تبلیغات
پایگاه مهدوی شوق انتظار شوق انتظار - نام کتاب : تجلی توحید در نظام امامت (قسمت اول )

  






آثار و تالیفات مهدوی آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
نظرسنجی
سوال امروز

جمله زیر در کدامیک از کتابهای مهدوی معظم له می باشد؟

در جامعه جهانی اسلام تجمّل گرائی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تكلّف در پذیرائی‌ها و میهمانی‌ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است.





درباره پایگاه
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رمضان الکریم
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ


این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش

التماس دعا

در این پایگاه مجموعه ای از آثار و تالیفات ارزشمند فقیه و مجتهد عالم و فرزانه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی در باره حضرت ولی عصر (عج) و موضوع مهدویت معرفی و ارائه می گردد امید آنکه منتظران ظهور حضرتش را ترنمی دلنشین و سودمند باشد

مدیر وبلاگ : میرحسن علوی
نویسنده وب سایت
پیوندها
صافی گلپایگانی مدظله العالی   کتاب تجلی توحید در نظام امامت

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب تجلی توحید در نظام امامت

تجلّی توحید در نظام امامت

تالیف :حضرت آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی


اَلْحَمْدُ للهِ الذی جَعَلَ الأَئِمَةَ قُوّامَه علی خَلقِه، وَ خفظةً لِدینِهِ وَ وُلاةً لاَِمْرِه. وَ الصَّلوة وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِ رُسلِه أَبی الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهرین، سیّما امامِ العصر و ناموسِ الدّهر كاشِف الضُّر وَ المِحَن، مولانا الحجة بن الحسن، عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ الْمَعْصومین مِنْ الصَّلَواتِ أَنماها وَ مِنْ التَحیّات أزكاها. اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِن الْفائِزینَ بِوِلایَتِهِ وَ أَكْرمْنا بِظُهورِهِ وَ شَرِّفنا بِلِقائِهِ وَ امْلاَ بِهِ الأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً، بِرَحْمَتِكَ یا أَرْحَمَ الْرّاحِمین.

قالَ اللهَ تعالی:

وَ اِذِ ابْتَلی اِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ: إِنّی جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً. قالَ: وَ مِنْ ذُرِّیَّتی ؟ قالَ: لا یَنالُ عَهْدِی الْظالِمینَ[1].
مقدّمه:

سیر توحیدی و معنوی و كمالی انسان، اگر چه به ظاهر از معرفة الله و توحید و سایر صفات كمالیه باری تعالی، آغاز می‌شود، در ادامه و امتداد نیز همان تكامل معرفت خدا و عقیده توحید و جلوه‌های آن است.

عقاید دیگر مثل نبوّت و امامت و معاد، هر چند اصولی مستقل در كنار عقیده توحید محسوب می‌شوند، در وجود و واقعیت یافتن، متأخر از عقیده توحید و مرتبط به آن می‌باشند، و در واقع مكمّل آن و بسط و تفصیل معرفت خدا و صفات كمالی ذاتی و افعالی او است.

عقیده به نبوت، مرتبه‌ای از مراتب كمال عقیده به توحید، و جلوه‌ای از جلوه‌های معرفت خدا است. همچنین عقیده به معاد و امامت، همه از شؤون و تجلّیات این عقیده است. آنانكه خدا را به اسماء الحسنی و صفات علیایی كه دارد می‌شناسند، به فرستادن پیامبران و اعطاء معجزه به آنها و نزول كتاب و موازین و قواعد و احكام مورد نیاز بشر از جانب او ایمان می‌آورند، چنانكه به نصب امام و وجود حجت در هر عصر و زمان و ولایت و سایر نظامات نیز ایمان می‌آورند. همچنان كه وقتی خدا را به عدل و حكمت، و منزّه بودن از كار لغو و عبث و بیهوده شناختند، به معاد ایمان می‌آورند. و خلاصه ابعاد معرفت خدا و فروع عقیده به توحید و صفات جمالیه و جلالیه حق تعالی مانند خونی كه در بدن جریان دارد، در تمام مبانی و معیارها و اصول و فروع شرعی جریان دارد، و عقاید دیگر از آثار و لوازم آن عقیده اصلیه است.

موضوع این رساله تجلّی توحید در نظام امامت است، كه چون با تجلّی توحید در كل رسالات انبیا و رسالت اسلام و تجلّی آن در امامت حضرت مهدی علیه‌السّلام ارتباط دارد، به حول و قوه الهی آن را در چهار گفتار زیر به پایان می‌رسانیم.

1ـ تجلی توحید در كل رسالات انبیا و معارف و شرایع آسمانی.

2ـ تجلی توحید در اسلام.

3ـ تجلی توحید در نظام امامت.

4ـ تجلی توحید در امامت حضرت مهدی علیه‌السّلام.
 
 
 
گفتار اول:
تجلّی توحید در رسالات انبیا


تجلّی توحید را در رسالت انبیا، به سه گونه می‌توان تحت بررسی قرار داد:

نخست، از جهت پایه بودن ایمان به خدا و عقیده به توحید، برای عقیده به نُبَوات و رسالت‌های آسمانی، كه بدیهی است عقیده به توحید مانند زیر بنا، و عقیده به نبوّت و هر عقیده حق دیگر نسبت به آن، مانند رو بنا است. چنانكه كل عقاید حقّه و بینش‌هایی كه انسان دارد، و برداشت‌هایش از مكتب‌های مختلف نسبت به اخلاق و اعمال و روش زندگی و شكل نظاماتی كه حاكم می‌شود، زیر بنا است. بنابراین با نداشتن بینش توحیدی، رسیدن به ایمان به نُبَوات، طفره و محال است.

دوم، از جهت رسالت انبیا، كه عمده و اساس آن دعوت به توحید و یكتاپرستی و پرورش موحّد و یكتاپرست می‌باشد.

قرآن مجید، رسالت پیامبران و كوشش و تلاش آنها را، در دعوت به توحید و تربیت افراد موحد، و ساختن جامعه توحیدی، و همچنین مبارزه آنها را با مظاهر شرك و طاغوت‌پرستی، شرح داده و نشان می‌دهد كه در طول تاریخ جهان، انبیا بودند كه فطرت توحیدی مردم را بیدار كرده، آنها را از پرستش طاغوت‌ها نجات داده‌اند. چنانكه در این آیه می‌فرماید:

«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنَبُوا الْطّاغُوتَ»[2]

یكی از پیغمبران بزرگ كه در قرآن مجید از او تجلیل شده است، حضرت ابراهیم، ابوالانبیاءعلیه‌السّلام است، كه با شرك و بت‌پرستی نمرود و نمرودیان، به آن شكل بی‌سابقه و بی‌نظیر مبارزه كرد و افكار را علیه شرك و بت‌پرستی، و نمرود و طاغوت، بسیح كرد، و از قدرت طاغوتی نمرود نهراسید، و با فریاد:

«إِنّی بَریءٌ مِمّا تُشْرِكُونَ»[3]

و:

«وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ الْسَّمواتِ وَ الأَرْضَ»[4]

دل‌ها را تكان داد، و مردم را به خودیّت خودشان و به فطرتشان باز گرداند.

این پیامبران، همه در كنار مستضعفان و محرومان جامعه بودند و استعباد واستبداد را محكوم می‌كردند، و با فقرای مؤمنین همان روابط را داشتند كه با اغنیای ایشان داشتند. و خلاصه زبانشان و دعوتشان و عملشان و ثروتشان همه از توحید و دواعی الهی ملهم بود، و زندگی موحدین را به همه درس می‌داد. در خوف و رجا و توكّل و عبادت و محبّت؛ توحید در خوف، و توحید در توكل و عبادت و محبت، اساس كارشان بود.

گفته نشود: چگونه دعوت انبیا به توحید، منطقی است با اینكه عقیده به نبوّت فرع عقیده به توحید است و با گفته پیغمبران، اثبات وجود خدا و توحید او قابل توجیه نیست؟.

زیرا جواب داده می‌شود: دعوت انبیا دو بخش دارد. یك بخش آن مربوط به توحید و خداشناسی و اصل نبوّت عامّه و همچنین دعوت به عناوین كلّی است، مثل راستی و امانت و عدالت و رحم و ترك ظلم و خیانت و غیر اینها از اموری كه عقل، حسن یا قبح آنها را درك می‌نماید. در این بخش، نقش انبیا تذكّر و استخراج فطریات و به كار انداختن قوای عقلی و فكری بشر است. چنانكه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمود:

«فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ اِلَیْهِمْ أَنْبیائَهُ لِیَسْتَأدُوهُم میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَكِّرُوُهم مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ، وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلیغ، وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقولِ»[5]

«پس خدای تعالی پیغمبران خود را در بین آنان برانگیخت و ایشان را پی در پی می‌فرستاد تا عهد و پیمان خداوند را كه جبلی آنان بود بطلبند و به نعمت فراموش شده یادآوریشان كنند و از راه تبلیغ با ایشان گفتگو نمایند و عقلهای پنهان شده را بیرون آورده به كار اندازند».

در این بخش، دعوت پیامبران متّكی بر عقل و فطرت است، و از كسی نمی‌خواهند كه تعبّداً دعوت آنها را بپذیرد.

بخش دیگر دعوت انبیا، مربوط است به دعوت به رسالت خودشان و وحیی كه بر آنها نازل می‌شود، و تعیین مصادیق ظلم و خیانت و عدل و امانت و احكام و نظامات. در این بخش، طبعاً باید دعوت متوجّه كسانی باشد كه به خدا و عالم غیب ایمان آورده باشند، و لذا در مسأله واجب بودن روزه می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصّیامُ...»[6]

«ای كسانی كه ایمان آورده‌اید روزه بر شما نوشته شد...»

و همچنین در موارد دیگر، كه متجاوز از هشتاد مورد است.

و در اینجا است كه باید پیغمبر، دلیل صدق و بیّنه‌ای مثل معجزه داشته باشد.

بنابراین اشكال اینكه دعوت انبیا به توحید، «دورگونه» بوده و قابل توجیه نیست، مرتفع می‌شود.

سومین شكل تجلّی توحید در رسالت انبیا، اینست كه دین، از جهت اینكه متضمن برنامه‌ها و قوانین و احكام و نظامات مربوط به نواحی متعدّد زندگی بشر است، تحقّق دهنده توحیدِ نظام و توحیدِ قوانین می‌گردد، و آنچه در این توحید، اصل است اینست كه بشر از جهت اینكه اجتماعی و مدنی الطبع است، و از جهات دیگر، نیازمند به قوانین و احكامی است، كه عمل به آنها سعادت دنیا و آخرت وكمال مادّی و معنوی او را تأمین نماید. و كسی غیر از خداوند متعال صلاحیّت وضع قوانین و احكام را ندارد. زیرا خدا است كه بر كل افراد بشر و انس و جن و ملائكه، حتی انبیا و اولیا، ولایت دارد.

و به عبارت دیگر، آنچه در صلاحیت جعل احكام و وضع قوانین و قواعد، شرط است، دو چیز است: یكی اینكه قانونگذار كسی باشد كه عالم به تمام مصالح و مفاسد امور و نواحی جسم و روح و قوا و غرایز و نیازهای فردی و اجتماعی مردم باشد، و از اینكه فایده‌ای از عمل به آن قوانین ببرد، منزّه باشد، و متّهم به داشتن غرض خاصّی در جعل قوانین نشود، و در معرض این اتّهام هم نباشد.

بدیهی است، این صلاحیت را كسی غیر از خداوند متعال دارا نیست، كه هم عالم به تمام مصالح و مفاسد است، و این انسان شناخته نشده را آفریده و می‌شناسد، و از درون او و نهان او آگاه است، و از هر گونه نقص و غرض، چون غنی بالذّات و كامل بالذّات است، منزّه و مبرّا است.

دوم اینكه قانونگذار كسی باشد، كه بر همه انسان‌ها بالذّات ولایت داشته باشد، و اختیارش نسبت به انسان و تعیین برنامه امورش، از اختیار خود انسان، بیشتر باشد، و بلكه اختیار انسان، چه تكوینی و چه تشریعی، به تكوین و تشریع او باشد. پر واضح است كه چنین كسی نیز، غیر از خداوند متعال نیست كه مالك و صاحب و خالق و رازق همه بشر و همه مخلوقات است و همه تحت ولایت مطلقه او هستند[7]، و همه احكام و تكالیف باید به وحی او و مستند به او باشد، و مداخله در این امور، مداخله در شؤون ربوبی، و استكبار و استعلا و خلاف توحید است. و به همین جهت است كه به حكم آیه كریمه:

«قُولُوا آمَنّا بِاللهِ وَ ما اُنْزِلَ اِلَیْنا وَ ما اُنْزِلَ اِلی اِبْراهیمَ وَ اِسْمعیلَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَد مِنْهُم وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»[8]

باید به نبوت تمام انبیا، ایمان داشته باشیم. دعوت همه، دعوت به خدا بوده است، و در جوهر و حقیقت، واحد بوده، و آن اسلام و تسلیم بودن در برابر خدا، و حكم و فرمان خدا، و قانون خدا است. امت پیغمبران در این دید، امت واحده هستند،

«وَ اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُم اُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ»[9]

نسبت به همه آنها صادق است. یهودیّت و نصرانیّت و این‌گونه الفاظ، نمی‌تواند عنوان دعوت انبیا و معرّف آن باشد؛ چنانكه ایمان به موسی و عیسی اگر فقط ایمان به وحیی باشد، كه بر آنها نازل شده، و از مسایل نامعقول و باطلی كه در تورات و اناجیل رایجه است منزّه باشد، بدون ایمان به رسالت حضرت خاتم الانبیا، اسلام نمی‌باشد.

گفتار دوم:
تجلّی توحید در اسلام


تجلّی توحید در اسلام، به قدری نیرومند و پر تلألؤ است، كه اسلام و توحید، و موحّد و مسلم، مانند دو لفظ مترادف، مفهوم واحد یافته، و به گفته بیگانگان ـ مثل گوستاولوبون ـ عقیدة توحید، تاج افتخاری است كه در بین ادیان بر سر اسلام نهاده شده است[10].

اسلام، دین خدا است، دین توحید است و دین همه پیغمبران و پیروان راستین‌شان دین حضرت خاتم الانبیاصلّی‌الله علیه و آله است. نه برای دین حق اسمی بهتر از این اسم می‌توان یافت، و نه برای بشر، واقعیت و اصالتی اصیل‌تر و عالی‌تر از مفهوم این اسم. و این از قضایایی است كه می‌گویند: «قِیاساتُها مَعَها» دلیلش با خودش می‌باشد، و خودش دلیل خودش است.

دین حق غیر از اسلام، به حق نخواهد بود، و هر تعبیر دیگر كه از دین حق بشود، اگر مفهومش، مفهوم كلمه «اسلام» یا كلماتی كه در لغات دیگر با آن مترادفند، نباشد، دین حق نیست. خدا واحد است، و دین حق واحد است، و آن اسلام است كه در مفهومش هیچ‌گونه دوگانه خواهی و دوگانه پرستی و شرك نیست. تسلیم خدا بودن، و فرمانبردار و فرمان‌پذیر بی‌قید و شرط او بودن، هم به اعتقاد و هم به عمل، اسلام است. برای انسان هم، عالی‌تر از این، مقام و مرتبه‌ای نیست و كمالی از این بالاتر نمی‌شود. لذا خداوند متعال پیغمبر جلیل خود حضرت خلیلعلیه‌السّلام را در قرآن مجید مسلم خوانده است، و از پسران یعقوب حكایت می‌فرماید كه در پاسخ پدرشان كه در هنگام درگذشت از این جهان، به آنها گفت:

«ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی»

گفتند:

«نَعْبُدُ اِلهَكَ وَاِلهَ آبائِكَ اِبْراهیمَ وَ اِسْمعیلَ وَ اِسْحقَ اِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون»[11].

بنابراین اگر چه اسلام، عنوان و نام و رسالت دعوت حضرت خاتم الانبیا صلّی‌الله علیه و آله می‌باشد و پس از ظهور آن حضرت، بر غیر آنچه آن حضرت به آن رسالت داشته، صحّت اطلاق ندارد، اما این نامگذاری و حصر عنوان اسلام به این دین، برای این است كه اسلام خالص است، و اسلام هیچكس، جز به تسلیم در برابر این دین و پذیرفتن احكام و محرمات و واجبات آن محقق نمی‌شود، و یكی از شواهد بر خاتمیت این دعوت و بقای آن تا روز قیامت اینست كه در عصری كه مفهوم اسلام مجهول و ناشناخته مانده بود و نام‌ها و عنوان‌ها و برچسب‌های ناجور، به ادیانی كه سابقه الهی و حقانیت داشتند، زده بودند، و نه فقط این نام‌ها نارسا و معرّف حقیقت آنها نبود، بلكه با اسلام مغایر و منافی بود، در چنین زمانی، این دعوت بر اساس وحی الهی، اسلام را به جهانیان عرضه كرد، و صریحاً در مثل آیة:

«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْه»[12]

و آیه:

«إِنَّ الدّینَ عِنْدَ اللهِ الاِسْلام»[13]

اسلام را یگانه راه نجات اعلام كرد. و در آیاتی مثل

«فَلا وَ رَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَكِّمُوكَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً»[14]

و آیه:

«وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة اِذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم»[15]

و آیه:

«وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ اِلی اللهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُروَةِ الْوُثْقی»[16]

و آیه:

«وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعا اِلی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ اِنَّنی مِنَ الْمُسْلِمینَ»[17]

و آیات دیگر، ویژگی‌ها و آثار و جلوه‌های اسلام و حقیقت دین را به نحوی كه هیچ تعلق و وابستگی به گروه و نژاد و منطقه‌ای نداشته باشد، و اصول و فروع آن فطری و خردپسند، و در همه ازمنه و اعصار، وحدت دینی را تأمین نماید، روشن فرمود؛ كه پس از چهارده قرن، یگانه بیان كامل و جامع و بی‌بدیل، دین حق است، و الی‌الابد هم بی‌بدیل خواهد بود. همه باید به این دین بگروند و همه باید ندای وحدت سر دهند و اسلام را كه عالی‌ترین و كامل‌ترین طرح وحدت است، بپذیرند، و شعارهای وحدت

«اِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقیكُم»[18]

«همانا گرامی‌ترین شما، نزد پروردگار پرهیزكار و با پرواترین شما است».

و:

«اَلنّاسُ كُلُّهُمْ بَنُو آدَمَ وَ آدَمُ خُلِقَ مَِن الْتُّرابِ وَ لا فَضْلَ لِعَرَبِیّ عَلیّ عَجَمِیّ وَ لا عَجَمِیّ عَلی عَرَبِیّ وَ لا أَحْمَرَ عَلی أَبْیَضَ وَ لا أَبْیَضَ عَلی أَحْمَرَ الاّ بِالْتَّقوی»[19]

«همه مردم فرزند آدمند و آدم از خاك خلق شده و هیچ فضل و برتری بر هیچ عربی نسبت به عجمی و بر هیچ عربی نسبت به عجمی و بر هیچ سرخ پوستی به سفید پوستی، و بر هیچ سفید پوستی به سرخ پوستی نیست مگر به تقوا».

را سر دهند، و زبان حال و مقال همه مردم جهان، از هر نژاد، و اهل هر قاره و شهر و روستا، این باشد:

اَلصّینَ لَنا وَ الْعُرْبُ لَنا *** وَ الْهِنْد لَنا وَ الْكُلُّ لَنا

أَضْحَی الاِسْلامُ لَنا دیناً *** وَ جَمیعُ الْكَوْنِ لَنا وَطَناً

توحید الله لَنا نور *** أعددنا الروح له سكنا

 

[1]. سوره بقره، آیه124.

[2]. همانا در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم (تا به خلق ابلاغ كند) كه خدای را پرستش كرده و از بتان و طاغوت‌ها دوری گزینند.(سوره نحل، آیه36).

[3]. از آنچه شریك خدا قرار می‌دهید من بیزارم (سوره انعام، آیه78).

[4]. همانا من با ایمان خالص روی به سوی خدایی آوردم كه آفریننده آسمان‌ها و زمین است. (سوره انعام، آیه79).

[5]. نهج البلاغه، خطبه اول.

[6]. سوره بقره، آیه183.

[7]. گفته نشود: «چگونه همه تحت ولایت او هستند ؟ با اینكه خداوند در آیه257 سوره بقره می‌فرماید: «اللهُ وَلی‌الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النّورِ وَ الَّذینَ كَفَرُوا أَْولیاؤُهُم الطّاغُوتُ» «كه دلالت دارد بر اینكه، خداوند سبحان فقط ولی مؤمنین است، و اولیای كافرین طاغوت می‌باشد». زیرا پاسخ داده می‌شود: ولایتی كه برای خدا، بر هر چیز و هر كس ثابت است، عبارت است از قدرت ذاتیّه و بی‌نهایت او، كه در برابر آن، همه ممكنات خاضع و مطیع و منقاد هستند، و چنانكه در قرآن مجید آیه83 سوره آل عمران می‌فرماید: «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی الَّسماواتِ وَ الأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً» همه تسلیم اوامر تكوینی او می‌باشند و «إِنَّما أَمرُهُ اِذا أَرادَ شَیئاً أَن یَقولَ له كُنْ فَیَكُون» (سوره یس، آیه82) كلیه امور، طبق قضا و قدر او جاری است. این ولایت، همه را زیر پوشش خود گرفته و كسی نیست كه بتواند از آن سرباز زند. كه از جمله مظاهر و موارد ظهور این ولایت، اختیار داشتن بندگان است، كه انسان نمی‌تواند اختیار نداشته باشد. چون داشتن اختیار، امری از امور تكوینی است، كه انسان را در آن اختیار نیست، و او مختار است، چه بخواهد، و چه نخواهد. اینكه می‌گوییم همه تحت ولایت مطلقه او هستند، مقصود این ولایت است؛ و اما آن ولایتی كه در آیه «اَللهُ وَلی الَّذینَ آمَنُوا...» مراد است، علی الظاهر ولایت و تصرّف در امور اختیاری عبد است، كه به صورت هدایت و توفیق و وحی و دعوت انبیاء و امر و نهی و تكلیفات الهی و عنایات غیبی نسبت به مؤمنین و كسانی كه زمینه قبول و پذیرفتن این ولایت را دارند، محقّق می‌شود، و نظیر ولایت موالی بر عبید، كه با قبول اوامر و نواهی آنها، تحقق می‌یابد و عبد تحت نفوذ و تاثیر اوامر آنها، در عین اختیار خود، عمل می‌نماید.

در اینجا گاه ولایت، اثرش در عبد به حدّی می‌رسد كه عبد سر تا پایش اطاعت و تجسم مراد مولی می‌شود، و حدیث قدسی معروف: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذی یَبْصُرُ بِهِ وَلِسانِهِ الَّذی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتی یَبْطِشُ بها» در حقش صادق می‌شود، و قلبش مصداق «انَّ الْقلوب بَیْنَ اِصْبَعَیْنِ مِنْ أَصابِعِ الله یُقَلِّبُها كَیْفَ شاء» (سفینة البحار، ج2، ص295) می‌گردد، و دواعی او همه الهی می‌شود، و عامل مشیّة الله می‌گردد.

در برابر این ولایت، ولایت شیطان و طاغوت، و دعوت‌ها و اضلالات ابلیسی است؛ كه آن نیز، در محدوده امور اختیاری بشر و به اختیار او انجام می‌پذیرد، و مراتب مختلف دارد. تا آنجا كه «أَفَرأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَویُه» (سوره جاثیه، آیه23) و «خَتَمَ اللهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ علی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةً»: (سوره بقره، آیه7) و «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرونَ بِها اُولئِكَ كَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (سوره اعراف، آیه179) در حق او صادق می‌شود. تا حدّی كه شیطان نیز به او می‌گوید: «إِنّی بَریءٌ مِنْكَ» و همه زمینه‌های خیر و قبول حق، در او بی‌اثر شده، حامل اراده طاغوت، و در ولایت كامل شیطان قرار می‌گیرد.

[8]. بگوئید كه ما به خدا، و به آن كتابی كه بر پیغمبر ما و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او، و موسی و عیسی و به همه آنچه بر پیغمبران از جانب خدا نازل شده ایمان داشته و عقیده‌مندیم و بین هیچ یك از پیغمبران فرق قایل نشده و تسلیم فرمان او هستیم. (سوره بقره، آیه136).

[9]. و این مردم همه یك دین دارند و متفق‌الكلمه هستند و یك امتند و من یگانه خدای شما هستم پس از من بترسید. (سوره مؤمنون، آیه52).

[10]. تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص142.

[11]. (حضرت یعقوب هنگام مرگش به پسران خود گفت:) بعد از من چه كسی را می‌پرستید گفتند خدای تو و خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را كه معبود یگانه است و ما مطیع فرمان او هستیم. (سوره بقره، آیه133).

[12]. هر كس غیر از اسلام دینی را اختیار كند هرگز از او پذیرفته نیست. (سوره آل عمران، آیه85).

[13]. همانا دین (پسندیده وپذیرفته شده) در نزد خدا اسلام است. (سوره آل عمران، آیه19).

[14]. نه چنین است قسم به خدای تو كه اینان به حقیقت اهل ایمان نمی‌شوند مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آنگاه هر حكمی كه بكنی هیچ‌گونه اعتراض در دل نداشته و كاملا از جان و دل تسلیم فرمان تو باشند. (سوره نساء، آیه65).

[15]. هیچ مرد و زن مؤمن را در كاری كه خدا و رسولش حكم كنند اراده و اختیاری نیست. (سوره احزاب، آیه36).

[16]. و هر كس روی تسلیم و رضا به سوی خدا آورده و نیكوكار باشد چنین كسی به محكم‌ترین رشته الهی چنگ زده. (سوره لقمان، آیه22).

[17]. چه كسی در جهان، از آن كس كه خلق را به سوی خدا خواند و نیكوكار گردید و همی به عجز و لابه گفت كه من تسلیم خدایم، بهتر و نیكوكارتر است. (سوره فصّلت، آیه33).

[18]. سوره حجرات، آیه13.

[19]. الدر المنثور، ج6، ص11.

لینک به قسمت های دیگر کتاب :

نام کتاب : تجلی توحید در نظام امامت (قسمت اول)

نام کتاب : تجلی توحید در نظام امامت (قسمت دوم)

نام کتاب : تجلی توحید در نظام امامت (قسمت سوم)

دانلود کل کتابهای معظم له  دانلود کل کتاب تجلی توحید در نظام امامت

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      موضوع : کتاب «تجلی توحید در نظام امامت »، 
برچسب ها : کتاب تجلی توحید در نظام امامت، تجلی توحید در نظام امامت، صافی، صافی گلپایگانی، آیت اللّه العظمی لطف الله صافی گلپایگانی،

این مطلب را در تمام نقاط دنیا به اشتراک بگذارید         
          دنبالر کلوب دات کام  بالاترین  وی ویو  twitter  یوتیوب  فیس بوک  فیس  نما  منتظر پاتوق  گوگل باز  گوگل بوکمارک  Digg  یاهو مسنجر  technorati  delicious             
میرحسن علوی    دوشنبه 1392/04/3             
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


انجمن مهدوی شوق انتظار

فروشگاه کتاب شوق انتظار

پایگاه مهدوی شوق انتظار

ترجمه وب سایت
ترجمه وب سایت :

العربیة, آذری, ترکیه, اردو

French , English
موضوعات
تبادل لینک
فرم تماس با نویسنده



ارسال ایمیل به :

پایگاه مهدوی شوق انتظار
نام و نام خانوادگی :
ایمیل شما (اختیاری):
وبلاگ شما (اختیاری) :
عنوان پیغام:
پیغام :

یا
تقویم امروز

آیه امروز در پایگاه مهدوی
« شوق انتظار »
a313.ir




امکانات جانبی
در صورت تمایل می توانید كد لوگوها را کپی کرده و در تنظیمات وب سایت خود قرار دهید
پایگاه مهدوی «شوق انتظار»

كد لوگوی پایگاه مهدوی
«شوق انتظار»

دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی دفترآیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

كد لوگوی جستجو در کتابخانه آیت الله صافی گلپایگانی(مدظله)

Goup Codealt="دگمه بالا بر"




SEO Reports for a313.ir
رتبه بندی سئو
گوگل پلاس