تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : نظام امامت و رهبری (قسمت اول)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
صافی گلپایگانی مدظله العالی   کتاب  نظام امامت  و رهبری


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب وابستگی جهان به امام زمان (عج)
 

نظام امامت  و رهبری

 

دفتر حضرت آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی یُؤْمِنُ الْخائِفینَ وَ یُنَجِّی الْصّالِحینَ وَ یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفینَ وَ یَضَعُ الْمُسْتَكْبِرینَ وَ الْصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِ خَلْقِهِ وَ أَشْرَفِ رُسُلِهِ، أَبی الْقاسِم مُحَمَّدٍ وَ آلِه الطّاهِرینَ، لا سِیُّما بقیة‌الله وَ حُجَّته عَلَی النّاسِ أَجْمَعین .

قالَ اللهُ تَعالی: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ علَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ مْا كانُوا یَحْذَرُونَ».

پیشگفتار

شناختن و دانستن مفهوم و معنای صحیح دعوت و اصطلاحات هر مكتبی، در قبول یا رد آن دخالت تمام دارد، و بسا كه همان تعریف صحیح و شناساندن درست در توجیه و واداشتن به باور و ایمان به آن كفایت كند، و آنان را كه ذهنی صاف و روشن و پاك از تعصب و لجاجت داشته باشند از خواستن دلیل دیگر بی‌نیاز نماید.

مفاهیم و اصطلاحات و تعریفات دعوت اسلام، كه در قرآن مجید و احادیث شریفه وارد شده است، این ویژگی را دارند. اسلام، توحید، نبوت، عدل، امامت، معاد و سایر الفاظ و اصطلاحات اسلامی در قرآن مجید و حدیث، چنان تعریف و تفسیر می‌شوند كه خود به خود باورآفرین است. لذا بسیاری در آغاز طلوع خورشید درخشان اسلام تا حال، به مجرد شنیدن دعوت اسلام آن را پذیرفتند. به عكس تفسیرهای مغرضانه یا نادرست و ناآگاهانه موجب تحریف و قلب حقایق و ایجاد شبهه و ناباوری می‌شود و چون برای اینكه اصطلاحات و دعوت اسلامی از توجیهات ناروا و تفسیرهای غلط مصون بماند، و كسی در مقام شناخت دعوت اسلام و اصول و فروع آن به گمراهی و ضلالت نیفتد، بر حسب احادیث مأثور ثقلین و احادیث معتبر دیگر، قرآن مجید و اهل‌بیت علیهم‌السّلام حجّت و راهنمای امّت می‌باشند، در تعریف اسلام و اركان دعوت آن، باید به قرآن مجید و سنت رسول اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله و احادیث شریفه اهل‌بیت علیهم‌السّلام رجوع شود، تا از انحراف و گمراهی مصون بمانیم.

تعریفات و ارشادات و شرح و بیان‌هایی كه از این منبع باشد صحیح و صد در صد اسلامی و اصیل است.

یكی از این اصطلاحات و الفاظ اسلامی «امام» و «امامت» است كه در قرآن مجید و احادیث و كتاب‌هایی كه در علوم مختلف اسلامی نوشته شده، بسیار دیده می‌شود[1]، و فرقه ناجیه[2] و محقة شیعه اثنی عشریه را «امامیه» می‌گویند، برای اینكه معتقد به وجود امام در هر عصر و زمان می‌باشند.

البته كم و بیش این عقیده را همه درك می‌كنند اما از آنجایی كه آشنایی بیشتر با این عقیده سازنده و مفهوم امام و امامت و دانستن رابطه این عقیده با عمل و با نظام سیاسی و تابعیّت از آن، كمال لزوم را دارد، و نظر به اینكه برخلاف گمان برخی ناآگاهان، این مسأله و اصل اسلامی تنها یك مسأله عقیدتی نیست و به عمل و نظامی كه مسلمان باید تابعیّت آن را داشته باشد ارتباط دارد، و بالأخره علاوه بر اعتقاد به امامت اشخاص و افراد معین، عقیده به نظام مستمر الهی است كه بهترین و برترین نظام است، در این مقاله در رابطه با امامت حضرت بقیة‌الله، مهدی موعود، حجة‌بن‌الحسن العسكری ارواحنا فداه و نقش سازنده عقیده به امامت آن حضرت، به طور فشرده توضیحات و مطالبی در صورت چند پرسش و پاسخ در اختیار علاقمندان گذارده خواهد شد، و اضافه می‌شود كه رسمیّت یافتن حكومت شرعی و نظام اسلامی به اجرای احكام سیاسی و عدالت اسلام به تعهد و قبول پذیرش مردم از نظام امامت ارتباط دارد. لذا نشناختن امامت و امام زمان و نبودن در این نظام الهی مساوی است با بودن در نظام جاهلیت و رژیم‌های غیر اسلامی. چنانكه در حدیث شریف نبوی معروف است:

مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلِیَّةً»

«هر كس بمیرد، در حالی كه امام زمان خویش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.»

«1»

چرا كاوش برای شناختن امام واجب است؟


پاسخ: كاوش برای شناختن امام به این جهت واجب است كه حداقل این احتمال در بین است كه شخصیتی باشد كه اطاعت او به حكم خدا بر ما واجب و بر امور ولایت داشته باشد، و مفسّر قرآن و مبین احكام و رهبر دین و دنیای مردم باشد، و با این احتمال، عقل ما را موظف می‌نماید كه پیرامون آن به كاوش بپردازیم و او را شناسایی نماییم. و اگر در این وظیفه مسامحه كنیم و چنین شخصیّتی وجود داشته باشد و او را نشناخته باشیم، معذور نخواهیم بود و الزام عقلی و وجدانی داریم كه دنبال این احتمال را بگیریم تا به نفی یا اثبات آن برسیم.

و این بیان در لزوم شناختن پیغمبر و بلكه لزوم كاوش از وجود خدا نیز جاری است. هیچ‌كس معذور نیست كه در برابر این‌گونه مسائل بی‌تفاوت باشد. باید برای هر یك از این پرسش‌ها پاسخ داشته باشد، كه صاحب این جهان و آفریننده این جهان كیست؟ و زندگی و حیات و بطور كلی عالم هستی پوچ و پوك و لغو و باطل و ناامیدكننده است، یا با محتوی و بر حق و امیدبخش و در مسیر بقاء و كمال است؟ خدا بندگان را با نیازی كه به هدایت دارند چگونه هدایت كرده است؟ آیا به همان هدایت‌های عقلی و فطری اكتفا كرده، یا علاوه بر آن به وسیله افرادی به نام انبیاء و پیامبران، آنها را به برنامه‌های اعتقادی و اخلاقی و عملی هدایت فرموده و حجت را بر مردم تمام كرده و لطفش را كامل نموده است؟ آیا برای رهبری بعد از پیغمبر، كسی را معین كرده است؟ و اگر معین كرده است شخص تعیین شده كیست؟ اگر هم كسی بشر را متوجه به این‌گونه پرسش‌ها ننماید، خود به خود این سؤالات برایش جلو می‌آید.

علاوه بر این، در مورد شناخت امام، قرآن و احادیث نیز دلالت و صراحت دارند مثل آیه:

«یاأَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الأَمْرِ مِنْكُمْ»[3]

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، خدای را اطاعت كنید و رسول و صاحبان امر از خویش را فرمان برید».

روشن است طبق این آیه اطاعت ولی‌امر واجب است، و آن بدون شناخت او امكان پذیر نیست. از این جهت شناختن امام واجب است، بنابراین هیچ‌كس در ترك معرفت امام و تحقیق و كاوش از این موضوع معذور نمی‌باشد.

 
 

«2»

امامت چه مفهومی دارد و چگونه شرح و تفسیر می‌شود؟


پاسخ: امام و امامت بر حسب لغت مشتق از «اُم» به معنای هر چیزی است كه چیزهای دیگر به آن ضمیمه و نسبت داده می‌شوند، و یا از او پیدا می‌شوند، یا الهام می‌گیرند، و اطلاق امّت هم بر گروه و جماعتی كه در یك امر اشتراك فكری و اعتقادی، یا سیاسی، یا مكانی، یا زمانی، یا زبانی دارند، و ضمیمه به هم شده‌اند، ظاهراً از همین جهت است، و ترجمه و تفسیر امام به پیشوا و قائد و رهبر همه به این ملاحظه است.

پس امام و امّت و امامت، در معنی به هم نزدیك و وابسته‌اند هر كجا كه امّت هست امام و امامت نیز هست، و امّت بی‌امام معنی ندارد، چنان‌كه بر مردمی كه در یك شهر ویك مكان مسكن دارند یا اهل یك زمان و یك زبان باشند، در صورتیكه از جهت سیاست و اجتماع و دین یكسان نباشند، ظاهراً اطلاق امّت مجاز است، چون اطلاق «امام» بر زبان و مكان قابل توجیه نیست، و بلكه در غیر انسان اطلاق «امام» اگر چه كتاب دینی باشد، نیز به عنایت می‌باشد. و بالأخره اطلاق امّت بر مردمی كه پیشوا و امام و رهبر واحد داشته باشند با معنای اصل موافقتر است و حقیقت است. لذا اطلاق امام بر پیغمبر و امام و اطلاق امّت بر پیروان پیغمبر و امام حقیقت است[4].

اما اطلاق امّت بر مردم فارس و روم و هند یا اصناف پرندگان و جانداران دیگر، یا پیروان تورات و انجیل، اگر مجاز نباشد مثل اطلاق امّت بر پیروان پیغمبر و امام، ظاهر در معنای حقیقی نیست.

بنابراین، امّت بر گروهی گفته می‌شود كه به واسطه پیروی از امام واحد، همه هم قطار و به امام خود انتساب داشته و مقتدی باشند. و امام كسی است كه این گروه به او منضم و منتسب و رهبر و پیشوا و مقتدای آنها باشد. این هم ناگفته نماند، چنانكه اشاره شد بر حسب لغت «امام» بر هر كسی كه جماعتی به او انضمام و انتساب دارند، خواه امام حق و عدل باشد یا امام باطل و جور، اطلاق می‌شود، اما وقتی بطور مطلق امام گفته شود، ظاهر در امام حق است یعنی آن امام حق مقصود است.

این توضیحات برحسب لغت و مفهوم و معنی لغوی امام و امامت و امت است كه مع‌ذلك باید گفت به تحقیق و بررسی و مراجعه بیشتر به كتاب‌های لغت و مخصوصاً تأمّل بیشتر در آیات قرآن مجید و نهج البلاغه و احادیث نیاز دارد.
 
 
امامت بر حسب اصطلاح

امامت وقتی به‌طور اطلاق و بی‌قید گفته می‌شود، پیشوایی و سرپرستی و وجود الگویی و نمونه برتر و عالی‌تر و نمایش یك مكتب است، و به عبارت دیگر، مقصود از امامت، در اصطلاح و در هنگامی كه بدون قرینه‌ای ذكر شود، در لسان قرآن و نهج البلاغه و سایر احادیث و روایات، منصب و مقامی است كه خدا به افرادی از خواص بندگان شایسته خود كه انسان مافوقند عطا می‌كند، و دارندگان آن منصب، كارگزاران خدا و نگبهان امر و شرع خدا، و گواهان بر خلق خدا و دست پروردگان خدا ، و در قیامت مدافع از پیروان خود و شفعاء آنها می‌باشند، و وارد بهشت نشود، مگر كسی كه آنها را بشناسد و آنها او را بشناسند. و وارد آتش نشود، مگر كسی كه آنها را انكار كند و آنها او را انكار نمایند.

كتاب خدا و سنّت پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله فقط توسط آنان شرح و تفسیر می‌شود، و هر كس تند رفته باشد باید به سوی آنها بازگردد، و آنان كه كند می‌روند باید خود را به امام برسانند.

امامان مانند نجوم آسمانند، كه هر زمان یكی از آنان از دنیا برود دیگری قائم‌مقام او می‌شود. اگر سخن بگویند حق و راست می‌گویند، و اگر سكوت كنند كسی بر آنان پیشی نمی‌گیرد، درهای حكم و حكمت‌های خدا در اختیار امام است.

امام حیات علم و مرگ جهل است، بردباریش از داناییش آگاهی می‌دهد، و ظاهرش از باطنش.

امام از حق و قرآن جدا نمی‌شود و قرآن و حق از امام جدا نمی‌شوند.

امامان اركان اسلام و پناهگاه مردم می‌باشند، حق به واسطه آنها به نصاب و معیار خود قرار می‌گیرد، و آنان راسخان در علم هستند. خدا آنان را برگزیده و بلند گردانیده، هر كس به امام تمسك جوید و در كشتی ولایت و ایمان به او بنشیند، نجات می‌یابد.

آیات كریمه قرآن در شأن آنها نازل شده و گنج‌های علم خدا به آنها عطا شده. زمین از وجود امام خالی نخواهد ماند، یا امام ظاهر و آشكار است، یا غایب و پنهان از انظار.

امام رهبر سیاسی و فكری و خلیفه خدا و حاكم و ولی‌امر است، یعنی همه این مقامات از شؤون او است. او از جانب خدا ولی‌امر و حاكم و خلیفه است، و اولویّت به اموال و نفوس مردم دارد و بر اداره امور و كارها و احقاق حقوق و دفع و رفع ظلم و اجرای احكام و سیاسات، و برقرار كردن عدالت در بین مردم و حفظ نظام و تأمین امنیّت و آسایش خلق، و عمران زمین و فراهم ساختن وسایل ترقّی و تعالی برای همگان، ولایت دارد. امر، امر او و فرمان، فرمان او است[5].

علمای كلام، «امامت» را تعریف فرموده‌اند كه: ریاست بر كلّیه امور دین و دنیای مردم است، به واسطه پیغمبر. نواحی شخصیت امام متعدد است و به اعتبار این نواحی، امام لقب خاص دارد. مثلاً یكی از القاب امام خلیفة‌الله است، وقتی از سوی خدا در نظر گرفته می‌شود. وقتی ولی‌الله خوانده می‌شود، بیشتر نظر به وسعت و گسترش اختیارات و توسعه منطقه نفوذ امر او و اولویّتش بر اموال و انفس و جهات دیگر است. وقتی او را وصّی می‌گویند، جنبه اختصاص او به پیغمبر و انتخاب او برای امور مربوط به پیغمبر و امام سابق و محرمیّت او به اسرار و مأموریّت‌های خاص، و پاسداری از امانات مهمّ الهی در نظر گرفته می‌شود.

 

«3»

نظام امامت، با «توحید» خداوند متعال چه رابطه‌ای دارد؟

پاسخ: مسأله امامت، از مسایل مهمی است كه علاوه بر آنكه خود اصل است، با سایر عقاید اسلامی مرتبط است و مخصوصاً از اصل توحید كه مصدر اصول دیگر است، مایه و اصالت می‌گیرد، و عقیده توحید در ابعاد و اقسام متعددی كه دارد، خود به خود عقیده به نظام الهی امامت را طبق برداشتی كه شیعه از آن دارد فرا می‌گیرد، و میزان و معیار در تشخیص هر عقیده اسلامی، این است كه به منبع  صاف و زلال عقیده توحید اتصال داشته باشد.

از باب مثال، عقیده «نبوّت و وحی» بر اساس همین عقیده به توحید و علم و حكمت و قدرت خداوند متعال استوار است.

وضع و تقنین قوانین، و تشریع شرایع و احكام، و بالأخره تكلیف و الزام مردم به انجام یا ترك هر كار، فقط سزاوار خداوند متعال است كه مالك همه و حاكم بر همه است، و به مصالح و مفاسد و ظاهر و باطن و تمام اسرار وجود این انسان (موجودی كه بر خودش هنوز ناشناخته مانده) عالم و آگاه است. و بالأخره نبوّت از جهت اصل و مصدرش، وحی خدای یگانه و ارتباط با غیب جهان و صاحب و مالك حقیقی و خالق عالم است. و از جهت محتوا، تشریعات و اوامر و نواهی و طرح‌های تربیتی الهی برای ترقی و كمال بشر است، و از جهت وظیفه و تكلیف، شخص نبی از جانب خدا مأمور و عهده‌دار ابلاغ آن به بندگان خدا است. قوانین مختلف و نظام‌های گوناگون، علاوه بر اینكه از منبع‌های غیراصیل و غیرصالح و حاكی از استعلا و طغیان است، در جهت تفرقه و جدایی و تعدد مناطق نفوذ و موجب استبداد و استضعاف و سایر مفاسد نظام‌های مشركانه و جاهلی نیز می‌باشد.
امامت و رهبری

امامت و رهبری نیز در ابعاد متعددش، شعاع و شعبة عقیدة توحید است و باید چنانكه عالم تكوین دارای نظام واحد و قوانین واحد است، نظام تشریع و قوانین و اداره امور مردم نیز طبق آن واحد باشد و چنان‌كه در آنجا غیر خدای یگانه و اراده و تقدیر او مداخله ندارد، در محیط اختیار بشر نیز غیر برنامه‌های تشریعی الهی برنامه دیگری مطرح نشود و احدی خودسرانه و مستبدانه حق مداخله در امور مردم، و امر و نهی حكومت بر آنها را نداشته باشد.

تمام حكومت‌ها و مداخلات و ولایت‌ها و تصرفات جزیی و كلی بشر باید به اذن خدا باشد تا همه در مسیر واحد به سوی هدف واحد به حركت كمالی خود ادامه دهند.

غیر از نظام خدا، همه نظام‌ها طاغوتی، و غیر از نظام امامت، همه شرك و طاغوت‌پرستی و استعباد وبی‌احترامی به حقوق انسان و حكمرانی بشر بر بشر و استعلا و استكبار است، كه نمونه آن رژیم پلید دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ایران، و رژیم‌های سوسیالیستی و دموكراسی موجود شرق و غرب است، كه از همه اعمال و برنامه‌ها و برخوردها و جنگ‌ها و حتی صلح‌هایشان، شرك و استضعاف و سلطه‌جویی و نفی حاكمیّت و ولایت خدا آشكار است، در هر یك از این نظام‌ها به شكلی و به اسمی ظلم و طغیان و سركشی بشر خودنمایی می‌كند، و تا این نظام‌ها بر جهان مسلط باشند و تا در جهان نظام مستمر امامت كه یگانه نظام الهی است استقرار نیابد این رژیم‌ها و این نظام‌های مشركانه اگر چه اسم و هدفشان را عوض كنند تحمیل بر بشر و موجب شدت فشار و تضادهای اقتصادی و سیاسی و بحران‌های مختلف و تبعیضات گوناگون خواهند شد.

هم اكنون این حكومت‌های غیر شرعی برای ارعاب ملل ضعیف و حفظ نفوذ ظالمانه خود در كشورهای دیگر در هر دقیقه‌ای یك میلیون دلار[6] صرف مخارج سلطه‌گری خود می‌نمایند نمونه این رژیم‌ها در دنیای ما آمریكا و روسیه می‌باشند كه هدف‌های ضد انسانی و تجاوزشان به حقوق بشر مثل آفتاب روشن است.

این مظالم آمریكا در ایران، فلسطین و در كشورهای دیگر مسلمان‌نشین و غیرمسلمان‌نشین است، كه روی ستمگران بزرگ تاریخ را سفید كرده است، مظالم روسیّه هم، برای نمونه: تجاوز آشكارش به كشور ضعیفی مثل افغانستان است، كه شب و روز ارتش روس به مردم آنجا كه گناهی غیر از مسلمانی و دفاع از آب و خاك خود ندارند، یورش می‌برد و از زمین و هوا، مردم را قتل‌عام و روستاها را ویران و سكنه آنها را آواره می‌سازد.

واقعاً دنیای شرك، دنیای مسخره و مفتضحی است، دشمنان آزادی و حقوق بشر، مثل كارتر و برژنف، همه تجاوزات و خیانت‌ها را به اسم حمایت از حقوق بشر انجام می‌دهند، سادات و ببرك كارمل و كاسترو، رژیم‌های خود را كه وابسته به آمریكا و شوروی هستند، غیرمتعهد و غیروابسته می‌خوانند، «تیتو» بیش از ربع قرن بر یك كشوری خود را تحمیل كرد وبه مسلمان‌های یوگسلاوی آنچه توانست ظلم و ستم نمود و حتی آنها را از انتخاب اسم‌های اسلامی برای فرزندانشان ممنوع كرد، همین امروز كه مشغول نوشتن این نوشتارم، رادیو خبر مرگش را داد، برژنف و كارتر هر كدام بر اساس یك سیاست توسعه‌طلبی به دروغ از مرگش اظهار تأسف می‌نمایند.

این نظام‌ها همه جاهلی است، و رهبران این نظام‌ها به هر شكل و هر اسم باشند مستكبر و مشترك مآب می‌باشند. نابسامانی‌های دنیای كنونی، به واسطه این رژیم‌های ضدخدایی و رهبران جاه‌طلب و ریاست دوست، از حد شرح و بیان خارج است. انقلاب اسلامی تا سرنگونی تمام این نظام‌ها ادامه دارد، حكومت و نظام صحیح، واحد و متكی به خدا و به قانون خدا است، كه نشانی‌ها و علاماتش در قرآن مجید و احادیث معتبر مذكور، و حضرت رسول اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله و امیرالمؤمنین علی علیه السّلام عملاً آن را نشان دادند.

این حكومت، سلطنت و پادشاهی، و سلطه فردی بر فرد یا افراد دیگر و خودكامگی و فرمانروایی نیست این حكومت امامت و مقتدا و اسوه بودن، و خلافت از جانب خدا و كار برای خدا و برای رضای او كردن است كه برحسب آیاتی مثل:

«اِنّی جاعِلُكَ لِلْنّاسِ اِماماً»[7]

«من تو را برای مردم امام قرار می‌دهم».

و:

«اِنّا جَعَلْناكَ خَلیفَةً فِی الأَرْضِ، فَاحْكُمْ بَیْنَ النّاسِ بِالْحَقِ»[8]

«ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم، پس میان مردم به حق حكم كن».

و آیه:

«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا، لَمّا صَبَرُوا»[9]

«و از ایشان امامانی قرار دادیم كه به امر ما هدایت می‌كنند ...»

شأن و موضع و مقامی است كه از جانب خدا به بندگان برگزیده‌اش اعطا شده است و در تمام اعصار ادامه داشته و خواهد داشت[10].

و به این ملاحظه است كه در نظام امامت، وقتی از جانب ولی‌امر، خواه شخص امام یا كسانی كه از جانب او منصوب و معین شده‌اند، و یا یكی از فقهاء كه در عصر غیبت نیابت عامّه دارند، امری صادر گردد، باید اطاعت شود، و مخالفت آن در حكم رد حكم خدا و شرك به خدا می‌باشد و لذا در بعضی تفاسیر از آیه شریفه:

«فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عملاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةَ رَبِّهِ أَحَداً»[11]

تفسیری شده است كه از آن استفاده می‌شود شرك نورزیدن به خدا این است كه در كنار نظام امامت، كه نظامی الهی است، نظامات دیگر و زمامداری دیگران را نپذیرد و برای امامان كه رهبران این نظام بوده و از جانب خدا ولایت بر امور دارند، شریك قرار ندهد.

 
 

«4»

چه نیازی است به رهبری و نظام امامت و ولایت؟

پاسخ: اما اصل نیاز جامعه به رهبری و مدیریت، یك امر بدیهی است، چون هیچ جامعه‌ای بدون رهبر و هیچ كاروانی بدون كاروان سالار، هیچ لشگری بدون فرمانده، بقا و دوام نخواهد یافت، نظام همه امور، در گرو وجود مدیریّت صحیح است، لذا هر جمعیتی وقتی بخواهند تشكیل شوند، در بین خود رئیس و رهبری را انتخاب می‌نمایند، و این مسأله عملاً مورد اتفاق همه ملل بوده و هست، اگر چه در نوع و شكل آن و فردی یا گروهی بودن آن تفاوت‌ها و نظرات مختلف دارند.

و اما خصوص نظام امامت و ولایت، پس نیاز به آن برای آن است كه نظامات دیگر، هیچ یك مقاصدی را كه بشر از یك نظام سالم و عدل انتظار دارد برآورده نمی‌كنند و در هیچ یك آنها اصل حكومت اصلح و افضل، و اصل نفی استضعاف و عدم تجاوز به حقوق دیگران، مراعات نمی‌شود. نظاماتی كه در طرف افراط و تفریط قرار دارند یا فقط جنبة حیوانی بشر را ملاحظه می‌نمایند و حكومت و سازمان‌های آن مانند یك مؤسسه دامداری مدرن، برآورنده نیازهای حیوانی بشر می‌باشند كه اگر راست بگویند و به این مقدار تعهد خود عمل كنند (با اینكه عمل) نمی‌كنند در برابر كار و زحمت و فرمان‌بری انسان‌ها در كارخانه و سازمان‌های كشاورزی، خوراك و پوشاك و قرار گاهی به آنها می‌دهند، یا چنان او را آزاد می سازند كه به اسم آزادی، هر عمل ضد شرف و انسانیّت را مرتكب شود. و برای ثروت‌اندوزی از هر جنایت و خیانت روی نگرداند. این حكومت‌ها دنیا را سرگردان، و بشر را از زندگی ناامید، و در امواج نگرانی‌ها و خطرات و ناآرامی غرق ساخته است كه محصول آن تمدن منهای انسانیّت كنونی است.

امروزه با این تحولات بزرگی كه پس از چهارده قرن از ظهور اسلام در دنیا واقع شده و مكتب‌های سیاسی و اجتماعی گوناگون كه عرضه شده، نواقص و معایب این نظام‌ها بیشتر ظاهر شده و معلوم گردیده است كه اینها دردهای واقعی بشر را درمان نخواهند كرد و یگانه وسیله رفع این ناآرامی‌ها و دلهره‌ها و تبعیضات، رفتن به پناه نظام الهی است.

بنابراین حاجت به این نظام، هر روز محسوس‌تر می‌شود و ناكامی‌ها و بی‌عدالتی‌ها با این نظام در حدّی كه ممكن است پایان می‌پذیرد.

یقیناً بشر پس از این كه از این نظامات مأیوس شده و همه را آزمایش كرد به سوی نظام امامت روی خواهد آورد، نظام كه نمونة آن حكومت متواضع علی و روش علی، و زندگی حق‌پرستانه علی و عدالت و تقوای علی، سربازی علی، صراحت لهجه و شجاعت علی، كار و كوشش علی، پایداری و فداكاری علی است.

نظامی كه شرط رهبری آن، عصمت و صلاحیتّی است كه هر كس از جانب خدا و پیغمبر، به رهبری آن منصوب شد، واجد این صلاحیت است و بدون معرفی خدا و پیغمبر، كشف و تشخیص آن با وسایل دیگر قابل اعتماد نبوده بلكه اكثراً خلاف واقع می‌شود.

 
 

«5»

نظام امامت چگونه نظامی است؟ نظام سلطنتی موروثی است یا نظام اریستوكراسی، یا نظام مونارسی یا اُلیگارشی یا انقلابی آفریقایی و رژیم سفارش شده در كنفرانس باندونگ، و بالأخره انتصابی است یا انتخابی؟


پاسخ: این نظام، چنان‌كه از پاسخ به پرسش‌های قبل معلوم شد، هیچ یك از این نظام‌ها نیست و ویژگی‌هایی كه دارد، در هیچ‌یك از این نظام‌ها دیده نمی‌شود. اساس این نظام، چنانكه تذكر دادیم، این واقعیت و حقیقت است كه مالك همه، و حاكم و سلطان بر همه، و صاحب اختیار واقعی و حقیقی همه، در همه چیز خدا است؛ حكومت مختص او است، و قانون و شریعت و برنامه دولت و حكومت، همه از جانب او باید تعیین شود. هیچ‌كس بدون اذن او حق حكومت ندارد و حتی در منطقه وجود خودش نیز در حدود اذن او اختیار و حق مداخله دارد. این نظام سلطه یافتن و سلطه داشتن و زیاده‌جویی و توسعه‌طلبی و جاه‌طلبی و تأمین منافع یك فرد یا یك حزب یا یك ملت، و تصرف بازارهای دیگران نیست، فقط فایده و غرض و فلسفه‌ای كه در این نظام از حكومت منظور است، اقامه دین، اجرای برنامه‌های اسلام، و عدالت و امربه‌معروف و نهی‌ازمنكر و ترقّی و رشد فكری و تهذیب و تربیت نفوس و تكمیل افراد در معارف و علم و عمل، و عمران زمین و تأمین رفاه و آسایش تمام بندگان خدا و متحدكردن مردم است؛ كه قرآن در این زمینه می‌فرماید:

«اَلَّذینَ اِنْ مَكَّنّاهُمْ فِی الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ»[12]

«آنانكه اگر در زمین، تمكّنشان بخشیم، نماز بر پای دارند و زكات دهند و امربه‌معروف كنند و نهی‌ازمنكر نمایند».

برنامة این نظام شرعی و الهی و ماهیّت و حقیقتش با آن حكومت‌ها فرق بسیار دارد، حقیقتش خلافت الله و برنامه‌اش احكام‌الله است.
حكومت سلطنتی

حكومت استبدادی و سلطنتی موروثی همان است كه فردی با كودتا یا جنگ و خونریزی بر ملت و منطقه‌ای مسلط می‌شود، و خود را حاكم بر آن ملت می‌خواند و برای خود این حق را قایل می‌شود كه فرزندش را بعد از خود حكومت بدهد تا چیزی را كه خودش نداشت از او به ارث ببرد.

در اینجا هیچ معیاری جز هوای نفس پادشاه در بین نیست و چیزی كه در آن ملاحظه نمی‌شود، مصلحت عموم است. این یك انتصابی است از جانب كسی كه خودش مقامی را كه از آن انتصاب می‌كند، غصب كرده است و آنچه را خود ندارد به دیگری می‌سپارد؛ انتصابی است كه به آن، امثال هلاكو و هرمز و محمد رضای پهلوی و پادشاهان خون‌خوار و جلاد و عیاش و هرزه و میگسار و بی‌شرف روی كار می‌آیند. اینان برای اینكه مغلطه‌كاری كنند، حكومت را یك موهبت الهی شمردند و خود را «ظل‌الله» خواندند، اما كسی به آنها نگفت، یا اگر گفت زندانی یا كشته شد، كسی به آنها نگفت كه حكومت موهبت الهی است و به كسانی كه لیاقت و شایستگی آن را داشته باشند اعطا می‌كند، و چنانكه قرآن مجید می‌فرماید:

«لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ»[13]

«عهد من به ظالمان نرسد».

ستمكاران به موهبت الهی نمی‌رسند. كسی به آنها نگفت كه آنچه شما مدعی آن می‌باشید و امثال «بوسوئه‌ها» برای «لوئی»های فرانسه و دیگران برای دیگران گفتند، و خواستند سلطنت این خودكامگان را توجیه نمایند و از تنفرطبعی مردم از حكومت سلاطین بكاهند، موهبت الهی نیست و پاسخ به این پرسش نمی‌شود كه: چرا افرادی با نداشتن ارزش‌های انسانی و عدم برتری اخلاقی و فضیلت علمی، باید بر مردم مسلط باشند كه مطلق‌العنان هر چه اراده می‌كنند انجام دهند و امر و نهی و فرمانشان نافذ باشد و مسؤول كسی نباشند، و كارشان قاعده و قانونی نداشته باشد، و هیچ محكمه‌ای نتواند آنها را محاكمه كند و مافوق محكمه و دادگاه باشند؟ چرا آنها سزاوارتر به حكومت از دیگران هستند؟ و چرا مردم در برابر آنها و در برابر مجسمه و عكس و تمثالشان تعظیم و كرنش كنند و به حال ركوع و بلكه سجود به خاك بیفتند و آنها را بپرستند تا حدی كه خاقانی بگوید:

اینست همان ایوان كز نقش رخ مردم *** خاك در او بودی دیوار نگارستان

و خواجوی كرمانی بگوید:

نه كرسی فلك نهد اندیشه زیر پای *** تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان دهد

و چرا و چرا؟

لذا در پاسخ این چراها این نظر را اظهار كردند، و آنچه نمی‌تواند به خدا نسبت پیدا كند به خدا نسبت دادند، و به خدا افترا زدند و گفتند سلطنت ودیعة الهی است كه به امثال ضحّاك و چنگیز و هلاكو و معاویه و یزید و دیگر خون‌آشامان تاریخ اعطا می‌كند. دیگر فكر نكردند كه این افرادی كه در طول تاریخ ملل، حكومت یافتند و جنایت‌های بزرگ و قتل‌عام شهرها و كشورگشایی‌ها و استعباد و غارت ملل مغلوب را افتخار خود می‌شمردند و از رحم و انصاف بی‌بهره بودند، چگونه مشمول موهبت الهی می‌شدند و این چه موهبتی است كه این آثار شوم را دارد. اگر طاعون و وبا و سرطان، موهبت باشد، باز هم این حكومت‌ها موهبت نیست.

واقعاً قرآن مجید در یك جملة كوتاه چه رسا و جامع فرموده است:

«اِنّی جاعِلُكَ لِلْنّاسِ اِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ»[14].

این حكومت‌ها با نظام امامت در دو قطب مخالف و متضاد قرار دارند، مظاهر حكومت‌های سلطنتی پای تخت‌هایی مثل مدائن و اصطخر و دمشق و بغداد و غرناطه و قاهره، و آكره و رُم و اسلامبول و پاریس و پكن و توكیو و لندن تا تهران و اصفهان، و كاخ‌هایی مانند كاخ اكبر شاه و كاخ‌های تیسفون و اهرام مصر و صدها بناهای تكبرانگیز دیگر است و مظاهر نظام امامت، مدینة متواضع محمد صلّی‌الله‌علیه‌وآله و زندگی ساده و بی‌پیرایش و بی‌تجمل او، و كوفة علی و خانة محقری كه حتی از اثاث و فرش عادی خالی بود، می‌باشد[15].

در جنگ بدر كه مسلمانان به تعداد نفرات مركب نداشتند، پیغمبر نیز مانند سربازان كه به نوبت سوار و پیاده می‌شدند در نوبت خود پیاده می‌رفت و هر چه اصرار و خواهش می‌كردند كه سوار باشد، نمی‌پذیرفت. علی علیه السّلام خودش با دست خویش كفشش را وصله می‌زد و لباس وصله‌دار می‌پوشید و از تشریفات ملوكانه نه فقط بیزار بودند، كه سخت در هراس بودند. داستان دهقانان انبار را با آن حضرت كه در نهج‌البلاغه نیز مرقوم است بخوانید تا به حقیقت نظام امامت و برنامه‌های آن تا حدی آشنا شوید[16].

این نظام به خدا نسبت دارد و باید به خدا نسبت داده شود، هم موهبت الهی و هم امانت الهی است، رجال الهی فقط شایسته آن می‌باشند كه این امانت به آنها سپرده شود.

این حكومت مانند نبوت و رسالت است كه با زور سرنیزه و فشار و اختناق و انتخاب مردم به دست نمی‌آید. آنكه سلاطین و رؤسای حكومت‌های مختلف دارند نه موهبت الهی است و نه امانت او است، محال است كه موهبت های الهی از قماش این سلطنت‌ها و سلطه‌ها و صدرها و مدیركل‌ها باشد.

اینها اعتبار ابلیسی و دام‌های شیطانی است كه در برابر هر حقی باطلی می‌سازد و مردم را از حق منحرف می‌كند. نباید حق را به باطل قیاس كرد و انتصاب خدایی را به انتصاب شیطانی اشتباه نمود، و هر دو را چون انتصاب است بدون توجه به مصدر انتصاب همانند گرفت. چنانكه سایر نظامات شرعی را نیز نمی‌توان به این علت كه در برابر آنها باطلی ساخته‌اند كنار گذاشت، مثلاً چون عبادت خدا و عبادت بت هر دو عبادت است، عبادت خدا را ترك كنیم، یا چون به مالكیت اشیایی كه شرعاً قابل تملك است و اشیایی كه قابل تملك نیست مالكیت می‌گویند، یا چون به ازدواج‌های غیر شرعی ازدواج می‌گویند، اصل مالكیت و ازدواج، مورد ایراد واقع می‌شود.
 
 
 
حكومت انتخابی

حكومت انتخابی نیز بگونة دیگر مفاسد و معایبش كمتر از رژیم‌های استبدادی و پادشاهی نیست. این رژیم براساس پذیرش اعتبار اكثریت آراء از سوی همه، نظامی است كه مانع از استبداد فردی شمرده شده است و به اصطلاح حكومت مردم بر مردم است و مبنایش اصالت خود انسان و جدا بودن سیاست از روحانیت و دین از دنیا است، در مقابل نظام اسلام و امامت كه مبنایش اصالت حكومت «الله» و جدا نبودن روحانیت از سیاست و دین از دنیا و قانون از وحی خدا است. اساس این نظام این است كه «دین»، قانون عقیده، سیاست، حكومت و نظام، اخلاق، اقتصاد، و برنامه‌های روح و جسم و فرد و اجتماع است.

بنابراین، نظام دموكراسی و انتخابی به آن معنای مطلقی كه در غرب دارد و به قوة مقننه و قضائیه و مجریه تقسیم می‌شود و هیچ شرطی ندارد از نظر اسلام قابل قبول نیست.

البته پس از آنكه مسأله خلافت پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله به آن شكل در سقیفة بنی‌ساعده، از مسیر تعیین شدة الهی خارج شد، و خواستند به آن صورت مشروع بدهند، مدعی شدند كه براساس اجماع است و شوری انجام گرفت و اجماع امّت حجّت و معتبر است. ادعایی كه نه واقعیت داشت و نه با این نظام دموكراسی و اكثریت مطابقت دارد.

اجماع اگر اعتبار داشته باشد، اجماع تمام امّت یا اهل حلّ و عقد است، و در حصول آن شرط است كه همه اجماع داشته و متفق باشند و این غیر از اكثریت است كه نظام دموكراسی بر آن متّكی است. بعلاوه اجماعی در موضوع خلافت ابی‌بكر حاصل نشد، مضافاً بر اینكه خود او هم این نظام را عملاً رد كرد، و به نظام انتصابی بشری كه مجوز شرعی نداشت رو آورد و عمر را ولیعهد و جانشین خود ساخت[17]. بعد از او هم عمر شورای شش نفری را تشكیل داد و از زمان حكومت معاویه به بعد رسماً نظام پادشاهی و سلطنتی بر قرار شد.

بنابراین دموكراسی با توجه به ماهیت و معایب آن، اصالت اسلامی ندارد و اگر در بعض كلمات دیده می‌شود كه بر شوری یا بیعت استدلال شده، با ملاحظه بیانات دیگر كه در آنها بالصراحه این مبدأ رد شده است، بطور مماشات و جدل و برای اقناع و اثبات حقانیت، حتی طبق رأی و عقیده طرف است، والا در اسلام غیر از نظام امامت، نظام دیگری مطرح نیست كه امتداد زمامداری و ولایت پیغمبر است و همانگونه كه در حیات پیغمبر غیر از زمامداری آن حضرت نظام دیگری قابل طرح نبود، بعد از پیغمبر نیز همان نظام و همان ولایت ادامه می‌یابد.
 
 
 
و امّا معایب دموكراسی

اول این است كه چون بر مبنای اصالت رأی خود انسان، و عدم تعهّد دینی و عدم اعتماد به رهنمودهای الهی است، پشتوانة وجدانی و عقیدتی ندارد و چنان نیست كه رأی دهندگان وجداناً خود را مسؤول بدانند كه فرد لایق‌تر و شایسته‌تر را انتخاب كنند و تحت تأثیر اغراض شخصی و عوامل مختلف قرار نگیرند، و جاه‌طلبی و علاقه به شخصی یا به بُرد یك حزب و باخت حزب دیگر، در نامزد شدن نامزدها دخالت نداشته باشد، یا نمایندگان در اظهار رأی فقط به حق و عدالت نظر داشته باشند.

هرگز چنین نیست. چیزی كه در این مجالس كمتر مطرح است حق و عدالت است و بهترین نمونه، سازمان ملل است كه با اینكه در سطح عالی‌تر است، اكثر یا همة نمایندگان در رأیی كه می‌دهند، ملاحظات خصوصی و جبهه‌بندی‌های سیاسی را می‌نمایند. اگر پیشنهادی را «وتو» می‌كنند، اگر سخنرانی و داد و فریاد می‌نمایند، و برای حقوق ملت‌های ضعیف دلسوزی می‌كنند، غیر از بازی‌های سیاسی چیز دیگر نیست.

مثلاً روسیه اگر از فلسطینی‌ها به ظاهر پشتیبانی می‌نماید، یا از جنبش‌های به اصطلاح آزادی‌بخش حمایت می‌كند، غرضش نه آزادی فلسطین و نه رهایی ملت‌های مستضعف است بلكه برای این است كه آمریكا را بكوبد و نفوذ خود را گسترش دهد. اگر اسرائیل جزء اقمار روس بود حكومت روسیّه همین عمل آمریكا را با مردم فلسطین می‌كرد و همچنین آمریكا اگر تجاوز نظامی روسیه را به افغانستان محكوم می‌كند و سر و صدا راه می‌اندازد و خروج فوری نظامیان روسیه را از افغانستان می‌خواهد نه به خاطر ملت ستم دیدة افغانستان و مظالمی است كه نظام حاكم بر روسیه در آنجا مرتكب می‌شود، بلكه برای این است كه منافع خودش را در خطر می‌بیند والاّ خودش هر كجا لازم باشد به همین عمل روسیه بلكه بدتر از آن دست می‌زند‌.

غرض این است كه از این سازمان‌های بین المللی معلوم می‌شود كه وقتی نظامی پشتوانه ایمانی و عقیدتی نداشته باشد، بازیچة دست مفسدین و متجاوزین می‌شود.

 
دوّم از معایب دموكراسی این است كه رأی اكثریت، خواه حزبی باشد یا غیرحزبی، همیشه موافق مصلحت نیست، بلكه غالباً رأی اقلیت‌ها اگر وابسته نباشند به صواب نزدیك‌تر است، خصوصاً اگر از جهت كیفیت بیشتر مورد اعتماد باشند مثل اینكه در یك مسأله سیاسی یا حقوقی، متخصصان سیاست و حقوق رأیشان با اینكه در اقلیّت می‌باشند، مخالف اكثریت باشد.


سوّمین ایراد بر این رژیم این است كه اگر اكثریّت مثلاً هشتاد درصد رأی به نظام اكثریت و به اصطلاح حكومت مردم بر مردم دادند و بیست درصد مخالف بودند، چه مجوزی برای تحمیل رأی هشتاد درصد بر بیست درصد دیگر خواهد بود، و به فرض كه صددرصد افراد جامعه‌ای نظام اكثریّت و هر نظام دیگر را پذیرفتند، چرا افرادی كه بعد به سن بلوغ می‌رسند، در صورتی كه در اقلیّت باشند، محكوم به قبول آن نظام باشند؟

این خود استبداد و استضعافی است كه اگر چه مفاسد استبداد مطلق را ندارد، جز به عنوان دفع افسد به فاسد نمی‌توان آن را پذیرفت. با اینكه دفع افسد به فاسد، در صورتی منطقی و عقلایی است كه چاره منحصر به فرد باشد، در صورتی كه با وجود نظام كامل شرعی و الهی هیچگونه ناچاری در قبول این استبداد و استضعاف نیست.

 
چهارم، این است كه در نظام اكثریت، مسأله اكثریت حقیقی و آرای اكثریت افراد مطرح نیست و به هیچ وجه اعتماد و اطمینان به حصول این جهت فراهم نخواهد شد، زیرا در نظام اكثریت كه مثلاً نود درصد یك جمعیت ده میلیونی به آن رأی داده باشند، اگر حزبی هم باشد و تك حزبی هم نباشد و دو حزب یا بیشتر داشته باشند و به اكثریت نسبی یا مطلق، یكی از احزاب در انتخابات پیروز شوند، این پیروزی در صورت اكثریت نسبی، مربوط به اكثریت جامعه نیست، و در صورت اكثریت مطلق هم در بعض صورتش، با توجه به اینكه در اصل نظام، آرای موافق به صددرصد نرسیده باشد، اكثریت حاصل نمی‌شود.

در نظام تك‌حزبی نیز همین اشكالات هست و در آرای مجالس و كنگره‌ها و شوراها نیز این اشكالات بیشتر است و گاه می‌شود رأیی كه در كل و با احتساب آرای رأی دهندگان به هر نماینده‌ای كه كاملاً در اقلیّت است، به صورت اكثریت قانونیّت پیدا می‌كند و حاصل این است كه در این نظام اكثریت و شورایی، و به اصطلاح دموكراسی نیز رأی اكثریت واقعی غالباً به دست نمی‌آید.

و اگر فرض شود كه رأی اكثریت به مصلحت نزدیك‌تر است (با اینكه همیشه چنین نیست در این نظام رأی اكثریت واقعی ملاك اعتبار نیست، وإلاّ باید آرای نمایندگان در اندازه اعتبار، به كثرت و قلت انتخاب‌كنندگان آنها مربوط باشد، بنابراین در اكثریتی كه می‌گویند و حكومت مردم بر مردمی كه از آن دم می‌زنند، مسأله اكثریت واقعی معیار نیست، چنانكه رسیدن به مصلحت واقعی و حكومت اصلح نیز مورد نظر نیست. بلكه معیار، یك اكثریت قراردادی و اعتباری است كه به عذر ضرورت آنهایی كه آن حكومت و نظام را می‌پذیرند، قبول می‌نمایند، با اینكه معلوم و یقین است كه در بسیاری از موارد بلكه اكثر موارد مخالف اكثریت می‌شود و به این ترتیب از نظام و رأی اكثریت به نظام و رأی اقلیّت می‌روند.

 
پنجم این است كه اگر انتخابات آزاد باشد، و دولت هیچگونه مداخله‌ای در انتخابات ننماید از اعمال نفوذهای دیگر و مداخله سایر متنفّذین، مثل صاحبان كارخانجات و نویسندگان حتی خوانندگان و نوازندگان، و بلكه در بعض كشورها فواحش، مصونیت نخواهد داشت و بالأخره دموكراسی و انتخاب، به هر شكل كه باشد، اطمینان‌بخش نیست، بلكه چنانكه می‌بینیم تقلب و تزویر و تبلیغ و اغفال انتخاب‌كنندگان در آن رایج است كه ماجرای «واترگیت»، یكی از نمونه‌های بارز آن است. حتی طبق بعضی روزنامه‌ها، برای انتخاب «نیكسون» رئیس‌جمهور اسبق آمریكا از نفوذ فواحش در مشتریانشان نیز استفاده شده بود.

سایر كشورها نیز وضعی مشابه آمریكا یا بدتر از آن دارند. چندی پیش بود كه هیئت حاكمه انگلستان به كثیف‌ترین آلودگی‌های شهوانی كه موجب فاش شدن اسرار سیاسی، و رسوایی حكومت شد متهم گردید، تا حدی كه پیشنهاد شد برای هیئت حاكمه كه دست‌بردار از فحشاء نیستند، فواحش و فاحشه‌خانه‌های خصوصی تهیه كنند تا تحت كنترل باشند، و اسرار سیاسی در معرض دستبرد فواحش جاسوس قرار نگیرد.

این‌گونه است وضع انتخابات دموكراسی، در به اصطلاح دموكراسی‌ترین ملت‌ها؛ و این است شرافت و فضیلت كسانی كه در انتخابات آزاد آنجاها انتخاب می‌شوند كه بیش از این محتاج به بیان نیست. روز به روز ماهیّت این نظام‌ها و رژیم‌ها و مكتب‌های غیر الهی و ناتوانی آنها از نجات دادن بشر از نابسامانی‌ها بیشتر می‌شود، و شرق و غرب با مكتب‌های مادّی و الحادی و سیاست‌های ضد بشری بهتر شناخته می‌شوند و بشریّت به سوی گم‌گشتة خود روی می‌آورد و انتظار یك انقلاب بزرگ جهانی و اسلامی را می‌كشد كه او را از این سلطه‌های فرعونی و از این رژیم‌های به اسم دموكراسی یا انقلابی و سوسیالیستی نجات بخشد.

منشور سازمان ملل حرف است *** چـون نیستش حقیقت و مبنایی

آوازة عـــــدالـــــت و آزادی *** اسم است و هیچ نیست مسمایی

1. در قرآن مجید كلمه «امامت» نیست، اما «امام» به صورت مفرد و جمع آن «ائمّه» در دوازده مورد آمده است.

[2]. در موضوع اینكه فرقه ناجیه كه در حدیث مشهور آمده است شیعه اثنی عشری می‌باشند، به رساله «حول حدیث الافتراق» تألیف نگارنده و كتاب‌های دیگر رجوع شود.

[3]. سوره نساء، آیه59.

[4]. رجوع شود به تعلیقه «1».

[5]. آنچه در اینجا از اوصاف امام نوشته شد، اقتباس از قرآن مجید و اخبار معتبر و نهج البلاغه است .

هركس بخواهد بر بیشتر از این شؤون امام و امامت مطلع شود، می‌تواند به كتاب شریف كافی «كتاب الحجّه» رجوع نماید.

[6]. بنا به نقل از سالنامه 1978 انستیتوی بین المللی «پژوهش برای صلح» در استكهلم.

[7]. سوره بقره، آیه124.

[8]. سوره ص، آیه26.

[9]. سوره سجده، آیه24.

[10]. رجوع شود به تعلیقه «2».

[11]. پس كسی كه به لقای (رحمت) پروردگارش امیدوار است باید نیكوكار شود و هرگز در پرستش خدا، احدی را با او شریك نگرداند. (سوره كهف، آیه110).

[12]. سوره حج، آیه41.

[13]. سوره بقره، آیه124.

[14]. سوره بقره، آیه124.

[15]. در سفینه، از سوید بن غفله روایت كرده است كه گفت: بعد از اینكه مسند خلافت به ظاهر نیز به وجود علی علیه السّلام زینت یافت و بیعت به آن حضرت انجام گرفت، شرفیاب حضور او شدم. روی حصیر كوچكی نشسته بود و در خانه چیز دیگری (از اشیاء و اثاث و لوازم) نبود. عرض كردم: یا امیرالمؤمنین، بیت‌المال در دست تو است و در خانه تو چیزی كه خانه به آن نیاز دارد نمی‌بینم؟ فرمود: پسر غفله، خردمند، در خانه‌ای كه از آن منتقل خواهد شد اطاقی برای خود فراهم نمی‌كند. ما را خانة امنی است كه بهترین كالاهایمان را به سوی آن فرستاده‌ایم و خودمان نیز پس از اندك زمانی به آنجا می‌رویم.

[16]. رجوع شود به تعلیقة «3».

[17]. در اینجا با اینكه او بیمار بود، كسی مانع از وصیّت او نشد و «حسبنا كتاب الله» نگفت، بلكه پیش از آنكه بگوید، چون بیهوش بود، عثمان از پیش خود، اسم عمر را نوشت و من نمی‌دانم ابوبكر به هوش آمد یا نه. آنها می‌گویند به هوش آمد، عثمان گفت: «من عمر را نوشتم» او هم تصدیق كرد.

لینک قسمت های دیگر کتاب :


نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت اول)

نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت دوم)

نام کتاب : نظام امامت  و رهبری (قسمت سوم)


دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب وابستگی جهان به امام زمان (عج)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « نظام امامت و رهبری »، 
برچسب ها : کتاب نظام امامت و رهبری، نظام امامت و رهبری، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    شنبه 1392/04/15             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس