تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : نظام امامت و رهبری (قسمت سوم)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
صافی گلپایگانی مدظله العالی   کتاب  نظام امامت  و رهبری

 
دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب وابستگی جهان به امام زمان (عج)


«11»

آیا غیر از علی علیه السّلام نام و نسب سایر ائمه اثنی عشر علیهم‌السّلام اعلام و معرفی شده‌اند؟

پاسخ: همه به اسم و شخص معرفی شده‌اند، هم در روایات و احادیثی كه نام و نشانی‌های همه را فرموده‌اند و هم در روایاتی كه بالخصوص به امامت بعضی از آنها مثل حضرت امام حسن و امام حسین، علیهماالسّلام،تصریح شده است و هم به وسیله تعریف و تنصیص امام قبل بر امام بعد، بطوری كه این روایات بسیار، با توجه به روایاتی كه دلالت بر عدد ائمه علیهم‌السّلام دارد، جای هیچگونه شك و تردیدی را در اینكه این دوازده نفر منصوص و تعیین شده‌اند، باقی نمی‌گذارد و هیچ‌كس برای آن احادیث كه فقط دلالت بر عدد دارد، تفسیر و توجیه صحیحی غیر از این احادیثی كه آنها را به شخص و اسم می‌شناسانند، نخواهد یافت.

لذا جمعی از علمای معروف اهل‌سنت نیز امامت این دوازده نفر را قبول كرده و به آن معترف شده‌اند، چون دیده‌اند نه می‌توانند این احادیث را رد كنند زیرا ردّ آنها ردّ قول پیغمبر است، و نه می‌توانند به غیر از ائمه اثنی عشر علیهم‌السّلام كه شیعه به امامت آنها معتقدند، به افراد دیگر تطبیق و تفسیر نمایند.

برای نمونه به یك حدیث از احادیثی كه یكی از حفّاظ و علمای نامدار اهل‌سنت در اربعین خود، از حضرت رسول  صلّی‌الله‌علیه‌وآله روایت كرده و متضمن نام تمام ائمه اثنی‌عشر علیهم‌السّلام از امیرالمؤمنین علی تا حضرت مهدی، علیهماالسّلام، است، اشاره می‌شود. علاقمندان می‌توانند متن حدیث را در نسخه خطی معتبر این كتاب كه موجود است، و در كتاب‌هایی كه از آن نقل كرده‌اند، مثل «كشف الاستار» محدث نوری و «منتخب الاثر»، تألیف نویسنده این رساله، و مقدمه «مقتضب الاثر» به قلم اینجانب رجوع فرمایند.

روایت كنندة این حدیث، علامه و حافظ اهل‌سنت، «ابوالفتح محمدبن احمدبن ابوالفوارس» متولد شوال 338 و متوفّای ذی‌القعده 412 می‌باشد، وی به حفظ و امانت مشهور و به صلاح توصیف و توثیق شده و در طلب حدیث مسافرت‌ها كرده و نزد شیوخ بسیار تلمّذ نموده و شاگردان بسیار داشته و كتاب‌ها و آثار متعدد از خود به یادگار گذارده، و در «جامع رصافه» مجلس درس و املای حدیث داشته است[1]. و از جمله كتاب‌های او، كتاب اربعینی است در فضایل امیرالمؤمنین علیه السّلام كه در مقدمه آن در تأیید عقیده شافعی كه مراد از «اربعین حدیث» در حدیث مشهور: «مَنْ حَفِظَ مِنْ اُمَّتی أَرْبَعینَ حَدیثاً ...»

چهل حدیث در فضائل امیرالمؤمنین  علیه السّلام است، خواب عجیبی از احمد بن حنبل، امام حنابله نقل كرده است.

این شخصیت نامدار (حافظ ابن ابی الفوارس) چهارمین حدیثی را كه در این كتاب اربعین با سند از شیوخ خود روایت كرده است حدیثی است كه متضمن اسامی ائمه اثنی‌عشر از علی علیه السّلام تا حضرت مهدی روحی‌فداه است.

بعضی دیگر از اهل‌سنت نیز مثل قندوزی و خوارزمی روایات دیگر در رابطه با همین موضوع روایت كرده‌اند.

 
«12»

آیا منحصر بودن عدد به دوازده نفر، مؤید این نیست كه نظام امامت دوره‌اش محدود و مقدمه انتقال به دوره دیگر است؟

پاسخ: شاید برای بعضی این گمان پیش بیاید كه به ملاحظه محدود بودن امامت به رهبری دوازده نفر، معلوم می‌شود كه مانند نبوّت مدت آن محدود است، امّا حكومت چون محدود به زمان و افراد معین نیست نامحدود است لذا باید پس از نظام امامت، نظام دیگری برقرار شود و آن غیر از رژیم شورایی و انتخاباتی نخواهد بود. ولی این سخن كاملی نیست، زیرا اگر امامت در طی چند نسل منقرض شده و مدت امامت این دوازده نفر پایان یافته بود، و جامعه بشری بدون امام باقی مانده بود، این سخن جا داشت كه باید نظام دیگری حاكم شود، اما نظام امامت بطور رسمی جز در عصر پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله و در مدت خلافت رسمی امیرالمؤمنین و حضرت مجتبی، علیهماالسّلام، استقرار نیافت و آن‌هم چنانكه زماناً محدود بود، مكاناً نیز محدود بود و وضع و شرایط چنان اقتضا كرد كه مداخله در امور عامه برای ائمهعلیهم‌السّلام امكان‌پذیر نشد و آنان در اجرای وظایف و تكالیفی كه داشتند، نقش فعال و مؤثر دیگری را انجام دادند و معنویت و حقیقت اسلام را حفظ كردند، تا به عصر غیبت و دورانی كه تا هر زمان و هر چه امتداد یابد در آن نظام امامت ادامه خواهد یافت، منتهی شد.

بنابراین رهبری این دوازده نفر، متضمن محدودیّت نظام امامت نیست و اوضاعی كه پیش آمد تا منتهی به عصر غیبت شد، محدود نبودن این نظام را تأیید و تثبیت كرد. و همچنین با علم خدا به پیش‌آمدها و حوادث آینده، و امتحاناتی كه جلو می‌آید و كلاس‌هایی كه جامعه بشری تا ظهور كامل عدل الهی و حكومت نهایی و جهانی حضرت مهدی علیه السّلام باید ببیند، و تعیین برنامه غیبت و خبر پیغمبر و ائمه علیهم‌السّلام از آن، این تعیین و انحصار در دوازده نفر هرگز دلیل موقت بودن این نظام نیست، بلكه شاهد استمرار آن است و كاملاً موقت نبودن آن قابل درك و توجیه است؛ و خود این برنامه‌ای كه پیش آمد كه منتهی به عصر غیبت شد این ایراد را كه: «با نامحدود بودن نظام امامت، محدود بودن آن در چند نسل چگونه قابل توجیه است» رد كرد و معلوم شد كه خدا و رسول با علم به آینده و جریانی كه پیش می‌آید، برنامه امامت را داده‌اند و می‌دانسته‌اند كه با همین برنامه، انقطاع و فترتی در نظام امامت پیدا نخواهد شد.

 «13»

این ترتیبی كه در امامت این دوازده نفر است، برای بعضی این گمان را برمی‌انگیزد كه نظام امامت هم یك نظام وراثتی و خانوادگی است و معیار این است كه فلانی، پسر فلانی و نوه فلانی است بنابراین داشتن یك نَسَب این چنینی برای رهبری نظام و زمامداری كافی است. در صورتی كه این شكل نظام قابل توجیه نیست؟

پاسخ: به جناب زید شهید، كتابی به نام «الصفوه» نسبت می‌دهند كه در آن كتاب این مسأله اصطفای اهل‌بیت و اختصاص آنها به بعضی شؤون و خصایص، مطرح شده و این مسأله را كه از نظر ایشان و همچنین عموم كسانی كه معتقد به نظام امامت می‌باشند كمال اهمیّت را دارد، در پرتو دقت و تعمق در آیات قرآن مجید، بسیار دقیق و كافی اثبات فرموده است. كسانی كه بخواهند پیرامون این موضوع و رفع استعباداتی كه در آن شده است اطلاع و بررسی بیشتر بنمایند می‌توانند به این كتاب مراجعه نمایند.

و اجمالا اصل اصطفاء و برگزیدن و تفضیل الهی، در مورد بعضی اشخاص و خاندان‌ها و قبایل، قابل انكار نیست و در قرآن مجید و احادیث نیز به آن تصریح شده است. مثل این آیه:

«إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض»[2].

در مورد حضرت مریم(س) می‌فرماید:

«إِنَّ اللهَ اصْطَفیكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفیكِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ»[3].

و در مورد حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:

«رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ»[4].

و در مورد بنی اسرائیل می‌فرماید:

«وَ أَنّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَی العالَمینَ»[5].

و درباره حضرت موسی(ع) می‌فرماید:

«إِنِّی اصْطَفَیْتُكَ عَلَی النّاسِ بِرِسالاتی وَ بِكَلامی»[6].

و در مورد آن بندگان برگزیده‌ای كه به علم كتاب مشرف به عنایت می‌شوند می‌فرماید:

«ثُمَّ أَوْرَثْنا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا»[7].

و در مورد تفضیل برخی پیامبران بر برخی دیگر می‌فرماید:

«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ»[8].

و نیز می‌فرماید:

«وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیّینَ عَلی بَعْضٍ»[9].

برحسب تفاسیر در مورد آنانكه به اهل‌بیت حسد میورزیدند می‌فرماید:

«أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[10].

و در مورد شخص شخیص خاتم‌انبیاء صلّی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْكَ عَظیماً»[11].

و در مورد عترت طاهره و اهل‌بیت آن حضرت علیهم‌السلام می‌فرماید:

«اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطهیراً»[12].

اینگونه آیات كه اصطفاء و برگزیدگی بعضی از بندگان بر بعضی دیگر از آنها استفاده می‌شود، بیش از اینها است. احادیث شریفه در این باب و همچنین متون زیارات معتبر، مثل زیارت جامعه كه شرح این برگزیدگی‌ها است، قابل تأویل و توجیه نیست و در نهج‌البلاغه نیز در موارد بسیاری مثل خطبه 1 و 33 و 89 و 92 و 106 و 149 و 173 و 196 و 211، به این حقیقت تصریح و تثبیت شده است. و خلاصه علاوه بر آیات قرآن مجید، روایات متواتر نیز برای اثبات این موضوع كافی است.

بعضی كه می‌خواهند خود را روشنفكر جلوه بدهند مانند آنان كه انبیاء را رجال ژنی و نابغه می‌شمارند، و وحی خدا را بر آنها به گونه‌ای تفسیر می‌نمایند كه مساوی با انكار آن می‌شوند، این مسایل را با دید مادّی و عدم تسلیم به قضا و قدر و حكمت الهی بررسی می‌كنند، و عجز خود را از درك اسرار افعال خداوندی، دلیل بر عدم حكمت گرفته و مغرورانه اظهارنظر می‌نمایند كه نفی بعضی مواهب و مقامات از اهل‌بیت علیهم‌السّلام موضع‌های خاص و بزرگ آنان را در امور فردی و اجتماعی و سیاسی و غیره محكم‌تر و ارزش كارها و اقدامات و خودداری آنها را از گناه، بیشتر می‌سازد، و مناسب‌تر می‌دانند كه این بزرگواران را با افراد عادی از جهت میزان درك و شعور برابر بگویند و عنایات خدا را بر آنها كه یك امر واقع شده است، قبول ننمایند. و بالأخره مدد غیبی و اعانت و رعایت مستقیم الهی را كه از انبیا و نصرت دین آنها شده، و رشتة آن تا امروز و تا روز قیامت امتداد یافته است، منكر شوند، و یا به حساب نیاورند، تا بچه‌های غرب‌زده آنها را روشنفكر بخوانند ولی این حقایق قابل تردید نیست و مسایل دینی قابل تفكیك از یكدیگر نمی‌باشد و آیات قرآن در كلِ محتوا و مفادی كه دارند باید مورد قبول مسلمان باشد.

بنابراین، مسأله امامت ائمه علیهم‌السّلام یكی پس از دیگری، به اصطفاء و اختیار الهی است و با وراثت عادی از زمین تا آسمان فرق دارد و هرگز در گزینش امام، اینكه امام دوم برای این امام است كه پسر امام اول است، یا امام چهارم برای اینكه پسر امام سوّم است، معیار نیست، و صرف اینكه اهل‌بیت متوالیاً به این مقام امامت اختصاص یافته اند، دلیل بر این معیار نیست؛ چنانكه پیامبران ابراهیمی كه همه از نسل، و بیت ابراهیم‌خلیل بوده‌اند، نبوّت و اختصاص یافتنشان به این مقام به اینكه آنها از نسل ابراهیم هستند، توجیه و خلاصه نمی‌شود با اینكه در قرآن مجید می‌فرماید:

«وَ وَهَبْنا لَهُ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ ...»

و پس از آنكه نام پانزده نفر از انبیاء ابراهیمی را می‌برد می‌فرماید:

«وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرّیّاتِهِمْ وَ اِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَیْناهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ اِلی صِراط مُسْتَقیم»[13].

این اجتباء و گزینش، اجتباء و گزینش الهی و بر معیارهای اصیل واقعی و معنوی است؛ اگر بر آن ارث و میراث هم اطلاق شود، نه ارث و میراث یك وارث عادی از پدر و مادر و برادر است چون این ارث و میراث به علت ارتباط جسمی و مادی بین وارث و مورّث است امّا وارث بودن امام، امام دیگر را به علت ارتباط معنوی و روحی و علایق فكری و مشتركات غیرمادّی است.

لذا در زیارت معروف وارث و در زیارت‌هایی كه هر یك از ائمهعلیهم‌السّلام به خطاب «یا وارث آدم»، یا «یا وارث ابراهیم» و سایر انبیاء زیارت می‌شوند، براساس وراثت ولادت جسمانی آنها از پیغمبران گذشته نیست، زیرا در میان آنها كسانی نام برده می‌شوند كه در سلسله نسب این بزرگواران نیستند، مثل حضرت موسی كلیم‌الله و حضرت عیسی روح‌الله، مع‌ذلك ائمهعلیهم‌السّلام را وارث آنها می‌شماریم، چون این بزرگواران وارث دعوت و علم و هدایت و امامت آنها هستند، و وراثت امامت و هدایت در اینجا به این معانی است، نه اینكه چون امام یازدهم پسر امام دهم است و امام دهم هم غیر از او پسری نداشت، او به امامت رسید.

تاریخ ائمه علیهم‌السّلام و سیره و سلوك و علومی كه از ایشان به مردم رسید، نشان داد كه این وراثت آنها از پیغمبران، و وراثت هر امام از امام دیگر، به حق بوده و برای انبیاء در این امّت، وارثانی چون علی علیه‌السّلام و سایر ائمه نمی‌توان نشان داد.

آیا مثل علی علیه السّلام با آن همه فداكاری و حق‌پرستی و علم و زهد و عبادت و ایمان چه كسی را می‌توان معرفی كرد؟

آیا نظیر حضرت حسن علیه السّلام و آن گذشت تاریخی و قبول یك موضع به ظاهر مقهور، برای حفظ اسلام، و آن همه حلم و بردباری، و سیادت و آقایی در بین امت، چه كسی را نشان داده‌اند؟

آیا در جهاد و قیام برای خدا و ابطال باطل و استقامت در راه حق و فداكاری و پاسداری از دین، چه كسی را مانند حسین علیه السّلام در قبول مصایب جانكاه و داغ جوانان و برادران و یاران و اسارت اهل‌بیت و گذشت از جان نفیس خود، نشان می‌دهند؟

وآیا وآیا وآیا...

بالأخره این تاریخ بود كه نشان داد، و این حتی دشمنان اهل‌بیت بودند كه تصدیق كردند كه آنان به حق دارای مقامات بزرگ و رهبری امّت بودند. حتی اشخاصی مانند «ابن‌خلدون» در برابر آنها و عظمت مقام مثل امام جعفر صادق علیه السّلام و علم او به مغیّبات، خاضعانه اعتراف می‌نماید.

بی‌جهت نبود كه شعرای آزاده و زنده دلی مانند «فرزدق» در موقعی كه مدح این خاندان، بزرگترین و بلكه یگانه جُرم سیاسی بود، به مثل آن قصیده‌ای كه تا تاریخ اسلام باقی است زنده و جاودان و نمونه بهترین اثر ادبی و حِماسی و ایمانی و اعتقادی است، امام زین‌العابدین علیه السّلام و همه اهل‌بیت را مدح می‌نماید، و نه فقط احدی نتوانست به آن مدح ایراد بگیرد و این را ناحق‌گویی بشمارد، از آن زمان تا حال همه آن را نمونه شعور زنده شاعر و شجاعت ادبی او و ترجمانی از فضایل اهل‌بیت و بیان مقامات و مناصب الهی آنها دانستند، و حتی خلیفه مستبد اموی هم جز زندانی ساختن فرزدق، نتوانست عكس العمل دیگری نشان دهد.

خواننده عزیز! در این بحث مطالب و اسرار زیاد قابل طرح است كه اگر دنبال شود سخن به درازا خواهد كشید. ما در نوشته‌های دیگر نیز پیرامون این موضوع به‌گونه دیگر توضیحاتی داده‌ایم كه امید است به نشر آنها موفق شویم.

 «14»

پرسش: چنانكه می‌دانیم نظام امامت بعد از رحلت حضرت رسول اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله جز در مدت پنج سال زمامداری حضرت علی و ششماه زمامداری امام حسن مجتبی علیهماالسّلام استقرار نیافت، بنابراین آیا این نظام تا ظهور حضرت مهدی علیه السّلام و انقلاب جهانی آن حضرت تعطیل و از تصرف در امور ممنوع خواهد ماند و در این فاصله ممتد چگونه نظامی شرعی و اسلامی خواهد بود؟

پاسخ: امامت دارای ابعاد مختلف و شؤون متعدد است كه از آن جمله زمامداری و اداره امور و قیام به برقراری عدل و قسط و حفظ امنیّت است. در سایر ابعاد تا حدی كه با این بُعد سیاسی امامت ارتباط نداشته یا كمتر ارتباط داشته، شكی نیست كه رهبران نظام امامت وظایفی را كه به عهده داشته‌اند انجام داده‌اند، و در بُعد سیاسی نظام امامت هم، اگر چه مخالفت سیاستمداران غاصب با اصل نظام و جلوه ابعاد متعدد آن از بیم این بعد سیاسی بوده و هست، معذلك این مخالفت‌ها و ممانعت‌ها موجب بروز فترت و فاصله در این نظام نگردید و از اصالت و اعتبار واقعی و شرعی آن چیزی كم نكرد.

اصولا استقرار نظام مكتبی به دو گونه و در دو بعد صورت می‌گیرد، یكی به تبعیت و پیروی اختیاری گروندگان به آن نظام، كه می‌توان گفت اصل استقرار نظام است، و سپس به قدرت اجرایی و نیروی نظامی و مادّی و تشكیلات رسمی.

بدیهی است به صورت دوّم حكومت و ولایت شرعی فقط در عصر حضرت رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله پس از هجرت آن حضرت به مدینه طیبه، و در دوره زمامداری امیرالمؤمنین و حضرت مجتبی، علیهماالسّلام، استقرار یافت، اما به شكل اوّل همیشه تا زمان ما و تا عصر ظهور استقرار خواهد داشت هر كس این نظام را می‌شناسد و مؤمن به این نظام است، خود را تابع آن می‌داند و از رهبر این نظام اطاعت می‌نماید.

این نظام همیشه با نظام‌های غیرشرعی درگیر بوده و پیروان آن، نظام‌های غیرشرعی را رد می‌كردند و موظّف بودند در داخل خود به حسب دستور امامان امور خود را با این نظام تطبیق بدهند.

شهرهایی مثل «قم» در عصر پادشاهان بنی‌عباس، اگر چه به ظاهر تحت رژیم غیرشرعی آنان بودند، در باطن بیش از آنچه تحت نفوذ رژیم بغداد باشند تابع نظام امامت بودند. این ائمه بودند كه پیروان خود و مؤمنین به نظام امامت را مأمور كرده بودند كه در اختلافات و مرافعاتی كه برایشان پیش می‌آید، به علما و حاملان علوم اهل‌بیت رجوع نمایند و به قضاوت آنها تسلیم باشند.

یگانه جمعیتی كه در اسلام رژیم حُكّام جور و نظام‌های دمشق و بغداد و جاهای دیگر را نپذیرفت، و همواره این رژیم‌ها از آنها در هراس بودند، شیعه و پیروان نظام امامت بودند؛ اینها بودند كه حكومت‌هایی كه بر این اساس نبودند حكومت ظلمه می‌دانستند.

این نظام همیشه دوام داشته و هیچگاه منقطع نمی‌شود. مرحوم «سید محمّد مجاهد» و سایر علماء به عنوان رهبری این نظام (از جانب امام عصر علیه السّلام) فرمان جهاد با روس را صادر نمودند، و خود شخصاً در آن شركت كردند. مرحوم «حاج میرزا مسیح تهرانی» در واقعه شورش علیه نفوذ روسیه در ایران، و قتل «گری بایدوف» سفیر مقتدر و مطلق العنان روسیه، موضعش اتكاء به این نظام بود. در مسأله «تحریم تنباكو» كه حكم قاطع «الیوم استعمال تنباكو در حكم محاربه با امام زمان علیه السّلام است» دماغ حكومت جبار انگلیس را به خاك مالید، نمونه‌ای از قدرت نظام امامت بود، و «آیت‌الله میرزای شیرازی» از موضع نیابت عامّه حضرت ولی‌عصر ارواح العالمین له الفداء این حكم تاریخی را صادر كرد. در انقلاب مشروطه، قیام علماء علیه استبداد شاه، كه از عصر ناصرالدین شاه شروع شد، همه به استناد استمرار نظام امامت و نیابت عامه فقهاء بود.

مجاهدات شخصیتی مثل «سید شرف‌الدین» با استعمار فرانسه در سوریه و لبنان و انقلاب مرحوم «آقا میرزا محمّد تقی شیرازی» علیه استعمار انگلیس در عراق، كه به یك جهاد تمام عیار با انگلیس شكل گرفت و موضع‌گیری‌های «كاشف الغطا» به ضدسیاست استعماری انگلیس و «سید محمّد سعید حبوبی» و «آیت الله حكیم» علیه نظام مزدور عبدالسّلام، و صدها حركات كوچك و بزرگ دیگر، و بالأخره انقلاب اسلامی ایران به رهبری علماء و فقهاء و مراجع بزرگ، علی‌الخصوص امام خمینی، همه وجود این نظام و بقاء و نفوذ آن را نشان می‌دهد، و گواه این است كه این نظام هیچگاه منقطع نشده است، هر چند پیروان آن از حیث كمیّت و كیفیّت، به اختلاف اعصار و شدت سیاست‌های طاغوت‌ها و بعضی علل دیگر، یكسان نبوده‌اند. چنان‌كه در عصر اوّل بعد از رحلت رسول اكرم  صلّی‌الله‌علیه‌وآله قلّت عدد آنها به نهایت رسید، و در یك حساب به سلمان و ابوذر و مقداد، و در حساب وسیع‌تر به عمّار، محدود شد. بالأخره جز گروهی از صحابه، و بعضی مثل مالك‌بن‌نویره، كه حتی به تهمت ارتداد كشته شد و همسرش مورد بی شرمانه‌ترین تجاوزها قرار گرفت، افراد بیشتری باقی نماندند و یا اگر بودند جرأت اظهار نداشتند. اما به تدریج و مرور زمان گرایش مردم به این نظام زیاد شد و هر چه جلو آمدند به سِرّ برقراری این نظام، و اینكه این امّت به این نظام و رهبری این دوازده نفر ارجاع شده‌اند، بیشتر پی بردند.

پس هیچ موجبی برای منقرض شدن این نظام پیش نیامده و هیچ‌كس نخواهد توانست آن را منقرض سازد. چنان‌كه دیدیم بیش از نیم‌قرن رضاخان پهلوی، عامل انگلیس، و پسرش ـ نوكر سرسپرده آمریكا ـ برای از بین بردن نفوذ معنوی این نظام و حكومت آن، تلاش كردند و چه جنایات هولناكی را كه مرتكب شدند و حتی محمّدرضا پهلوی در كتاب‌هایی كه به او نسبت می‌دادند به این افتخار می‌كرد كه پدرم این كار را كرد، یعنی این نظام و حكومت را كه مردم كم و بیش به آن نظر داشته و حلال و حرام را از آنها می‌گرفتند، از میان برداشت، و حتی یكی از نوكران خودفروخته‌اش در كرج در طی یك سخنرانی افتخار می‌كرد كه دیگر زمان اجازه نمی‌دهد كه یك نفر سید در سامِرّا با سیاست دولت مخالفت كند، و با یك فتوا و حكم، اوضاع را آنچنان، عوض نماید. اما علیرغم این تلاش‌های استعمارگران و نوكران آنها، كه قریب یك قرن است علیه این نظام بشدت ادامه دارد، در این انقلاب اسلامی با چنین جلوه تابناك و درخشانی، ظاهر شد كه الحمدلله به صورت رسمی نیز امور را قبضه، و نظام اسلامی را اعلام كرد.

اگر بقایای آن رژیم و آن مزدوران انگلیس و آمریكا و دست‌پروردگان فرهنگ استعماری و پیروان مكتب ماركس و لنین، و سرسپردگان به روسیه و چپ‌گرایان آمریكایی بگذارند و دست از تحریكات و تبلیغات سوء و كارشكنی بردارند و از پشت به اسلام و انقلاب خنجر نزنند، این انقلاب كه كارسازی اسلام و نظام سیاسی آن را نشان داد، امیدواریم مَطلع حركات و جنبش‌های بزرگ برای بازگشت به اسلام در تمام جهان اسلام شود. وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا  بِاللهِ العَلِیّ الْعَظیْمِ.

و خلاصه اینكه این نظام از عصر خود پیغمبر تا حال باقی است، و در این عصر كه عصر غیبت است، در ولایت فقها و علمای عادل تبلور دارد و این نظامی است كه مرز و حد ندارد و هر كجا و در هر نقطه از جهان، تحت هر رژیم و حكومت، یك نفر مسلمان باشد، باید از این نظام تبعیت داشته باشد و تابعیت واقعی او تابعیت از این نظام باشد. این نظام است كه رمز وحدت سیاسی تمام شیعه در سراسر عالم است[14].

«15»

آیا مهدی  علیه‌السّلام از ائمه اثنی عشر است كه حضرت رسول معظم اسلام  صلّی‌الله‌علیه‌وآله امّت را به امامتشان مژده داده است؟

پاسخ: در این مورد اختلافی بین شیعه و اهل‌سنت به نظر نمی‌رسد و همه بر این اتفاق دارند كه مهدی ارواحنا فداه امام دوازدهم از ائمه اثنی عشر علیهم‌السّلام است، كه بطور متواتر ثابت است كه پیغمبر  صلّی‌الله‌علیه‌وآله از امامت و خلافتشان خبر داده است، و لذا «ابوداوود سجستانی» كه صاحب یكی از «صحاح ستة»[15] و از مشاهیر محدثین اهل‌سنت به شمار می‌رود، یكی از كتاب‌های سنن خود را به «مهدی» اختصاص داده و آن را «كتاب المهدی» نامیده است؛ در این كتاب اولین احادیثی كه روایت می‌كند حدیث ائمه اثنی عشر می‌باشد.

بنابراین، این موضوع كه مهدی علیه‌السّلام امام دوازدهم است مثل اصل ظهور مهدی  علیه السّلاممسلّم و مورد اتفاق مسلمین است.

«16»

دلایلی كه بر وجود امامت حضرت صاحب الزمان مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه اقامه شده، چند قسم می‌باشد؟

پاسخ: دلایل خردپسند، كه با آن اثبات چنین موضوعی معقول و منطقی است، بر وجود و امامت آن قطب زمان و ولی دوران ارواحنا فداه بسیار است و صدها و بلكه هزارها كتاب و رساله پیرامون این موضوع و مسائلی كه با آن ارتباط دارد تألیف شده است.

احادیث متواتر و ملاقات‌ها و تشرّف‌های شخصیت‌های مشهور و افراد عادی و توقیعات و نامه ها و معجزات و خوارق عادات، همه آن را اثبات می‌نمایند.

امامت و غیبت و طول عمر و ظهور حضرت مهدی علیه السّلام و جهانی شدن دین اسلام و تشكیل حكومت واحد جهانی حق و عدل، به وسیله آن حضرت، از خبرهای غیبی مشهور و معروفی است كه در كتاب‌های تفسیر و حدیث و تاریخ و رجال و لغت و غیره روایت شده است. صحابة مشهور و تابعین معروف و محدثین بزرگ، و اصحاب مَسانید و جوامع و سنن، این احادیث را روایت كرده‌اند[16]. و بیش از یك صد آیه از آیات قرآن مجید به ظهور آن حضرت و در ارتباط با آن تفسیر و تأویل شده است.

صدق خبرهای غیبی پیغمبر اكرم  صلّی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت آن حضرت، به مرور زمان ثابت‌تر شد، و گذشت زمان ایمان و باور ما را به این خبرهای غیبی استوارتر می‌سازد. بیایید این كتاب‌های غیبت را كه پیرامون انقلاب آخرالزمان، و رهبر آن، حضرت مهدی علیه السّلام از عصر پدر آن حضرت تا حال نوشته شده بخوانید ببینید صدها اشخاص كه خبر بسیاری از آنها منفرداً هم یقین آور است، از وجود آن حضرت و تشرف خود یا دیگران به سعادت لقای آن امام بزرگوار، در عصر پدر بزرگوارش و در عصر غیبت صغری و عصر غیبت كبری (عصر كنونی)، خبر داده‌اند. حال در صورتی كه در اثبات یك موضوع، مثل ولادت فلان و وجود فلان و موضوعات دیگر، به خبر یك نفر موثّق اكتفاء نموده، اطمینان حاصل می‌شود، به طریق اولی به خبر جمع بسیاری از مشاهیر و موثّقین، یقین حاصل خواهد شد.

آیا خبر افرادی مثل سید بحرالعلوم‌ها و مقدس اردبیلی‌ها را می‌توان رد كرد؟ آیا می‌شود آنها را كه از مكروهات محترز و مجتنب بوده، و در زهد و تقوا كم‌نظیر بوده‌اند، تكذیب كرد و دروغگو خواند؟

آیا تشرّف‌ها و دیدارهایی كه در همین عصر خودمان برای بعضی اتفاق افتاده و مشتمل بر معجزه و كرامتی بوده است كافی نیست؟

آیا توسّلات بسیار به آن حضرت كه آثار عجیب داشته، ما را به آن حضرت راهنمایی نمی‌نماید؟ هیچ راهی برای تردید و شك در وجود و امامت آن حضرت با این همه تشرف‌ها و معجزات نیست. فقط غیبت طولانی و طول عمر ایشان موجب شده كه با این همه نشانی‌ها، و شواهد گوناگون، بعضی اهل زیغ و اهواء و انحرافات، در شك و تردید افتند، یا خود را به شك و تردید بزنند.

اما آیا طولانی شدن غیبت و طول عمر آن حضرت می‌تواند به كسی اجازه و جرأت دهد كه این همه احادیث و تواریخ و نقل‌های متواتر را تكذیب كند، و در قدرت مطلقه خدا شك نماید؟ یا به صرف اینكه برای ما شرف تشرف به لقای ایشان فراهم نشده، یا اگر شده ایشان را نشناخته باشیم، می‌توانیم دیگران را كه به این سعادت نایل شده‌اند، تكذیب كنیم؟

آیا فضانوردانی كه به ماه رفته و از آنجا وضع ماه را گزارش دادند، قولشان معتبر است، ولی قول این همه مردم موثّق مورد اعتماد نیست؟

وانگهی، مگر ما به هرچه باورداریم، غیبت آن شیء مانع از باور آن است؟ مگر آنان كه به نیروی جاذبه معتقدند آن را دیده‌اند؟ شرط ایمان به وجود یك شیء، این نیست كه آن شیء دیدنی باشد، یا به یكی دیگر از حواس پنجگانه محسوس شود، یا اگر محسوس است ما آن را دیده و حس كرده باشیم، و یا اگر محسوس ما شده باشد او را شناسایی كرده باشیم. مگر غیر از این است كه بیشتر از چیزهایی كه ما وجود آنها را در گذشته و حال باور كرده‌ایم محسوس خودمان نشده است؟ به یك نظر همه اصل‌های اعتقادی ما غیب است، و ما به آنها ایمان داریم و ایمان ما معقول و منطقی است. مسلمانان عموماً به وجود و حیات عیسی و خضر و الیاس حتی دجّال معتقدند، با اینكه اكثر آنها را ندیده و بطور محقّق جز در مورد خضر روایت آنها ثابت نشده است. چنان‌كه عموماً مردم تاریخ را رد نمی‌كنند و به بسیاری از شخصیت‌های تاریخی و حوادث تاریخی یقین دارند، با اینكه فعلا همه غیب است.

همچنین مسلمانان به وجود موجودات ذره‌بینی پیش از آنكه به وسیله میكروسكوب دیده شوند معتقد بودند، چون اهل‌بیت پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله از وجود آن قبیل موجودات خبر داده بودند. پیش از اختراع تلویزیون، باز هم بر حسب احادیث كه از امكان وقوع دیدار از فاصله‌های دور از مشرق تا مغرب و امكان تسخیر فضا و ماه و كرات دیگر خبر می‌داد ایمان داشتند، و به استبعادات یا اشكالات به اصطلاح علمی[17] و مقلدان آنها، یعنی گرفتاران ضعف ایمان به قدرت و توانایی خدا و مغروران به اصطلاحات و توهمات، اعتنا نمی‌كردند، كه چگونه تسخیر فضا و كرات امكان‌پذیر خواهد شد. و مثلاً خَرق واِلتیام (كه در نظرشان محال بود) پیش می‌آید. یا چگونه دیدن یك جسم از فاصله بسیار دور با وجود موانعی مثل كوه‌ها و كروی بودن زمین قابل قبول است.

اكنون هم شخص مؤمن به خدا و رسول به مسایل و وقایع بسیاری كه در آینده واقع خواهد شد، مثل تكویر شمس و انفطار سماء و انتثار نجوم و خروج دابّة الأرض و اشراط و علایم ساعت كه از آن جمله، ظهور حضرت مهدی  علیه السّلام است، و در قرآن مجید یا احادیث و روایات آمده است، اعتقاد دارند. چون هیچگونه برهان قطعی بر عدم امكان وقوع این امور نیست، فقط باید دلایل این پیشگویی و خبر از آینده و حال را بررسی نمود و اگر محكم و عقلانی بود پذیرفت.

از جهت دیگر می‌گوییم خبرهای غیبی و پیشگویی‌های قرآن مجید و پیغمبر اكرم و ائمه علیهم‌السّلام یك مسأله ثابت و واضح و حقیقت انكارناپذیر است. و تاریخ چنان آن را ثابت می‌نماید كه حوادثی مثل غزوه اُحُد و بدر و هجرت و بیعتِ عقبه و رضوان را ثابت می‌نماید. مسلمانان به خبرهای غیبی قرآن مجید و پیغمبر ایمان داشتند، با اینكه غیب بود و هنوز خارج و آینده، مطابق بودن آن خبرها را با واقعیات و عینیات آینده آشكار نكرده بود. اما به تدریج و با مرور زمان، وقایعی كه روی می‌داد صحت این خبرها و ارتباط خبردهنده را با عالَم غیب تأیید و بر قوّت ایمان مؤمنین می‌افزود.

بسیاری از این خبرهای غیبی به جز آنچه در قرآن مجید است در ضمن یك یا چند حدیث بیشتر بیان نشده و غالباً در حد استفاضه نیست، مع‌ذلك مسلمانان به آنها ایمان داشته و دارند. اما در موضوع «مهدی» و وجود و امامت و ظهور آن حضرت و اینكه جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد، نه فقط یك خبر و دو و سه و ده و بیست و صد خبر، بلكه صدها حدیث معتبر داریم كه علاوه بر اعتبار فی‌نفسه موجب مَزید قوّت و اعتبار یكدیگر و شرح و بیان و تفسیر یكدیگر می‌باشند.

شواهد و مؤیدات تاریخی و صددرصد معتبر این دلیل، بسیار است كه از بیان تعدادی از آن برای طولانی نشدن كلام معذوریم[18]. و اجمالا علی‌التحقیق در كمتر موضوعی از مسائل اعتقادی مانند این موضوع زمینة ایمان و یقین و باور و استناد به احادیث و تواریخ و مؤیدات و شواهد فراهم است.

بنابراین، اختصاراً ادّلة وجود آن حضرت و امامت ایشان را در چند دلیل خلاصه می‌كنیم:

1ـ خبر شخص امام حسن عسكری  علیه السّلام و خواصِ آن حضرت، و اعلامیه‌های ایشان به بعضی از نقاط شیعه‌نشین مثل قم.

2ـ تشرّف صدها نفر به زیارت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در عصر پدر بزرگوارش و عصر غیبت صغری و عصر غیبت كبری (عصر حاضر).

3ـ صدور معجزات و كرامات بسیار از آن حضرت در اثر توسّلات، یا ضمن تشرّف افراد و به گونه‌های دیگر.

4ـ اخبار متواتر و بشارت‌های حضرت رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه علیهم‌السّلام در ضمن صدها حدیث معتبر كه در كتاب‌هایی كه قبل از ولادت آن حضرت و قبل از غیبت صغری تألیف شده، ضبط و روایت شده است.

5ـ و بالأخره نقل تواریخ معتمد و كتاب‌های أنساب، تا آنجا كه بعضی از علمای عامه تشرّف به زیارت آن حضرت را ادعا كرده و در اظهار اشتیاق به سعادت دیدار و ظهور آن رهبر عدالت‌گستر اشعار سروده، و بعضی از خلفای بنی‌عباس چون الناصرلدین‌الله، كه از دانشمندان این سلسله و اهل حدیث و روایت بوده است، چنان در ایمان به آن حضرت محكم بوده است، كه «سرداب غیبت» به امر او تعمیر شد و كتیبه در سرداب كه از آثار عتیقه و نفیسه بوده و هم اكنون نیز باقی و منصوب است، شاهد این عقیده او است.

علاوه بر این دلایل، ادله دیگری نیز بر امامت آن حضرت اقامه شده است كه به همین مقدار اكتفا می‌كنیم و علاقمندان را به كتاب‌های بزرگ، مانند كمال‌الدین صدوق، غیبت نعمانی، غیبت شیخ طوسی و منتخب الاثر، تألیف نگارنده، و نجم ثاقب و كشف‌الاستار و كتاب‌های دیگر ارجاع می‌دهیم.

و از خداوند متعال تعجیل در فرج و ظهور امر آن حضرت و نجات جهان را از این نگرانی‌ها و اضطرابات و توطئه‌ها و جنایات شرق و غرب و رژیم‌ها و مكتب‌های منحرف مسئلت می‌نماییم.

«اَللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ زَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقائِهِ وَ اجْعَلْنا مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعْوانِهِ وَ مُقَوِّیَةِ سُلْطانِهِ وَ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ الطّاهِرینَ ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ».
 
تعلیقات

تعلیقه1

به عقیده «عقاد» و «مونتگمری وات» كلماتی مثل قوم و شعب و فِئه و غیر اینها در معرفی جامعه اسلامی نارسا می‌باشند و قالب آن، یا بهترین تعبیر از آن همان «امّت» است كه در قرآن مجید آمده است كه به شهادت عقاد و مونتگمری، یگانه واژه‌ای است كه مرادف آن در لغت عرب و در لغات دیگر یافت نمی‌شود. چنانكه به نظر مونتگمری فكر امّت یك فكر تازه و بی‌سابقه و مختص به اسلام است. و نیز مونتگمری در وصف و تعریف اجتماع اسلام می‌گوید: اجتماع انسانی از نظر اسلام، اجتماعی نیست كه متشكل از دو طبقه زبردست و زیردست و برخوردار و محروم باشد بلكه امّتی است كه به امام واحد و امامت واحد هدایت می‌شود كه قبله آن خیر و تقوا است و در آن همه متساوی هستند. هیچ صاحب ثروت و سطوت و نیرویی نمی‌تواند از آنچه دارد سوء استفاده كند و به وسیله آن بر دیگران خود را برگزیند.[19]
 
 
تعلیقه2:

در بیان این مطلب كه «تعیین امام و خلیفه برای هر عصر و زمان فقط از جانب خدا به جا و صحیح است و نمی‌شود در یك زمان، مردم مشمول این عنایت الهی بشوند و در زمان دیگر از آن محروم شوند، با توجه به اینكه امامت و خلافت، لطف و عنایتی است كه در هر زمان و بطور استمرار مورد نیاز جامعه است و رحمانیّت و ربانیّت خداوند متعال همیشه و در هر عصر و زمان مقتضی آن است»، می‌گوییم: از این آیات استفاده می‌شود كه این لطف و عنایت در بعضی از اعصار واقع شده است، بنابراین با عموم احتیاج به آن در تمام اعصار می‌فهمیم كه بطور مستمر ادامه داشته و انقطاع‌پذیر نخواهد بود.
 
 
 
تعلیقه3

دهقانان انبار، هنگامی كه حضرت به شام می‌رفتند، وقتی امیرالمؤمنین علیه السّلام را دیدند، از مركب‌های خود پیاده شدند و پیشاپیش آن حضرت شتابان شدند. امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: این چه كاری است كه می‌كنید؟ گفتند: این خوی و عادتی (برنامه‌ای) است از ما، كه فرماندهان خود را به آن تعظیم می‌كنیم. امام فرمود: به خدا سوگند، فرماندهان شما، از این برنامه منفعت نمی‌برند و شما در دنیا بر خود زحمت می‌نهید و در آخرت به آن شقاوت می‌یابید و چه زیان دارد مشقت و زحمتی كه بعد از آن عقاب باشد و چه سودبخش است راحتی و گشایشی كه با آن امان از آتش باشد.

یعنی انجام این تكلّفات و برنامه‌های تملق‌آمیز، هم زحمت و تكلف است و هم موجب عقاب خدا است. چون همانطور كه فرماندهان نباید از مردم تملق و انجام این برنامه را داشته باشند و اگر اراده علو و برتری داشته باشند و مقام خود را وسیله تحمیل خود بر مردم قرار دهند، از ثواب خدا محروم و مستحق آتش خواهند شد، افراد هم نباید با عملیات تملق‌آمیز و برنامه‌های غرورانگیز، باد در بینی آنها انداخته، و آنها را به ترفّع و استضعاف دیگران تشویق و راه تكبر را برای آنها هموار كنند و از آن سو در ترك این تكلّفات و برنامه‌ها، راحتی و آزادی و برابری است و موجب امان از آتش هم می‌باشد.
 
تعلیقه4

فلاسفه بزرگ مشّائیان و اشراقیان، مانند ابن‌سینا در شفا، نظام امامت و رهبری را طبق مذهب شیعه تأیید نموده و مثل شیخ شهاب‌الدین سهروردی، خالی نماندن عالم را از وجود امام، چنانكه مضمون احادیث و موافق با استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر است، با صراحت پذیرفته است. از او در حكمت اشراق نقل شده كه می‌گوید: «لا یخلو العالم منه ...» یعنی عالم خالی از امام و خلیفه نخواهد ماند و او آن كسی است كه ارباب مكاشفه و مشاهده، او را قطب می‌گویند و ریاست و زمامداری و اختیار دین و دنیا با او است، اگر چه در نهایت خمول و بركناری از دخالت در امور باشد، و اگر سیاست بندگان به دست او باشد، روزگار نورانی خواهد بود و اگر زمان از مدبر و مدیر الهی خالی بماند (یعنی دست تصرف و ادارة او در امور باز نباشد) تاریكی‌ها غالب خواهد بود. و در جای دیگری از این كتاب گفته است:

«بَلِ الْعالَمُ ما خَلأ قَطُّ عَنِ الْحِكْمَةِ وَ عَنْ شَخْصٍ قائِمٍ بِها وَ هُوَ خَلیفَةُ اللهِ فی أَرْضِهِ وَ هكَذا یَكُونُ ما دامَتِ السَّمواتُ وَ الاَْرْضُ»
«عالم هیچ وقت از حكمت و از وجود شخصی كه قیام به حكمت كند خالی نیست و آن شخص خلیفه خداوند در زمین است و این وضع ادامه دارد تا آسمان‌ها و زمین برقراراست » .

[1]. ترجمه این دانشمند در تاریخ بغداد مذكور است.

[2]. سوره آل عمران، آیه33.

[3]. سوره آل عمران، آیه42.

[4]. سوره هود، آیه73.

[5]. سوره بقره، آیه122.

[6]. سوره اعراف، آیه144.

[7]. سوره فاطر، آیه32. چنانكه یعقوبی در تاریخ خود نقل می‌كند منصور دوانیقی با اینكه سیاست حكومتش كوبیدن شیعیان و انكار فضایل اهل بیت علیهم‌السّلام بود حضرت امام جعفر صادق  علیه السّلام را مصداق این آیه می‌دانست.

[8]. سوره بقره، آیه253.

[9]. سوره اسراء، آیه17.

[10]. سوره نساء، آیه54.

[11]. سوره نساء، آیه113.

[12]. سوره احزاب، آیه33. راجع به اینكه اراده در این تكوینی است و به فرض آنكه تشریعی باشد نیز دلیل بر عصمت و طهارت اهل بیت علیهم‌السّلام است اینجانب را تحقیق و بیانی است كه در كلمات دیگر به آن بر نخورده‌ام، این بیان كه علمی و دقیق است، تمام شبهه‌های معاندین را باطل می‌سازد.

وَ الْحَمُدُ للهِِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِهِ

[13]. و نیز برخی از پدران و فرزندان و برادران آنها را فضلیت داده و بر دیگران، آنان را برگزیده و به راه راست هدایت نمودیم. (سوره انعام، آیه87).

[14]. پیرامون این بحث و بحث‌های مناسب آن، به كتاب‌های «پاسخ به ده پرسش» و «عقیده نجات بخش» نگارش نویسنده مراجعه شود.

[15]. صحاح شش گانه عبارتند از: صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح نسائی، صحیح ابی‌داود، صحیح ابن‌ماجه، و صحیح ترمذی، كه به این چهارتای اخیر «سنن» هم می‌گویند.

[16]. برای اطلاع مختصر از كتاب‌هایی كه در این موضوع نوشته شده و نام صحابه پیغمبر  صلّی‌الله علیه و آله و علماء محدثینی كه این احادیث را روایت كرده‌اند، رجوع شود به «نوید امن و امان» تألیف نگارنده و مقدمه كتاب شریف نجم ثاقب.

[17]. متأسفانه برخی از علمای هیئت و طبیعت در گذشته و حال گرفتار این خطا بوده‌اند كه فرضیه ها و حدس‌های غیر قطعی را مسلّم گرفته و بر اساس آن فرض‌ها و حدس‌ها، كه اسم عِلم به آنها داده و بلكه علم را به آنها منحصر شمرده‌اند، حقایق مهم را كه از حیطه آن فرضیه‌ها خارج یا منافی با آنها بود، رد كرده‌اند. اما قرآن در سورة یوسف، آیه76 می‌فرماید: «وَ فَوْقَ كُلِّ ذی عِلْمٍ عَلیم».

[18]. به كتاب «نوید امن و امان» و «پرتوی از عظمت حسین  علیه‌السّلام» نوشته نگارنده رجوع شود.

[19]. مراجعه شود به «ما یقال عن الاسلام» و «الاسلام والجماعة المتحدة» و «القیادة الاسلامیة فی الفلسفة والتشریع».

لینک قسمت های دیگر کتاب :

نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت اول)

نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت دوم)

نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت سوم)


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب وابستگی جهان به امام زمان (عج)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « نظام امامت و رهبری »، 
برچسب ها : کتاب نظام امامت و رهبری، نظام امامت و رهبری، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    شنبه 1392/04/15             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس