می‌پرسم:

كدام دوره از دوره‌های عمر ثابت است؟

دوره عمر در هند یا در نیوزیلند یا آمریكا یا در منطقه قنال؟

و كدام پیشه و شغل است كه دوره عمر در آن ثابت است؟

آیا پیشه فلكی و ستاره‌شناس كه وفیات آن 15 تا 20 در صد زیر حدّ متوسط است؟ یا وكالت دادگستری كه وفیات آن 5 تا 15 در صد فوق متوسط است؟ یا تنظیف شبكات كه وفیات آن 40 تا 60 در صد فوق متوسط است؟

اینها مثال‌هایی از تفاوت بسیار در متوسط وفیات به حسب مشاغل و پیشه‌ها است. بعلاوه ما ادله ی بسیار دیگر نیز داریم كه دلالت دارد بر تغییرات مهم در دوران حیات به وسایل صناعی سپس آزمایش‌هایی را كه روی بعضی حیوانات شده و همه ناجح و موفقیّت‌آمیز بوده شرح داده است[10].
 

طول عمر از نظر ادیان

ادیان همه به اتفاق از عمر بسیار طولانی جمعی از افراد بشر خبر داده‌اند.

تورات كتابی كه با همین وضع تحریف شده مورد اعتماد یهود و نصاری است، در سفر تكوین اصحاح5، آیه5 و8 و11 و14 و17 و20 و27 و31 و در اصحاح9، آیه 29 و اصحاح11 آیه10 تا 17 و در موارد دیگر، افرادی را از پیغمبران و دیگران نام برده و عمرهای طولانی هر یك را كه متجاوز از چهار صد و ششصد و هفتصد و هشتصد و نهصد بوده، به صراحت بیان داشته است[11].

علاوه بر این معتقدند كه «ایلیا» برای اینكه اَلَم مرگ را نبیند زنده به آسمان مرفوع شد و «آدام كلارك» مفسر می‌گوید: شكی نیست در اینكه ایلیا زنده به آسمان مرفوع شد[12].

ادیان باستانی دیگر (اگر چه صحت بعضی از آنها در اصل معلوم نیست یا معلوم البطلان است) مثل زرتشتی و بودایی نیز از عمرهای طولانی جمعی از افراد بشر خبر داده‌اند و همه قائل به طول عمر، بلكه بقای حیات اشخاصی تا این زمان هستند.


دین مقدّس اسلام

در دین اسلام امكان عمر طولانی یكی از مسائل مورد اتفاق می‌باشد و قرآن مجید در نهایت صراحت از عمر طولانی نوح در سوره عنكبوت آیه14 خبر می‌دهد

«فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَة اِلاّ خَمْسین َ عاماً»

كه فقط مدت اشتغال نوح پیغمبر علی نبینا وآله وعلیه السلام به دعوت قوم پیش از طوفان به صریح این آیه نهصد و پنجاه سال بوده است و اگر سال‌های پیش از دعوت و سال‌های بعد از دعوت را به حساب بیاوریم چه مقدار می‌شود، خدا عالم است.

و عموم مسلمانان اتفاق دارند كه عیسی و بلكه خضر و ادریس و الیاس زنده هستند و عیسی در آخرالزمان به زمین خواهد آمد و به حضرت مهدی علیه‌السلام در نماز اقتدا خواهد كرد.

از نظر تاریخ نیز عمر طولانی مورد تأیید است و تواریخی كه در دست داریم، اشخاص بسیاری را نشان می‌دهند كه از عمر طولانی و زندگی بلند برخوردار شده‌اند.

یكی از كتاب‌هایی كه به خصوص در تاریخ زندگی و شرح احوال معمّرین نگاشته شده و یكی از مآخذ و مصادر و كتب مهم تراجم و رجال به شمار می‌رود كتابی است كه ابوحاتم سجستانی (متوفی 350) به نام «المعمّرون» تألیف كرده است، این كتاب كه اخیراً هم با فهرست و اسلوب عالی طبع شده سوابق تاریخی طول عمر را بطور كامل و مبسوط روشن می‌سازد.

***
نتیجه

ما از هر نظر كه ملاحظه كنیم حتی تواریخ عهد باستان را هم اگر جلو بیاوریم یا علم قدیم و فلسفه یونان را مستند قرار دهیم و یا آنكه به علوم جدید اعتماد نماییم و یا به اخبار انبیا و پیامبران اتكا و استناد نماییم، همه امكان طول عمر و وقوع آن را تصدیق و اثبات می‌نمایند و آن را خارق عادت و اعجاز یعنی بیرون از قوانین و نوامیس طبیعی عالم نمی‌شمارند.

بله چون افرادی كه عمر طولانی كرده‌اند نادرند قدری نامأنوس و جالب توجه است. در صورتی كه از نظر علمی باید گفت این عمرهای كوتاه خلاف سنن خلقت و قواعد اصلی عالم طبیعت است و اگر عوارضی كه گفته شد مانع نبود باید عمر كوتاه خلاف عادت شده باشد.
 

اما طول عمر حضرت ولی عصر أرواح العالمین له الفدا

ما می‌گوییم اصلاً طول عمر ایشان اگر چند هزار سال دیگر و بلكه بیشتر نیز بر آن افزوده شود نباید مورد حرف و محل شبهه باشد؛ زیرا امكان ذاتی و امكان وقوعی طول عمر ثابت و مسلّم است، حال ما چه امكان طبیعی طول عمر و وقوع آن را ثابت كنیم (چنانچه ثابت است) و چه امكان آن را ثابت ندانیم و عمر طولانی را یك امر خارق العاده و معجزه بشماریم، در مورد طول عمر ایشان اگر ایمان به خدا و قدرت و توانایی و صحت نبوات داریم نباید تردید كنیم.

مسأله طول عمر آن حضرت مسأله‌ای است كه صدها حدیث بر آن دلالت دارد و مشیّت ازلی الهی بر آن تعلق گرفته است.

هر كس خدا را قادر و توانا می‌شناسد، باید آن را باور كند و هر كس العیاذ بالله خدا را عاجز می‌شمارد و عجز را نقص و از صفات سلبیه حق نمی‌داند، هر چه دلش می‌خواهد بگوید؛ اما می‌گوییم عجز، نقص است و ناقص، محتاج است و محتاج واجب الوجود نمی‌باشد.

حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه را در این دوران عمر طولانی مكرّر مردمان بزرگ كه از صفای باطن و استعداد خاص بهره‌مند بوده‌اند، زیارت و مشرف به ملاقات و نعمت دیدارش شده‌اند.

در این موضوع سخن از امكان طول عمر و عدم امكان بی‌مورد است و به نظر ما اصلاً از ابتدا بی‌جهت جواب این سؤال را در مباحث راجع به طول عمر آن حضرت وارد كرده‌اند.

آنكه فرضاً می‌گوید طول عمر محال عقلی است و عقلا امكان ناپذیر است، یا می‌گوید محال طبیعی است، باید برهان و دلیل بیاورد، مع‌ذلك ما ثابت كردیم كه عمر بسیار طولانی نه محال عقلی و ذاتی است و نه استحاله وقوعی در آن فرض می‌شود و نه محال طبیعی است.

باز می‌گوییم: ما آنچه را از گفتار دانشمندان و نتایج كاوش‌ها و آزمایش‌های علمی علمای غرب نقل كردیم برای روشن شدن ذهن بعضی از صاحبان افكار سطحی و افراد كم اطلاع بود كه بدانند امكان طبیعی طول عمر مورد قبول علمای بزرگ شرق و غرب است.

اما در مورد طول عمر امام زمان أرواحنا فداه فرضاً هم امكان طبیعی طول عمر ثابت نباشد، تكیه ما بر قدرت خدا و اراده باری تعالی ست و از اینكه طول عمر آن حضرت خارق العاده هم باشد، هیچ شبهه‌ای را وارد نمی‌دانیم. زیرا مسأله خارق عادات و ایمان به معجزه اساس قبول و پذیرش نبوات است.

تمام معجزات پیغمبران امور خارق العاده است و این كسانی كه در این موضوع استبعاد می‌كنند، در مورد معجزات حرفی ندارند و تسلیم هستند. چه فرق می‌كند، احیای موتی و زنده كردن مردگان و تبدیل عصا به ثعبان و پیدایش ناقه از سنگ و نزول مائده از آسمان و سخن گفتن كودك در گهواره و ولادت عیسی بدون پدر با عمر بسیار طولانی.

اگر امكان طبیعی طول عمر را علم تصدیق می‌كند، امكان طبیعی بعضی از معجزات را تصدیق نكرده است پس چگونه در آن شك می‌كنیم با اینكه این را قبول داریم.

ما می‌گوییم به هر حساب كه باشد، ایراد یا استبعاد طول عمر حضرت قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه بیوجه است و اگر تمام عُقلا جمع شوند و بخواهند در ایراد به طول عمر آن حضرت یك سخن خردپسند و دلیل معقولی درست كنند ممكن نیست.

خدا فرموده و پیغمبر خبر داده و ائمه طاهرین هم مژده داده‌اند كه حضرت حجت عصر، فرزند حضرت امام حسن عسكری علیه‌السلام همان كسی كه در بامداد روز نیمه شعبان سال 255 عالم را به نور جمال خود منوّر ساخت، بعد از غیبت بسیار طولانی كه مردم در امر آن حضرت در حیرت و سرگردانی واقع می‌شوند و اكثراً به شك و تردید می‌افتند و عالم پر از ظلم و جور و فشار و ناراحتی و فساد و انواع نگرانی‌ها می‌شود ظهور می‌فرماید و جهان را پر از عدل و داد می‌كند و در دنیا یك حكومت جهانی تشكیل می‌دهد و قانون واحد اسلام را همه جا اجرا می‌سازد و در سراسر عالَم عدالت اجتماعی و بر اساس تعالیم قرآن برقرار می‌نماید.

با اینكه این بشارت‌ها قطعی و مسلّم و متواتر است، خداوند هم بر هر كار قادر و توانا است دیگر جای شبهه و شك و تردید نیست.

این استبعادات طول عمر و سرّ غیبت همه از وساوس شیطان است و چنانچه توضیح داده شد به هر نحو كه در طول عمر نظر بدهیم، استبعاد طول عمر حضرت صاحب‌الزمان عجل الله تعالی فرجه صحیح نیست. علم و عقل و نقل و قرآن و احادیث و كتاب‌های دینی ملل دیگر و آرا و نظر دانشمندان قدیم و جدید و تجربه همه پشتیبان، مؤید عقیده ما می‌باشند.

تفاوت و اختلاف مخلوقات در عمر

و طول عمر بشر و قیاس آن به استثنائات

باید در نظر داشت كه در عالم آفرینش از مجرّدات و مادّیات و انواع و افراد آنها مخلوقات استثنایی[13] و منفردی وجود دارد كه بین آنها و موجوداتی كه با آنها در یك رشته و تحت یك نوع یا فصل می‌باشند فاصله و تفاوت بسیار دیده می‌شود و چون اُنس ما با همان موجودات یكنواخت و كم‌تفاوت است، در نظر ما وجود این افراد آن هم در صورتی كه فاصله و تفاوت زیاد باشد استثنا و شگفت‌انگیز است.

خواه این فاصله و استثنا از جهت طول یا عرض یا حجم یا وزن یا خصوصیات معنوی و روحی و جهات دیگر باشد و خواه بر ما علّت آن استثنا معلوم باشد و آن را تحت یك قانون از قوانین ظاهری یا خفی بشناسیم یا علّت آن بر ما معلوم نباشد.

از كرات آسمان و ستارگان گرفته تا ذرّه و اتم، هر كجا برویم یك عده استثنائاتی می‌بینیم، یعنی موجوداتی را می‌بینیم كه نسبت به موجودات دیگر از نوع خود واجد یك خصوصیّت استثنائی و جالب می‌باشند.

 استثناء در كرات

شما از ستاره شناسان و علمای هیئت كه از احوال میلون‌ها ستاره و منظومه و كهكشان و فواصل ستارگان و ابعاد و حجم و قطر آنها كم و بیش اطلاعاتی دارند بپرسید كه آیا در این قوانینی كه شما كرات و كواكب و نجوم را تحت سیطره آنها شناخته‌اید موارد استثنائی كه شما هنوز به كشف قانونی كه بر آن حاكم است نایل نشده باشید هست یا نه؟

بپرسید تا جواب مثبت بشنوید.

آیا تفاوت‌هایی كه در بین این مخلوقات عظیم از جهت حجم و قطر و وزن وجود دارد حد و حصر معینی دارد یا نه؟

یقیناً جواب می‌دهند حدّ و حصر معین ندارد.

مثلاً تفاوتی كه زمین ما با «سدیم المرأة المسلسله» دارد از جهت حجم و قطر و وزن با حساب هیچ محاسبی (غیر از خدا) معلوم نمی‌شود و برای اینكه تا حدی این تفاوت نزدیك به ذهن شود، تفاوت بین آفتاب و «سدیم المرأة المسلسله» را باید در نظر بگیریم. حجم آفتاب را علمای هیئت نسبت به حجم «سدیم المرأة المسلسله» مثل حجم یك ذره از ذرات نور آفتاب كه از پنجره‌ای به داخل اطاقی بتابد نسبت به خود آفتاب برآورد كرده‌اند یعنی آن ذره چقدر از آفتاب كوچكتر است، آفتاب با آن عظمت به همین قدر از «سدیم المرأه مسلسله» كوچك‌تر است آن وقت زمین ما كه حجمش یك میلیون و سیصد هزار بار كمتر از آفتاب است در جنب «سدیم المرأة المسلسله» چه خواهد بود؟! و اگر كسی بخواهد حجم «سدیم المرأة المسلسله» را نسبت به آفتاب بفهمد، طول قطر آفتاب را كه یك میلیون و 390 هزار كیلومتر است با طول قطر سدیم كه سی هزار میلیون سال نوری است مقایسه نماید.

آیا این تفاوت بین زمین ما و سدیم‌ها و از آنها بزرگ‌تر از كجا است؟ و آیا كسی می‌تواند بگوید ما نمی‌توانیم این همه تفاوت و فاصله و اختلاف را در این دو كره قبول كنیم؟

آیا چطور است كه بطور استثنا در میان سیارات منظومه شمسی فقط این زمین ما و به احتمالی هم مریخ صالح از برای پیدایش حیات شد در حالی كه سیارات دیگر این صلاحیّت را ندارند و شاید میلیون‌ها ستاره دیگر نیز فاقد این صلاحیّت باشند؟


استثنا و اختلاف عمر در دنیای اتم

می‌گویند: در جهان اتم مزون‌هایی یافت می‌شوند كه یكی پس از رهایی از مركز، عمرش یك هزارم ثانیه است و مزونی دیگر به نام‌هایرون عمرش ده میلیارِدیُم ثانیه است، یعنی بی نهایت كمتر و كوتاه‌تر آیا این اختلاف را اگر دیروز كه بشر به دنیای اتم آشنا نبود، به شما می‌گفتند باور می‌كردید؟ یقیناً نه. ولی امروز آن را یك موضوع مسلّم فیزیكی می‌دانند[14].


استثنا واختلاف در عالَم گیاه و درخت

در عالم نبات نیز استثنائات عجیب و حیرت افزا، فراوان به چشم می‌خورد در میان اشجار و درختان، درختانی دیده شده‌اند كه از جهت طول یا تنومندی و قطر یا طول عمر فوق‌العاده اسباب تعجب گردیده‌اند مثل درخت «ارز» لبنان و مثل درختی كه در آمریكا است و به عربی آن را «ام الاجمه» می‌نامند، یعنی مادر جنگل. این درخت از بزرگ‌ترین درخت‌های آمریكا است، درازی آن را بیشتر از سیصد قدم ذكر كرده‌اند سیاحان تازه حالا چهار صد قدم می‌گویند، قطر ساق آن نزدیك به زمین سیصد قدم و كلفتی پوستش به عرض هجده انگشت.

در اسكاتلند «اكس» انگلیس در عمر بعضی از درخت‌ها تأمل كرده دیده‌اند از سیصد سال بیشتر است. یكی از فضلاء، محیط یكی از اشجار را اندازه گرفته تقریباً نود قدم بوده و از روی نسبت آن به كوچك‌ترین درخت از همین نوع عمر آن را پنج هزار سال معین كرد.

در كالیفرنیا درخت كاجی است به طول سیصد قدم كه محیط آن سی قدم می‌باشد و عمرش شش هزار سال است.

غریب‌تر از اینها درخت «عندمی» است در شهر اورتاوا در جزیره تنزیف كه یكی از جزایر كاناری می‌باشد در دریای اتلانتیك (جزایر مزبور به جزایر خالدات معروف است)[15] این درخت محیطش بقدری است كه اگر ده نفر دور آن دست‌های خود را باز كنند بطوری كه سرانگشت‌های آنها به هم برسد باز به تمام ساق آن احاطه نمی‌نماید و صاحب «الآیات البینات» می‌گوید: حال كه سال 1882م است (سال تألیف كتاب الآیات البینات) 482 سال می‌باشد كه جزیره مزبور كشف شده و آن درخت عظیم در وقت كشف جزیره به همین حال بوده كه حالا هست و هیچ تفاوت و تغییری در منظر آن پیدا نشده و چون نموّ این‌گونه درخت‌ها بطیئ و كند است كه از نمو درخت‌های كوچك از همین نوع معلوم می‌شود، در این صورت خدا می‌داند چقدر قرون و دهور گذشته تا درخت عندم اورتاوا، به این عظمت و قطر رسیده و یكی از علمای نبات شناس در تعیین عمر این درخت اظهار عجز كرده می‌گوید: فهم و ادراك بشر از كشف این سرّ قاصر است و نمی‌تواند به تقریب هم بفهمد كه عندم اورتاوا چند سال عمر كرده همین قدر معلوم و مسلّم است كه این نهال كهنسال قرن‌ها پیش از خلقت انسان در كار نشو و نما بوده و زندگانی درازی نموده تا به این قد و قواره رسیده است. مؤلف «الآیات البینات» می‌گوید: عجیب‌تر و غریب‌تر از این جمله آن است كه عندم را علمای علم نبات و گیاه شناسی از صنف درخت نمی‌دانند بلكه از جنس گیاه می‌شمارند و از نوع رستنی‌های ذنبقی یعنی به قول معروف آنها كه پیاز دارد مثل سنبل و نرگس می‌دانند. در این صورت باید در عندم اورتاوا دید و از این ذنبق، اقلا شمیم قدرت آفریننده دانای توانا را شنید كه دل هر روییده و درون هر پیاز زنبق، خزانه اسرار حكمت‌های محقق او است[16].

آیا می‌دانید درخت‌هایی كه گوشت خوارند وجود دارند، و طیور و حیوانات بلكه انسان را شكار می‌كنند؟

باز هم در عالم نبات، می‌دانید كه در دریاها ذرات ژلاتینی هستند كه با جذب كلروفیل جزء عالم گیاهان محسوب می‌شوند و عمرشان از ثانیه هم كمتر است و درختانی در مناطق استوایی وجود دارند كه می‌گویند اگر رطوبت پایه آنها نخشكد الی الابد جوانه و شاخه به اطراف می‌فرستند و برای همیشه زنده‌اند[17].

در «لامباردیا» درختی است كه ارتفاع آن صد و بیست قدم و محیط آن 23 قدم و عمرش متجاوز از دو هزار سال است و در «برابورن كنت» درختی است كه در حدود سه هزار سال عمر آن را تخمین زده‌اند، همچنین درختی هست از نوع «تكسودیوم» و «سیتشیوم» كه در حدود شش هزار سال عمر دارد[18].

بازده یك دانه گندم را تا بیشتر از هفتصد دانه نشنیده بودیم ولی همه در روزنامه‌ها خواندیم كه در مزرعه «كره بند» بوشهر از یك دانه بیش از چهار هزار دانه به دست آمد و مورد تعجب تمام مهندسان كشاورزی گردید با اینكه حدّ متوسط بازده یك دانه گندم در حدود چهل دانه است.

تفاوت و اختلاف در عالم حیوانات

اما اختلاف حیوانات به حسب نوع در مقدار متوسط عمر كه امروز در آمارهائی كه از طرف علمای حیوان شناس داده شده معلوم و فاصله میان كمتر و بیشتر آنها عجیب است، همچنین اختلاف و استثنا در افراد هر نوع از انواع حیوان بسیار دیده و گهگاهی هم در جراید، این استثنائات و تفصیلات آن را می‌خوانیم كه اگر كسی آنها را جمع آوری كند یك كتاب جالب می‌شود.

دانشمندان شوروی در جمهوری «یاكوتسك» نزدیك قطب شمال یك نوع حلزون پیدا كرده‌اند كه از چندین هزار سال پیش یعنی قبل از تاریخ تا حال زنده مانده است[19].

ماهی‌هایی در اقیانوس اطلس شمال اروپا دیده شده كه عمر سه میلیون ساله برایشان برآورد كرده‌اند و مارهایی كه عمر چند هزار ساله دارند وجود دارند در حالی كه جنبندگانی نیز هستند كه عمرشان چند لحظه بیش نیست[20]. آیا می‌دانید كه عمر ملكه زنبوران عسل چهار صد برابر عمر زنبوران دیگر است؟

 

[1]. سوره نور، آیه36.

[2]. ما در كتاب «منتخب الاثر» ص371 و 372 و 373 نیز این موضوع را متعرض شده‌ایم و محدث نوری نیز در «كشف الاستار» و دیگران هم متعرض شده‌اند.

[3]. اطلاعات،شماره 11805

[4]. اطلاعات شماره 11805.

[5]. مجله دانشمند، شماره مسلسل 61.

[6]. مجله دانشمند، شماره مسلسل61.

[7]. اطلاعات، شماره 11805.

[8]. الهلال، شماره5، سال38، ص607 و منتخب الاثر، ص278.

[9]. البته بر طبق آیات صریح قرآن مجید، مرگ از سنن عالم و قواعد حتمی است و این اظهار نظر پزشكان مبالغه و اغراق است.

[10]. الهلال، شماره5، سال38، مارس1930 و منتخب الاثر، ص277 و 278.

[11]. رجوع شود به ترجمه تورات از لغت عبرانی و كلدانی و یونانی به لغت عربی، طبع بیروت، سال 1870 / م.

[12]. رجوع شود به كتاب اظهار الحق، ج2، ص124.

[13]. البته غرض از تعبیر استثنائی و منفرد در اینجا این نیست كه استثنا بر اساس قاعده و قانونی نیست و مثل استثنائات عرف ما تبعیض بی‌جهت و بی‌مصلحت باشد، بلكه این استثنائات نیز طبق نوامیس خاصه و سنن الهی ظاهر می‌شود و اطلاق استثنا بر این گونه پدیده‌ها از جهت این است كه به حسب معتاد و سابقه  و اطلاعات ما به ندرت دیده می‌شوند. از نظر ما ظهور فلان ستاره یا حادثه جوّی یك امر استثنائی و بی‌سابقه است اما از نظر كسی كه به اوضاع و احوال و حركات ستارگان و منظومه‌ها عالِم است یك امر با سابقه است كه مكرّر در دوران صدها هزار سال جهان روی داده است.

[14]. نور دانش، شماره6، دوره جدید، سال پنجم.

[15]. درخت عندم را درخت «دم الاخوین» و «دم الثعبان» نیز گویند و فارسی «دم الاخوین» و «دم الثعبان» «خون سیاوش» و «خون سیاوشان» است و ظاهراً عندم، بضم باشد.

[16]. پیك ایران، شماره1152.

[17]. نور دانش، شماره6، دوره جدید، سال5.

[18]. الله والعلم الحدیث، ص96.

[19]. اطلاعات، شماره977.

[20]. نور دانش، شماره6، دوره جدید، سال5.


لینک قسمت های دیگر کتاب :

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت اول)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت دوم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت سوم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت چهارم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت پنجم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت ششم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت هفتم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت هشتم)

نام کتاب : نوید امن و  امان (قسمت نهم)

نام کتاب : نوید امن و امان (قسمت دهم)


 دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب نوید امن و امان

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « نوید امن و امان »، 
برچسب ها : کتاب نوید امن و امان، نوید امن و امان، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    دوشنبه 1392/04/10             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس