تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت اول)

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
صافی گلپایگانی مدظله العالی   کتاب فروغ ولایت در دعای ندبه

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب فروغ ولایت در دعای ندبه

فروغ ولایت در دعای ندبه

تالیف : حضرت آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی مد ظله العالی



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب‌العالمین و صلّی الله علی محمد نبیّه و آله و سلّم تسلیماً

«اَلّلهُمَّ وَ نَحْنُ عَبیدُكَ التّائِقُونَ اِلی وَلِیِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَ بِنَبِیِّكَ خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَ مَلاذاً، وَ أَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَ مَعاذاً، وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنینَ مِنّا اِماماً فَبَلِّغْهُ مِنّا تَحِیَّةً وَ سَلاماً، وَ زِدْنا بِذلِكَ یا رَبِّ اِكْراماً»

«بارالها، ما بندگان ناتوان توییم كه به ولیّ تو كه (دیدار و یادش) تو را و پیغمبرت را به یاد آرد، پناهنده و مشتاقیم. تو او را برای ما پناهگاه و تكیه‌گاه آفریدی و وی را برای بقای ما ملجأ و نگهدار، و برای مؤمنین از ما، پیشوای مفترض‌الطاعة قرار دادی. پس، از ما به حضرت او درود و سلامی فرست و مهربانی و نوازش خود را به ما بدین وسیله افزون فرمای».

«قسمتی از دعای ندبه»

پیشگفتار

«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...»[1].

«و گفت پروردگار شما كه بخوانید مرا تا اجابت كنم شما را.»

یكی از احساسات اصیل و حقیقی بشر، كه ریشه فطری دارد، توجه به دعا و ارتباط با عالم غیب، مبدأ آفرینش، و قدرت ازلی الهی است.

حاجت به دعا در ذات بشر موجود است، و در هنگام اضطرار و ناامیدی از وسایل متعارف و اسباب و قوای مادّی آشكارتر می‌شود و انسان بی‌اختیار، با جان و دل به سوی خداوند كریم كارساز روی می‌آورد و از او یاری و مدد می‌طلبد.

دعا بهترین غذای روح، و نشاط‌بخش روان است، و هیچ وسیله‌ای برای اقناع روح وسیع بشر از آن مؤثرتر نیست.

دعا سلاح مؤمن است، خستگی‌ها را از بین می‌برد، و فشار مصائب و آلام را سبك می‌سازد.

اَنوارِ دُعا، ضمایر را روشن و تیرگی قلوب را برطرف می‌نماید.

چه احساسی از احساسِ احتیاجِ به دعا بهتر، و برای كمالِ نفس مفیدتر است؟

دعاكننده، ضعف و فقر و نیاز و حاجت خود را كه تمام هویت هر ممكن است درك می‌كند، و به قدرت و توانایی و بی‌نیازی‌ مطلق خدای جهان پناه می‌برد. او با منبع واقعی تمام قدرت‌ها و بی‌نیازی‌ها و كمالات، ارتباط برقرار می‌كند، و ضعف و فقر و حاجت خود را با آن جبران می‌نماید، با اطمینان و اعتماد، به سوی آیندة هر چه بهتر گام بر می‌دارد.

اگر دعا نباشد و اگر بشر خدا را نخواند، چگونه می‌تواند بر حوادث پیروز شود؟ در سختی‌ها و شداید چه پناهگاهی دارد؟

فواید نفسی و روحی و تربیتی دعا، و حتی تأثیر آن در ترقی فكر و معالجة بیماری‌های روانی، ثابت شده است، و بشر عصر فضا به این فواید بیشتر از گذشته نیاز دارد.

چون دعا برای انسان یك امر فطری است، و شعور هر كس به آن مسلّم است، پیشرفت علم و صنعت، بشر را از آن بی‌نیاز نساخته و بلكه دعا یك امر لازم و ضروری زندگی انسان شناخته شده، و در اجتماعات به اصطلاح پیشرفته، توجه به مظاهر دعا رو به افزایش است.

در روش دعا نیز، مثل مقوله‌های دیگر، انسان محتاج هدایت‌های صحیح و معقول است كه این احساس فطری و ضرورت روحی، سبب گمراهی و سقوط او نشود، و وسیله‌ای برای افراد سود‌جو و منحرف نگردد.

مظاهر دعا در جاهلیت و بین ملل قبل از اسلام، و ملل غیرمسلمان معاصر، مظاهری بود كه به انحطاط فكری و اخلاقی و خرافه‌پرستی[2] كمك می‌كرد و تبه‌كاری‌ها را زیاد و اعمال غیرانسانی و وحشیانه را ترویج می‌نمود.

وقتی آفتاب جهانتاب اسلام در جهان تابید، و پرده‌های خرافات را درید، چنانچه می‌دانیم انقلاب عظیم آن، همه شئون زندگی اجتماعی، معنوی، اخلاقی، فكری و سیاسی را فرا گرفت، و در همة زمینه‌ها وارد شد، و تاریكی‌ها را برطرف كرد.

دعا نیز از اموری بود كه طبعاً در درجة نخست، مستقیم و غیرمستقیم، مشمول این انقلاب گشت و برنامة آن طوری ریخته شد كه شایستة شأن هر بشر آزاد و مترقّی و فهمیده، و برای همة طبقات و تربیت عموم مفید، و مدرسة آموزش و پرورش باشد.

اسلام برنامه‌های آزادی‌بخش دعا را اجرا كرد، و شخص پیغمبر اكرم صلی‌الله علیه و آله و اوصیای آن حضرت علیهم‌السّلام برنامه‌های دعا را به مسلمانان آموختند، و بسیاری از اهداف عالیة اسلام را در ضمن دعا به مردم تعلیم و در دسترس جامعه گذاردند.

چنانچه یكی از ذخایر بزرگ علمی و تربیتی اسلام را باید دعا شمرد؛ زیرا مسائل توحید و الهیّات، نبوّت، نظام حكومت و زمامداری، اخلاق و حقوق مدنی، احكام و آداب مختلف همه در دعاهایی كه از اهل‌بیت رسالت علیهم‌السّلام رسیده، مطرح شده و به یقین مدرسه دعای اهل‌بیت، یكی از مدارس عالیه‌ای است كه در رشد فكری، و ترقّی روحی و اجتماعی مسلمانان ـ اگر از آن استفاده شود ـ اثر عظیمی‌دارد.

تا مسلمان این مدرسه را نبیند، شخصیت اسلامی او كامل نمی‌شود؛ مدرسه‌ای كه همواره در شب و روز به روی همگان باز، و تكرار درس‌های آن شخص را علی‌الدوام از درجه‌ای به درجة بالاتر صعود می‌دهد.

ما در اینجا نمی‌خواهیم فلسفه و اسرار دعا و ارزش ادعیة مأثوره از اهل‌بیت علیهم‌السّلام مانند صحیفة سجادیه، و نقش دعا را در ساختن شخصیتِ انسان بیان كنیم، بلكه نمونه‌هایی از جمله‌های ادعیه و مضامین بلند آن‌ها را در هر موضوع می‌آوریم[3] تا معلوم شود دین ما در هر زمینه تا چه حدّ غنی است، و چه سرمایه‌های با ارزش و وسایل سعادت و نیكبختی در دسترس ما قرار دارد، كه از آن استفاده نمی‌كنیم؛ زیرا این موضوع محتاج به تألیف كتابی جداگانه است.

فقط می‌خواستیم متوجّه باشیم كه هدایت‌های اسلام به حدّ كافی و وافی دعا را نیز فرا گرفته، و به طور صحیحی تقاضای فطرت ما را برآورده و برداشت بهترین بهره‌ها را از دعا، پیشنهاد كرده است.

 

 

 
دعای ندبه

یكی از دعاهای مشهور كه همواره بسیاری از مؤمنان و مشتاقان و منتظران ظهور دولت حق، و حكومت جهانی عدالت اسلام، و ارادتمندان درگاه ولایتمدار حضرت بقیة‌الله، ناموس‌الدهر و ولی‌عصر، مولانا و سیدنا صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداء خواندن آن را شعار خود قرار داده، و در مناسبت‌ها و فرصت‌های معین، با آن رهبرِ اَبرار، و سر سِلسله أَخیار و أَحرار، تجدیدِ عهد نموده و مجالسی پرشور و روحانی، به عنوان قرائت آن تشكیل می‌دهند، دعای شریف ندبه است.

نظر به این‌كه بعضی از آقایان عزیز، از این ناچیز توضیحاتی در مورد این دعا خواسته‌اند، و رد تقاضای آنان را سزاوار ندیدم، با كثرت اشتغال، و ضعف مزاج، بطور مختصر، پاسخ پرسش‌های ایشان، و دیگران را به عرض می‌رسانم.

امید است مورد قبول ارادتمندان آستان ولیّ زمان، و قطب دوران عجّل الله تعالی فرجه واقع شود.

 

 
مقدّمه
امام صادق علیه السّلام و ندبه بر حضرت مهدی علیه السّلام

پوشیده نماند كه ندبه بر حضرت مهدی علیه السّلام و اظهار شوق به لقای آن حضرت، گریه و ابراز نگرانی از مفارقت و محروم بودن از فیض حضور، دعا برای تعجیل فرج و ظهور، ذكر فضایل و مناقب، اقدامات و برنامه‌های انقلابی و اصلاحی آن وجود مبارك، اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار، روی كار بودن حكومت‌های باطل و مستبد و روش‌های بیدادگرانه، سنّت حسنه‌ای است كه همواره شیعه بر آن مداومت داشته، آن را شعار خود قرار داده، و تا ظهور دولت حق، و تأسیس حكومت جهانی اسلام، و آزادی و نجات تمام انسان‌ها، این شعار برقرار، و روشنگر خواسته‌های ارزنده و با ارج، و هدف‌های مترقّی و نجات‌بخش اسلام است.

این كار همچنین یك نوع اِنكار مُنكَر، و محكوم كردن باطل و نكوهش ظلم و بیداد و فساد و گناه، و پشتیبانی از حق و عدالت، و نشانة زنده بودن احساسات انسانی پیروان مكتب مبارز قرآن و تشیع است كه:

«مَنْ تَرَكَ إِنْكارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسانِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الأَحْیاءِ»[4].

«هر كس ترك كند انكار منكر را (نهی از منكر ننماید) به دل و دست و زبان، او مرده‌ای است میان زندگان.»

این ندبه را شیعه از امامان خود كه كار و عملشان سرمشق، و پیروی از گفتار و رفتارشان ـ برحسب حدیث متواتر ثقلین و احادیث صحیح دیگر ـ وظیفه هر مسلمان است، آموخته‌اند.

حضرت رسول اكرم و ائمه علیهم‌السّلام برحسب روایات، كراراً ضمن آنكه از اوضاع آخرالزمان، و فتنه‌هایی كه ظاهر می‌شود، و فشارهایی كه بر اهل حق وارد می‌گردد خبر می‌دادند، نگرانی و تأثر خود را هم اظهار می‌فرمودند.

شیخ صدوق و شیخ طوسی رضوان‌الله علیهما هر یك به سند خود حدیث مفصلی را از «سُدیر صیرفی»[5] روایت كرده‌اند كه در آن، گریه و نُدبه امام ششم حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام بر غیبت صاحب‌الزمان عجل‌الله تعالی فرجه بیان شده است كه ما برای رعایت اختصار جمله‌ها و مضمون قسمتی از این حدیث شریف را كه با ندبه ارتباط دارد در اینجا نقل می‌نماییم.

سُدَیْر صیرفی می‌گوید: من و مُفَضَّل‌بن‌عمر، و ابوبصیر، و أبان‌بن‌تَغْلِب به محضر آقایمان حضرت صادق علیه‌السّلام شرفیاب شدیم. دیدیم آن حضرت بر روی خاك نشسته، لباسی كه از مو بافته شده، طوقدار و بی گریبان است، پوشیده و مانند فرزند مردة جگرسوخته گریه می‌كند. آثار حزن و اندوه از گونه و رخسارش آشكار، و اشك كاسة چشم‌هایش را پر كرده بود و می‌فرمود:

«سَیِّدی غَیْبَتُكَ نَفَتْ رُقادی، وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادِی، وَ ابْتَزَّتْ مِنّی راحَةَ فُؤادی، سَیِّدی غَیْبَتُكَ أَوْصَلَتْ مُصابی بِفَجایِعِ الأَبَدِ، وَ فَقْدُ الْواحِدِ بَعْدَ الْواحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ، فَما أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقُئُ مِنْ عَیْنی وَ أَنینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْری عَنْ دَوارِجِ الْرَّزایا وَ سَوالِفِ الْبَلایا إِلاّ مُثِّلَ بِعَیْنی عَنْ غَوابِرِ أَعْظَمِها وَ أَفْظَعِها وَ بَواقِیِ أَشَدِّها وَ أَنْكَرِها، وَ نَوائِبِ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِكَ، وَ نَوازِلِ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِكَ»

«آقای من، غیبت (دوری) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است. آقای من، غیبت تو مصیبتم را به مصیبت‌های دردناك ابدی پیوسته، و از دست دادن یكی پس از دیگری، جمع و عدد را فانی می‌سازد، پس احساس نمی‌كنم به اشكی كه در چشمم خشك می‌گردد، و ناله‌ای كه در سینه‌ام آرام می‌گیرد، مگر آنكه مصائب بزرگ‌تر و دلخراش‌تر و پیشامدهای سخت‌تر و ناشناخته‌تری در برابر دیده‌ام مجسّم می‌شود».

سدیر گفت: عقل از سر ما پرید، و دل‌های ما از غم و اندوه این پیشامد هولناك، و حادثة خطرناك پاره شد، گمان كردیم از اتفاق ناگوار كوبنده‌ای این چنین گریان و سوگوار است، یا از روزگار به او مصیبتی رسیده است.

عرض كردیم، خدا دیدگانت را نگریاند ای پسر خیرالوَری! از چه پیشامدی این‌گونه گریانی، و از دیده اشك می‌باری؟ چه حالی روی داده كه این‌گونه سوگواری؟

حضرت چنان آه عمیقی كشید كه ناراحتیش از پیش افزون شد، از روی تعجب فرمود:

وای بر شما، بامداد امروز نگاه كردم در كتاب «جَفر» و آن كتابی است كه علم مرگ‌ها و بلاها، و آنچه واقع شده و واقع می‌شود تا روز قیامت، در آن مندرج است. و خدای، محمد صلی‌الله علیه و آله و امامان بعد از او را به آن اختصاص داده است. تأمل كردم در موضوع ولادت غایب ما و غیبت و طول عمر او[6] و گرفتاری مؤمنان در آن زمان، و شك‌هایی كه از جهت طول غیبت در دل‌هایشان پیدا می‌شود، و این‌كه بیشتر آنها از دین برمی‌گردند، و رشته اسلام را از گردن برمی‌دارند (تا آخر حدیث كه طولانی و مفصل است، و مشتمل است بر دلیل بر طول عمر آن حضرت، و این‌كه خداوند متعال نسبت به حضرت قائم علیه‌السّلام سه برنامه را كه در مورد سه پیغمبر جاری شده اجرا فرموده است)[7].

 

 

 
فرمایش سید ابن طاووس

سید أَجَلّ، أَوْرع، أَزهد، صاحب كرامات، سید رضی‌الدین ابوالقاسم علی‌بن‌موسی ابن جعفربن طاووس حسنی حسینی (ت664 هـ) در كتاب مستطاب اقبال، صفحه 260 پس از ذكر دعاهای وِداع ماه رمضان بیاناتی فرموده كه ترجمه‌اش بدین مضمون است:

«از وظایف شیعة امامیه، بلكه از وظایفِ امّت محمّدی این است كه در این اوقات، و این فرصت‌ها متأسف و اندوهناك باشند برای محروم بودن از بركات فیض حضور، و سعادت ظهور حضرت مهدی علیه السّلامتا خدا ببیند كه بر قدم صفا، و وفا و اخلاص و ارادت به آن رهبران بزرگ ثابت و استوارند، و باید مضمون این شعر را از روی تأسف بگویند:

اُرَدِّدُ طَرْفی فِی الدِّیارِ فَلا أَری *** وَجُوهَ أَحِبّائِیَ الَّذینَ اُریدُ[8]

زیرا مصیبت هِجران و حِرمان از لقای امام، از مصیبت گذشتن ماه رمضان بزرگ‌تر است.

اگر به فراق پدر مهربان یا برادر پشتیبان، و یا فرزند عزیز گرفتار شوند، وحشت‌زده و ناراحت و غمناك می‌شوند، در حالی كه بهره و انتفاع از پدر و برادر و فرزند، در برابر بركات و انتفاعات مهم ما از حضرت مهدی علیه السّلام كه خلیفه خاتم‌الانبیاء، و امامِ عیسی در نماز و ولیّ امور، و برطرف‌كنندة انواع گرفتاری‌ها و بلیّات و مصلح تمام كارها است، ارزشی ندارد».
 
 
 
پرسش‌هایی كه می‌شود[9]

پرسش‌هایی كه پیرامون این دعا می‌شود، چهارده پرسش است به این شرح:

اعتبار دعا از جهت سند؛

جملة:

«لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوی بَلْ أیُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَری أَبِرَضْوی أَوْ غَیْرِها أَمْ ذی طُوی»

«ای كاش می‌دانستم كه در كدام زمین قرار داری، آیا در كوه رضوی یا ذی‌طوی یا نه این جا و نه آن جا؟»

چه ارتباط به امام زمان علیه السّلام دارد، و چرا سراغ آن حضرت را در «ذی‌طوی»، كوه «رضوی» می‌گیرند، و حال آنكه رضوی به عقیدة فرقه كَیْسانیّه، جایگاه و محل اختفاء و غیبت محمّد حَنَفیّه است كه معتقد بودند در این كوه از انظار مخفی، و از آنجا ظهور خواهد كرد، و امام زمان علیه السّلام نه در غیبت صغری، و نه در غیبت كبری، و نه پس از ظهور هیچ رابطه‌ای با این كوه ندارد؛ چرا كه غیبت آن حضرت به این صورت نیست كه در جای مخصوصی قرار گرفته باشند، بلكه در همه‌جا و هر مكان بخواهند حاضر می‌شوند، و این ما هستیم كه آن ولی‌خدا را نمی‌شناسیم، و تشخیص نمی‌دهیم.

بنابراین، سؤال از این‌كه تو در كدام جایگاه مخفی به سر می‌بری، ظاهراً با نوع غیبت حضرت مهدی موعود شیعة امامیه سازگار نیست؟

از مطالعة متن دعا این سؤال به ذهن می‌آید که چرا از ائمه اثنی‌عشر علیهم‌السّلام به تصریح، و ترتیب نام برده نشده، و پس از حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام كه به تفصیل از مناقب و فضایل آن حضرت سخن می‌گوید، ناگهان و بی‌واسطه به امام غایب خطاب می‌كند؟

جمله

«وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ الِی سَمائِكَ»

«و روح او را به آسمانت عروج دادی»

نیز با إجماع و اتفاق، و آیات قرآن مجید، و اخبار و احادیثی كه بر جسمانی بودن معراج حضرت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله دلالت دارند، مخالفت دارد.

چگونه ممكن است این دعا منسوب به یكی از امامان باشد كه همه عاقل و كامل بودند؟ چگونه با این‌كه هنوز امام زمان علیه السّلام به دنیا نیامده بود، در این دعا به او خطاب كرده‌اند:

«لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوی ...؟»

«كاش می‌دانستم كه در كجا سكونت داری ...».

آیا دعای ندبه بعد از رسول خدا و ائمه هدی علیهم‌السّلام پیدا شده، و به ایشان بسته شده و بدعت است؟

آیا این جمله دعا:

«وَ سَأَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِی الآخِرینَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذلِكَ عَلِیّاً»

«و از تو برای خویش نام نیك بین آیندگان خواست، پس او را اجابت كردی و آن را عالی و بلند مرتبه قرار دادی».

با قرآن مخالف است؟

به نظر می‌رسد جمله:

«وَ أَوْطَأْتُهُ مَشارِقَكَ وَ مَغارِبَكَ»

«و وارد ساختن او را به مشارق و مغارب خود»

نیز مخالف با قرآن مجید است.

آیا این جمله:

«وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما كانَ وَ ما یَكُونُ اِلی انْقِضاءِ خَلْقِكَ»

«و دانش گذشته و آینده، تا پایان آفرینشت را به وی ودیعه دادی».

نیز با قرآن مخالفت دارد؟

10ـ این جمله:

«ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی كِتابِكَ ...»

«سپس اجر محمد، صلواتك علیه وآله، را در كتاب خویش مودّت و دوستی و پیوند با ایشان قرار دادی ...»

نیز با قرآن سازگار نیست.

11ـ پرسش دیگر این است كه این دعا را در هزار مسجد و مكان می‌خوانند، آیا امام در همه‌جا حاضر و شنوا و لامكان و حاضر در هر مكان است، مانند خدا؟ البته خیر، پس اگر در همه‌جا حاضر نیست، چرا در دعا می‌خوانیم:

«یَابْنَ السّادَةِ الْمُقَرَّبینَ یَابْنَ الْنُّجَباءِ الأَكْرَمین»

«ای زاده آقایان مقرب درگاه خدا، ای زاده نجیبان گرامی»

پس این دعا خلاف عقل است؟

12ـ یكی از موارد دیگر كه مخالف با عقل است، این جمله است

«یَابْنَ یس وَ الْذّارِیاتِ یَابْنَ الطُّورِ وَ الْعادِیاتِ»

13ـ خواندن غیر خدا شرك است و چون در این دعا امام خوانده می‌شود، پس خواندن آن كفر و شرك است.

14ـ خواندن این دعا، سبب ركود فعالیت‌های اسلامی، خمود و تخدیر افكار، اقناع نفوس به ندبه و گریه، و مانع از اشتعال آتش ناراحتی‌ها و نارضایتی‌ها و انقلاب و قیام علیه اهل باطل می‌شود، و افراد را از امر به معروف و نهی از منكر و تلاش و كوشش برای برقراری نظم صحیح اسلامی و حركت و اقدام، باز می‌دارد.

در ادامه به حول و قوه الهی به هر یك جداگانه جواب می‌دهیم.

تذكر مهم

معتبر دانستن دعای شریف ندبه از اصول دین نیست، و معتبر نشناختن آن به صحت عقاید، و اصولی كه در نزد شیعه معتبر است، خللی وارد نمی‌آورد.

این موضوع یك مسأله فرعی است، و اظهارنظر درباره آن برای كسی كه اهل اجتهاد باشد آزاد است، و من دوست نمی‌دارم كه این هم یك عنوانی باشد كه سبب تشكیل دو جبهه موافق و مخالف شود.

بله بعضی از شبهاتی كه بر عدم اعتبار این دعا القا شده، و حكایت از دارا بودن یك سلیقه و روش های خاص مذهبی، و گرایش به آرای فرقه وهّابیّه و نواصب و دشمنان عترت پیغمبر خدا صلی‌الله علیه و آله دارد، مخالف مذهب شیعه و طریقه اهل‌بیت رسالت علیهم‌السّلام است؛

«عَصَمَنَا اللهُ وَ جَمیعَ إِخْوانِنا مِنَ الزَّلّاتِ وَ هَدانا اِلی صِراطِهِ الْمُسْتَقیمِ».

[1]. سوره مؤمن، آیه60.

[2] . اگر بعضی گمان كنند ملل به اصطلاح پیشرفتة عصر ما، از خرافات و اندیشه‌های بی‌اصل، و باورهایی كه حاكی از عدم رشد و علیل بودن قوای فكری است آزاد شده‌اند، اشتباه می‌نمایند؛ آنها با همه ادعاهایی كه دارند، چنان گرفتار خرافات هستند كه واقعاً عجیب است. آمارهایی كه گاهی در مجلات و روزنامه‌ها می‌خوانیم، معلوم می‌سازد كه این صاحب اختیاران جوامع انسانی محروم، در هر رشته از مظاهر زندگی تا چه حد گرفتار خرافات و روشهای ناپسند هستند، كه اگر یك صدم آن از یك جامعه شرقی ظاهر شود، از هر سو چماق ارتجاع و عقب ماندگی را بر سرش می‌كوبند.

هم اكنون در كشورهای غربی، مردم اعتقاد عجیبی به فالگیرها دارند كه غرب‌زدگی متأسفانه بعضی جراید ما را نیز مشوق آن ساخته است. تنها فرانسه طبق یك خبر رسمی (اطلاعات شماره 11460) در یك سال بیش از سیصد میلیارد فرانك به فالگیرها پرداخته است. در سایر رشته‌ها نیز زندگی این جوامع، پر است از تضاد و ضعف قوای عقلانی، و اعمال خلاف شرف و فضیلت. باز در همین اطلاعات شمارة 13823 ص6 ـ مقاله در قلب آمریكای متمدّن را بخوانید تا از انحطاط قوای فكر و معنوی ملل به اصطلاح پیشرفته و مافوق بشر مطلع شوید.

1. در كتاب «عالی‌ترین مكتب تربیت و اخلاق، یا ماه مبارك رمضان» اثر نگارنده به طور اختصار پیرامون دعا و برنامه‌های ماه مبارك مطالبی كه با این بحث ارتباط دارد، نوشته شده است.

[4]. وافی، ج9، ب22، ص28.

[5] . سدیر صیرفی از اصحاب حضرت باقر، و حضرت صادق، علیهما السلام، است كه «كَشّی» در رجال خود، ص138، طبع بمبئی، حدیث معتبری روایت كرده است كه بر بلندی پایه او دلالت دارد.

[6] . در موضوع طول عمر و فلسفه غیبت آن حضرت رجوع شود به دو كتاب از نگارنده: منتخب‌الاثر، باب26، 27 ، 28، 29 و 30 از فصل دوم، و «نوید امن و امان» بخش دوّم، ص145 ـ 206، و بخش سوّم ص207 ـ 291.

[7] . رجوع شود به كتابهای «كمال الدین»، ص352 ـ 357، و «غیبت» شیخ طوسی ص104 ـ 108، و ترجمه، ج13، بحار، ص166 ـ 170.

[8] . می‌گردانم نگاهم را در خانه، پس نمی‌بینم صورت دوستانی را كه می‌خواهم.

[9] . نكته‌ای كه در اینجا یادآوری آن مناسب است این است كه: یكی از بیماری‌های خطرناك و مسری، بیماری تردید و شك‌پذیری در مسایل دینی و مذهبی است. مانند آن‌كه یك آمادگی و گرایشی به این پذیرش فراهم شده باشد، شبهه‌ها، شك‌ها، و مغلطه‌كاری‌ها را بدون تحقیق و بررسی كامل می‌پذیرند، و به‌عكس در مسایل عصر، علمی، اجتماعی، تربیتی و آنچه به دروغ تجدّد و ترقّی، و محصول دنیای مادّی و ماشینی، و اجتماعات غربی و شكستن سدهای اخلاقی است، زودپذیری و زودباوری رایج شده، و حتی خرافات را به جای حقایق می‌پذیرند، و رفتارهای ننگین، و كردار زشت، و ناپسند بیگانگان را به جای آداب حسنه برمی‌گزینند، و با افتخار، و بی‌چون و چرا از آنها تقلید می‌كنند.

در سنت‌‌های دینی، و دستورات اسلامی تا می‌توانند خورده‌گیری‌های ناهنجار، و بی‌معنی می‌نمایند، و از فلسفه و فایدة آنها می‌پرسند، ولی عادات و آداب اجانب را در لباس و خوراك، مو و سبیل، امور اجتماعی و خانوادگی، و فرهنگی، ندانسته و بدون این كه فایده‌ای از آن در نظر بگیرند، سرمشق خود قرار داده، و بلكه غالباً با علم به ضرر از بیگانگان پیروی می‌كنند.

در احادیثی كه در كتاب‌های معتبر روایت شده، و مردان خبیر و اهل فن و اطلاع به آن اعتماد كرده‌اند شبهه می‌كنند و نمی‌پذیرند، در حالی كه خبرهای مؤسسات خبرسازی و شایعه‌پردازی را با وجود هزار علت و احتمال جعل و دروغ، قبول می‌كنند.

بدیهی است این حال ناشی از ضعف اخلاق و جهل و غفلت و خودباختگی، و تسلیم كوركورانه در برابر افكار و عادات بیگانگان است.

پاره‌ای هم پیدا شده‌اند كه با القای شبهه، و استهزاء، و مسخره كردن آداب دینی یا خودداری از انجام وظایف اسلامی می‌خواهند خود را در جمع روشنفكران وارد، و اهل تحقیق و منطق معرفی نمایند.

این روش در سطح‌های مختلف، و پیرامون موضوعات متنوع ظاهر می‌شود. از مسایل اصول دین، و الهیّات، و محرمات، و مستحبات، و مكروهات، سخنی می‌گویند و به طور تحقیرآمیز و استفهام پرسش می‌نمایند.

ما آنچه دیده‌ایم بیشتر این افراد یا از صلاحیت علمی محروم، و عامی و بی‌سوادند و یا این كه می‌خواهند با این روش خود را نواندیش معرفی كرده، و در جمع برخی جوانان و كسانی كه با مسایل دینی آشنایی كامل ندارند، و باور كردن بسیاری از حقایق برایشان دشوار است جایی بازكنند، و صاحب مكتبی شوند.

اینها بیشتر برای فریفتن و اِغفال افراد خام و نپخته، حتی از الفاظ داغ، و اصطلاحات و لغات انگلیسی و فرانسه و اسامی مكتب‌های گوناگون نیز استفاده كرده، و كسانی را كه غرب‌زده، و عاشق الفاظ فرنگی‌مآبانه هستند، فریفته و در اشتباه می‌اندازند. چون اگر ساده و بی‌پیرایه سخن بگویند مقاصدی كه دارند آشكار شده و بیشتر مردم ملتفت می‌شوند و كالای آنها را نمی‌خرند. پس در لابلای الفاظ از لغات بیگانه یا اصطلاحات جدید می‌گویند تا افراد غیروارد، گمان كنند سخن آنها مبتنی بر یك اساس مسلّم علمی جدید، و فلسفه پذیرفته شدة تازه است.

به هر حال در عین حال كه معتقدیم باید باب بحث و نظر و پی‌جویی و تعقل و بررسی آزاد، به روی همه باز باشد، و از این جهت از كسی گله نمی‌كنیم بلكه از آن استقبال كرده، و آن را سبب تنویر افكار و روشن شدن حقایق، و تجلی هر چه بیشتر انوار معارف اسلام می‌دانیم، به این اشخاص نیز نصیحت می‌كنیم كه آقایان! اشتباه كاری و تدلیس، اظهار شك و تردید، شبهه‌سازی و مسخره كردن حقایق، سست كردن عقاید عامّه از راه تمسخر و استهزاء، بیانات جسارت‌آمیز، حمله به این و آن، دشنام دادن، مردم را به هم بدگمان كردن و سرگردان نمودن، و اندیشه‌های سوء را رشد دادن كار آسانی است. آنچه مشكل و دشوار است، و كار همه كس نیست مردم را بر یك اصول صحیح استوار داشتن و متحد كردن، از شبهه و شك خارج گردانیدن و به سوی یك مسیر معقول و مقرون به خیر و سعادت دنیا و آخرت راهنمایی كردن است كه فقط انبیا و اولیا و رجال الهی از عهده این خدمت برآمده‌اند. و حتی فلاسفه، و حكما نیز در جنبة ایجابی و مثبت این موضوع نتوانستند مقام سازنده و مؤسس داشته باشند.

آنان‌كه نقش مخرب را بازی كرده، و خواستند این كاخ با عظمت، و این یگانه پناهگاهی را كه انبیا به امر خدا برای مردم ساختند، خراب و ویران سازند، سرانجام جز ایجاد نابسامانی و بی‌مأخذی و بی‌مقصدی و لامسلكی، چه دردی را درمان كردند؟ و بر كجای این همه زخم‌هایی كه پیكر جامعه انسانیّت از دست جهل و نادانی، فساد اخلاقی، تكبر، حسد، غرور و جاه‌پرستی برداشته، مرهمی گذاردند.

اگر در بیان این نكته بیش از حد این كتاب سخن طولانی شد، برای این است كه معلوم باشد حقیقت‌جویی، تلاش برای بالا بردن سطح معرفت و بصیرت و روشن شدن اذهان، تحصیل یقین كامل‌تر و همچنین مجاهده برای جستن حق، یك مطلب است و شبهه‌سازی، مسخره كردن حقایق، اتكا به غرور و دانستن یك سلسله الفاظ فریبنده و توخالی، مطلب دیگر است. آن كسانی كه رجال قهرمان آن میدان مقدس هستند، با افرادی كه در میدان دوم خودنمایی می‌كنند از زمین تا آسمان فرق دارند، و نباید آنها را باهم اشتباه گرفت و شبهه‌سازی را حقیقت‌جویی شمرد.

ای بسا ابلیس آدم‌رو كه هست *** پس بهر دستی نباید داد دست

ای بسا ابلیس آدم‌وار زشت *** كه برد انسان به دوزخ نه بهشت

لینک قسمت های مختلف این کتاب :

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت اول)

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت دوم)

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت سوم)

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت چهارم)

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت پنجم)

نام کتاب : فروغ ولایت در دعای ندبه (قسمت ششم)

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب فروغ ولایت در دعای ندبه

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب « فروغ ولایت در دعای ندبه »، 
برچسب ها : کتاب فروغ ولایت در دعای ندبه، فروغ ولایت در دعای ندبه، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    چهارشنبه 1392/04/5             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس